اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت جعل و افاده وجود در کلام بهمنیار

تفاوت ایجاد و ایجاب در نظام هستی و نسبت آن با ماهیت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با تکیه بر کلام بهمنیار در کتاب «التحصیل»، به تبیین دقیق معنای «افاده وجود» و تفاوت آن با «ایجاد» می‌پردازند. بحث از اینجا آغاز می‌شود که فاعلِ هستی‌بخش، وجود را به معنای خلقِ ماهیت ایجاد نمی‌کند، بلکه حقیقتِ وجود را به منصه‌ی ظهور می‌رساند. در ادامه، این مسئله با نگاهی به مراتب هستی و تفاوت میان «ایجاب» و «ایجاد» بررسی شده و روشن می‌شود که چگونه وجودِ اطلاقی با پذیرش حدود و قیود، به مراتبِ امکانی و ماهوی تنزل می‌یابد. در این مسیر، استاد با نقدِ نگاه‌های سطحی به مفاهیم عرفانی، بر این نکته تأکید می‌کنند که تمامِ دعواهای تاریخی با عرفان، نه بر سرِ مبانی علمی، بلکه ناشی از تقابل با «نفس» و «أنانیت» است. در نهایت، جلسه با تبیین ضرورتِ ترکیب در موجودِ معلول و پیوندِ ناگسستنی میان علت و معلول به پایان می‌رسد.

تبیین حقیقت جعل و افاده وجود در کلام بهمنیار

9
  • رفتار مرحوم علامۀ طهرانی رضوان الله تعالی علیه در مجالس

  • لذا مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ وقتی که به مجلس فاتحۀ سابق که در مسجد شاه بود وارد شدند ـ ما در خدمتشان بودیم گاهی می‌رفتیم ـ وقتی می‌رفتند همین‌که وارد مجلس می‌شدند اگر کنار بلند می‌شدند و جا می‌دادند می‌نشستند، اگر نه همان‌جا می‌رفتند صاف وسط مجلس می‌نشستند! بله! در مجلس مرحوم آقای حکیم و همان مسجد جامع آن موقع آقای چهل ستونی نماز می‌خواندند، مجلس آقای حکیم در آنجا بود ما وارد شدیم آقایان نشسته بودند ما با مرحوم آقا رفتیم در وسط مجلس نشستیم. آقای امامی کاشانی هم داشت منبر می‌رفت و مدام می‌گفت که افراد سیاسی و رجال سیاسی بمیرند همه خوشحالی می‌کنند و دست می‌زنند ولی رجال دینی که بمیرند همه ناراحت می‌شوند! مدام تکرار می‌کرد! ده دفعه گفت! یعنی چه؟! خیلی خب بابا با همان یک دفعه فهمیدند دیگر که می‌خواهی سیاسی حرف بزنی! رفتند همان وسط نشستند. حالا اگر یکی از این فقها بیاید مدام این‌طرف و آن‌طرف را نگاه می‌کند! حالا کیپ نشسته‌اند و جای سوزن انداختن نیست! نخ بیندازی تا پایین نمی‌رود! او ایستاده و مدام می‌گوید که یا الله! بالأخره این‌قدر آنها می‌بینند مرتیکه رها نمی‌کند بالأخره این‌قدر می‌چرخند تا جا باز بشود و بنشیند! [می‌گوید که] آقا استغفرالله! همه سر همین حرف‌ها است ولی در اینجا نه! در اینجا برمی‌دارند [رد] می‌کنند! اینجاست که دعوا پیش می‌آید. مسئله اینها است!

  • نیاز وجود خارجی به سبب

  • وَ کُلُّ ماهیةٍ مرکبةٍ فَلَها سببٌ فی أن یَتحققَ تِلک الحقَیقةُ لا فی حملِ تِلک الحقیقةِ عَلیها مِثلُ الإنسان لَه سَببٌ فی تَحقُقِه و تَقَومِهِ إنساناً و أمّا فی حملِ الإنسانِ علیه فَلا سببٌ لَه و یُشبِه أن یَکونَ الموجودُ الّذی لَه عِلّةٌ یَجبَ أن یَکونَ مُرکباً حتّى یَصح أن یَکونَ مَعلولاً.1

  • هر ماهیت مرکبه‌ای را شما درنظر داشته باشید یک سببی دارد که این حقیقت متحقق شود نه‌اینکه در حمل این حقیقت بر آن ماهیت نیاز به سبب داریم. شیء وقتی بر ذات خودش حمل می‌شود نیاز به سبب ندارد! ماهیت وقتی که بر مصداق حمل می‌شود نیاز به سبب ندارد! سبب در وجود هست! این وجود خارجی وقتی که بخواهد محقق بشود سبب می‌خواهد، چه وجودش صورت و ماده داشته باشد یااینکه صورت و ماده نداشته باشد، در عالم نفوس و عالم ارواح فقط صورت داشته باشد بالأخره احتیاج به سبب دارد.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 416.