اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جعل به ماهیت و نقد نظریه صیرورت

بررسی نسبت میان جعل، ماهیت و ادراک حضوری در مراتب وجود

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مسئله «جعل» و چالش‌های نظریِ تعلق آن به ماهیت یا وجود می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه مشائین و بررسی محذورات تعلق جعل به ماهیت آغاز می‌شود و سپس با تبیین دیدگاه شیخ اشراق، به این پرسش پاسخ داده می‌شود که آیا جعل به ماهیت، همان‌گونه که برخی تصور می‌کنند، منجر به اعتباری‌شدن ممکنات می‌شود یا خیر. در ادامه، استاد با تأکید بر تفاوت میان ادراک مفهومی و ادراک حضوری، تبیین می‌کنند که شناخت وجود خارجی بدون اشراف شهودی بر علت آن محال است. ایشان در بخش پایانی، با نقد آفاتِ تفکر انتقادیِ غیرمنصفانه در میان اهل علم، بر ضرورتِ نگاهِ حق‌طلبانه و پرهیز از پیش‌داوری‌های ذهنی تأکید کرده و تفاوتِ جایگاهِ اولیای الهی در اشراف بر نفوس را با برنامه‌ریزی‌های ظاهری و استخاره‌های رایج، به روشنی ترسیم می‌کنند.

جعل به ماهیت و نقد نظریه صیرورت

5
  • ولی دوباره برای تکرار مطلب و مسئله و اینکه آن مسئله ازدست نرود، دوباره این مطلب را خدمت رفقا عرض کنم که اینکه جعل به صیرورت خورده است، حالا کسانی که قائل به‌صورت هستند ممکن است این مسئله را خوب درنیافته باشند لذا اشکالات مرحوم آخوند و غیر آخوند بر آنها وارد باشد، چون بالأخره صیرورت عبارت از یک امر انتزاعی است. وقتی که الآن من این کتاب را از اینجا در اینجا می‌گذارم، آنچه که در اینجا انجام شده است، حرکت است. یک کتابی در اینجا هست و بعد این کتاب از جای خودش حرکت می‌کند و همین‌طور مسافت را طی می‌کند تا در اینجا قرار می‌گیرد و وقتی قرار گرفت آن موقع یک صیرورتی انتزاع می‌کنیم که کتاب صارَ متحرکاً من مکانٍ إلی آخر. آن صیرورت یک امر اعتباری و مصدری می‌شود مثل همان وجودی که مصدری است و آن وجود معنای عام و سعی است و آن وجود بر تمام مراتب به‌عنوان یک مفهوم عام صدق می‌کند که آن یک امر اعتباری است ولی صحبت ما در اسم مصدر است، نه در معنای مصدر! در معنای مصدری شکی نیست که آن یک امر اعتباری است. آنچه که در خارج تحقق پیدا می‌کند ضرب است، نه زدن! زدن امر اعتباری می‌شود. آنچه که در خارج تحقق پیدا می‌کند، آن چیزی است که خورده می‌شود، نه خوردن! خوردن اعتباری می‌شود. به‌طورکلی مصدر عبارت از یک مفهوم انتزاعی است که از اسم مصدر و نتیجۀ فعل و حدث در خارج انتزاع می‌شود لذا همۀ مصدرها انتزاعی می‌شوند و مصدر به‌عنوان امر حقیقی نداریم. آنچه که در خارج هست نشستن نیست بلکه آن مصداق خارجی برای نشستن است که عبارت از یک وضع است که عارض به جالس می‌شود وَ هَلُمَّ جَرّاً.

