
تبیین حقیقت جعل و افاده وجود در کلام بهمنیار
تفاوت ایجاد و ایجاب در نظام هستی و نسبت آن با ماهیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با تکیه بر کلام بهمنیار در کتاب «التحصیل»، به تبیین دقیق معنای «افاده وجود» و تفاوت آن با «ایجاد» میپردازند. بحث از اینجا آغاز میشود که فاعلِ هستیبخش، وجود را به معنای خلقِ ماهیت ایجاد نمیکند، بلکه حقیقتِ وجود را به منصهی ظهور میرساند. در ادامه، این مسئله با نگاهی به مراتب هستی و تفاوت میان «ایجاب» و «ایجاد» بررسی شده و روشن میشود که چگونه وجودِ اطلاقی با پذیرش حدود و قیود، به مراتبِ امکانی و ماهوی تنزل مییابد. در این مسیر، استاد با نقدِ نگاههای سطحی به مفاهیم عرفانی، بر این نکته تأکید میکنند که تمامِ دعواهای تاریخی با عرفان، نه بر سرِ مبانی علمی، بلکه ناشی از تقابل با «نفس» و «أنانیت» است. در نهایت، جلسه با تبیین ضرورتِ ترکیب در موجودِ معلول و پیوندِ ناگسستنی میان علت و معلول به پایان میرسد.
تبیین حقیقت جعل و افاده وجود در کلام بهمنیار
7دعای ابوحمزه؛ اعجاز امام سجاد علیهالسّلام
أعرف العرفا همین حضرت سجاد علیهالسّلام است! بنده خدا چهکار کرده است؟! امام سجاد واقعاً در این دعای ابوحمزه اعجاز کرده است یعنی هیچ مرتبهای از مراتب نیست که حضرت در اینجا به این مرتبه تصریح کرده هیچ کسی نمیتواند خودش را از مضامین دعای ابوحمزه برکنار بداند! هیچ کسی نمیتواند! من از خودم میگویم، بقیه هم هر کسی خودش میداند! امکان ندارد؛ یعنی من همان کسی هستم که «أنا الَّذی أعطَیتُ عَلَی مَعاصی الجَلیلِ الرِّشا»1 یعنی من خودم واقعاً میبینم واقعاً میبینم والله قسم! والله قسم که اگر در هر لحظهای او نخواهد، من از پستترین افراد هم پستتر هستم و هر غلطی که بقیه میکنند من هم همان غلط را میکنم! شکی در این مسئله هم ندارم! هیچ شک ندارم! به تجربه برای خودم ثابت شده است؛ برای من این مسئله ثابت شده که اگر کاری را انجام ندادم دست خودم نبوده از طرف کسی دیگر بوده است! بهاندازۀ فهم و ادراک خودم فهمیدم! حالا این دعای ابوحمزه را ما اصلاً انگارنهانگار که از طرف امام آمده و امام دارد این مطالب را میگوید و ما باید نهتنها در شبهای ماه رمضان بلکه در غیر [این ماه هم بخوانیم]. من گاهی میشود که مثلاً نشستهام وقتی که مثلاً مطالعهای کردم یا چیزی نوشتهام خسته شدم بهجای اینکه مثلاً بروم یک ده دقیقه بیست دقیقه ـ چون به من گفتهاند که یک ساعت و نیم بیشتر نباید مطالعه کنی ـ [استراحت] کنم به جای این مفاتیح را برمیدارم دعای ابوحمزه را یک فقرهاش را میخوانم و روی آن فکر میکنم. این مفاتیح جلویم هست روی میزم هست. واقعاً میگویم که اصلاً بالاترین دستورالعمل از این دعای ابوحمزه ما چه داریم؟! واقعاً برای سلوک چه داریم؟! همین حرف را حالا بهنحو دیگری همین بندگان خدا عرفا میگویند که آقا هیچ پُخی نیستی و هیچ غلطی نیستی هیچ کسی نیستی! اِ غلط کرده این حرفها را زده! بابا همین را امام سجاد علیهالسّلام دارد میگوید، منتها زورمان به امام نمیرسد دیگر و نعوذ بالله نمیتوانیم به امام سجاد جسارت کنیم! انگارنهانگار! اما بقیه که بیایند یک حرفی بزنند میگویند: اینها چه هستند و فلان هستند! والاّ اینها نه وحدت وجود میفهمند و نه هیچ! اینها نمیفهمند اصلاً وحدت وجود با «حاء» حوله است یا با «هاء» هویج! جدی میگویم ها! من با اینها صحبت کردهام! جداً نمیفهمند که با «حاء» حوله است یا با «هاء» هویج است ولی اینها نه ایرادی به وحدت وجود دارند نه ایرادی به تشکیک وجود دارند و نه ایرادی به اصل وجود و اصل مطلب دارند به هیچکدام ایرادی ندارند! ایراد این است که چرا عرفان انگشت روی نفس ما میگذارد؟! قضیه فقط همین است! چرا اینها روی آن مسائل نفسانی ما میآیند؟! چرا اینها پا روی دُم ما میگذارند؟! قضیه فقط به این برمیگردد! والاّ عرفا با اینها کاری نداشته باشند [مشکلی ندارند].
- . إقبال الأعمال، ج ۱، ص 6۷، دعای ابوحمزه ثمالی. شرح فقراتى از دعاى أبوحمزه ثمالى، ج 2، ص 114:
«من آن کسى هستم که بر گناهان خداى بزرگ خداى جليل رشوهها دادم.»
- . إقبال الأعمال، ج ۱، ص 6۷، دعای ابوحمزه ثمالی. شرح فقراتى از دعاى أبوحمزه ثمالى، ج 2، ص 114:
