اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت تصدیق و تمایز آن از تصور می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های موجود درباره علت تحقق تصدیق در ذهن آغاز شده و با بررسی اشکالات مطرح‌شده بر کلام بوعلی سینا ادامه می‌یابد. استاد با تأکید بر اینکه تصدیق، فعلی بسیط و ساذج از افعال نفس است، تفاوت بنیادین آن را با تصور روشن می‌سازند. در ادامه، ضمن اشاره به ضرورت رعایت اخلاق در نقل مطالب و پرهیز از قضاوت‌های شتاب‌زده، به این نکته پرداخته می‌شود که مقدمات تصدیق در اختیار انسان است، اما نفسِ حکم، امری قهری است که پس از تکمیل مقدمات حاصل می‌شود. در پایان، با تکیه بر مبانی صدرالمتألهین، تفاوت میان علیت تقومی و علیت صدوری در ماهیات و نسبت آن‌ها با وجود و عدم تبیین می‌گردد تا روشن شود که چگونه تصدیق و تصور در ظرف علمی نفس، دو جایگاه و کارکرد متفاوت دارند.

ماهیت تصدیق و تفاوت آن با تصور

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت تصدیق و تمایز آن از تصور می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های موجود درباره علت تحقق تصدیق در ذهن آغاز شده و با بررسی اشکالات مطرح‌شده بر کلام بوعلی سینا ادامه می‌یابد. استاد با تأکید بر اینکه تصدیق، فعلی بسیط و ساذج از افعال نفس است، تفاوت بنیادین آن را با تصور روشن می‌سازند. در ادامه، ضمن اشاره به ضرورت رعایت اخلاق در نقل مطالب و پرهیز از قضاوت‌های شتاب‌زده، به این نکته پرداخته می‌شود که مقدمات تصدیق در اختیار انسان است، اما نفسِ حکم، امری قهری است که پس از تکمیل مقدمات حاصل می‌شود. در پایان، با تکیه بر مبانی صدرالمتألهین، تفاوت میان علیت تقومی و علیت صدوری در ماهیات و نسبت آن‌ها با وجود و عدم تبیین می‌گردد تا روشن شود که چگونه تصدیق و تصور در ظرف علمی نفس، دو جایگاه و کارکرد متفاوت دارند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ماهیت تصدیق و تفاوت آن با تصور

9
  • چون ممکن تعلق به علت دارد وجوداً و عدماً هم از حیث وجود باید تعلق به علت داشته باشد و هم از حیث عدم یعنی حکم به عدم وجود برای ممکن آن‌هم نیاز به علت دارد. اما در مورد واجب الوجود چرا او مجعول نیست؟ چون او بالای جعل است و اصلاً دیگر جعل به او تعلق نمی‌گیرد چون جعل تعلق می‌گیرد بر اینکه از استعداد به فعلیت دربیاورد و آن فعلیت فعلیت محضه است دیگر جعل به او تعلق نمی‌گیرد. از فرط تحصل و صمدیت و پر بودن و هیچ روزنه‌ای را برای تبدل استعداد و فعلیت باقی نگذاشتند از این نقطه‌نظر جعل به آن تعلق نمی‌گیرد. پس چگونه ملحق بشود آن که مجعول نیست به‌خاطر اینکه جعل فوق اوست به یک چیزی که مجعول نیست چون او فوق جعل است؟ نمی‌شود آن را به این ملحق کرد.

  • فافهَم و لَقد أصابَ الإمامُ الرازی حَیثُ قالَ إنَّ القولَ بِکونِ الماهیاتِ غَیرُ مَجعولةٍ مِن فروعِ مَسألةِ الماهیةِ المُطلقةِ و إنَّها فی أنفسِها غَیرُ موجودةٍ و لا مَعدومة.

  • فخر رازی فرمودند: اینکه ما بگوییم که جعل به ماهیات تعلق نمی‌گیرد از فروع مسئلۀ ماهیت مطلقه است یعنی وقتی که تصور کردیم ماهیت در ذاتش اطلاق دارد و نه اقتضاء وجود و نه اقتضاء عدم را می‌کند، از فروع این، این است که پس جعل به آن تعلق نمی‌گیرد چون اصلاً تحصلی ندارد و خودش نه موجود است و نه معدوم است.

  • تَفریعٌ: احتیاجُ الماهیةِ و الطَّبائعِ الکُلیة إلى أجزائِها.

  • کالجِنسِ و الفَصلِ أو کالمادةِ و الصورةِ احتیاجٌ تقومی بِحسبِ نَفسِ قِوامِها مِن حَیثُ هیَ أو بِحسبِ قِوامها موجودةً و احتیاجُها إلى فاعِلها و غایتُها احتیاجٌ صدوریٍ.

  • احتیاج ماهیت و طبایع کلیه و اجزاء آن مثل جنس و فصل یا ماده و صورت احتیاج تقومی است یعنی ماهیت و طبایع در قوام خودشان احتیاج به جنس و فصل یا به ماده و صورت در خارج دارند و اصلاً قوامش مربوط به آنها است. یکی از آنها را بگیریم اصلاً ماهیت وجود ندارد و دیگر ماهیت، ماهیت نیست. جنس و فصل باشد به‌حسب خودش یا به‌حسب قوامش به‌ وجود خارجی احتیاج به ماده و صورت دارد. اگر شما ماده را از انسان بگیرید دیگر آن انسان نیست. اگر صورت را از انسان بگیرید دیگر صورت خارجی او انسان نیست و به یک صورت دیگر ملحق می‌شود و گوسفند می‌شود. ماده و هشتاد کیلو همان است ولی صورتش فرق می‌کند، این بع بع می‌کند!

/