  • بنابراین اگر قرار باشد بر اینکه صیرورت را یک امر اعتباری بدانیم که معنا همان معنای مصدری است، آن اشکالی که بر تعلق جعل به ماهیت بنا بر قائلین به اصالت ماهیت وارد می‌شد که مرحوم آخوند هم در این بحث روی آن اشکالات تکیه می‌کند، همان اشکالات بعینه بلکه افضح بر تعلق جعل به صورت هم وارد خواهد شد. منتها صحبت در این است که تعلق جعل به صیرورت را به معنای مصدری نگرفتیم و این مطلبی است که اگر بخواهیم کلام قائلین به صیرورت را تعبیر کنیم باید بگوییم که همین مطلبی را که ما می‌گوییم، آنها هم می‌فرمایند. و اگر قابل تأویل نباشد و بلکه بخواهد به همان معنای اعتباری باشد، این اشکالاتی که قبلاً هم گفتیم به‌طور افضح بر آنها وارد خواهد شد الاّ اینکه بگوییم: تعلق جعل به صیرورت به معنای مصدری نیست بلکه تعلقش به همان کیفیت خارجی است و پس از جعل، آن صیرورت انتزاع می‌شود و ما می‌گوییم: جعل به صیرورت تعلق گرفته است. این مطلب باید در ذهن باشد که قبل از تعلق جعل به صیرورت، صیرورت یک امر اعتباری است چه اینکه نسبت به ماهیات هم مسئله به همین کیفیت است. قبل از اینکه وجود در خارج عرض‌اندام کند، آیا ماهیت بدون وجود در خارج می‌بینید و مشاهده می‌کنید؟! شما می‌توانید انسانی را بدون وزن مشاهده کنید؟! می‌توانید انسانی را بدون صورت و بدون چهره و بدون خصوصیات وجودی مشاهده کنید؟! امکان ندارد. درحالی‌که شما وقتی که این انسان در خارج [وجود] پیدا کرد همان صورت را می‌بینید؛ آن صورتی که تصور می‌کردید می‌بینید. آن صورتی را که دیشب در خواب دیدید که جسم نداشت، یک حقیقتی در عالم مثال بود که آن صورت را فردا در خارج می‌بینید. آیا می‌شود آن صورتی را که در خارج می‌بینید جسم نداشته باشد و وجود نداشته باشد؟! همین‌طور صورت در مدرسه فیضیه راه برود بدون اینکه اصلاً جسم داشته باشد، بدون اینکه اصلاً‌ رنگ داشته باشد، بدون اینکه وزن داشته باشد و بدون اینکه وجود خارجی قابل لمس باشد و همین‌طوری [راه برود]؟! امکان ندارد. چرا؟ چون ماهیت امری است که استقلال ذاتی ندارد و این یک امر اعتباری است که وجودش وجود خارجی آن عین متشخص و متعین است. بعد از اینکه وجودی در خارج به این شکل پیدا شد، آن موقع می‌گوییم: پس ماهیت در خارج هست. قبلاً نمی‌توانیم بگوییم و امکان ندارد [چون] قابل قبول نیست و قابل لمس نیست و قابل حس نیست! بعد از اینکه زیدی در خارج وجود پیدا کرد، آن موقع می‌توانیم بگوییم: ابروی او این‌طور است، ببینی او این‌طور است، ریش و سبیل او این‌طور است، چشم او این‌طور است، قد او این‌طور است، وزن او این‌طور است، خصوصیاتش این‌طور است، این‌قدر علم دارد و این‌قدر سواد دارد، مسائل، اخلاق و صفاتش، همۀ اینها بعد از این است که این شخص در خارج باشد؛ یعنی بعد از اینکه شخصی در خارج بود یکی‌یکی انتزاع می‌کنیم و می‌گوییم: علم او این‌طور است، چهرۀ‌ او این‌طور است، سیمای او این‌طور است، وزن او این‌طور است و قدش این‌طور است. همۀ اینها ماهیت و آثار ماهیت است. ما بعداً می‌توانیم این را بگوییم. همین مطلب بدون فرق راجع به صیرورت هست. بعد از اینکه جعل به صیرورت آن وجود تعلق گرفت که عبارت از شکل‌گیری وجود است، آنگاه می‌گوییم که جعل به صیرورت تعلق گرفته است؛ یعنی برگردد نه‌اینکه صیرورت یک امر واقعی خارجی است که جاعل ارادۀ خودش را بر او قرار می‌دهد! خب این یک امر اعتباری و انتزاعی است. این معنا و مقصود ما از تعلق جعل به صیرورت است. البته از آن جایی که به‌حسب ظاهر کلام قوم این مطلب برای آنها در عباراتشان روشن نیست مورد تاخت‌وتاز امثال مرحوم آخوند و اینها قرار می‌گیرند. اینها حق دارند که نسبت به ادلۀ آنها بتازند زیرا صیرورت یک امر اعتباری است مثل خود ماهیت که امر اعتباری می‌شود.