اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت جعل و صیرورت در فلسفه اسلامی

تبیین نسبت میان اراده الهی، ماهیت و تحولات وجودی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مسئله «جعل» و «صیرورت» در فلسفه اسلامی می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه‌های مختلف پیرامون اصالت وجود و ماهیت آغاز شده و با نقد و بررسی دیدگاه‌های مشائین و شیخ اشراق ادامه می‌یابد. محور اصلی این گفتار، تبیین این حقیقت است که جعل الهی نه به ماهیت و نه به خودِ وجودِ بسیطِ حق‌تعالی، بلکه به «صیرورت» و تحولِ مظاهر تعلق می‌گیرد. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس، چگونگی تجلی وجود مطلق در عوالم مختلف و نقش اراده در این تحولات را تشریح می‌کنند. در بخش پایانی، ایشان با تأکید بر ضرورتِ مراقبه و دوری از اشتغالات ذهنیِ جزئی، بر این نکته پای می‌فشارند که درک این حقایقِ بلند، نیازمند طهارت نفس و تمرکز بر معارف اصیل است تا ذهن از توهمات و تخیلات دنیوی پاک شود.

حقیقت جعل و صیرورت در فلسفه اسلامی

2
  • تأویل و توجیه دومی که مرحوم آخوند کردند این است که قائل بشویم شیخ اشراق قائل به اصالت وجود است و مطالبش را ایشان در موارد مختلف به طرق و انحاء مختلف بیان کرده است الاّ اینکه در باب جعل وقتی که بحث بر سر کیفیت مجعولیت ماهیت یا وجود یا صیرورت است، از آنجایی که مشائین که قائل به اصالت وجود هستند و بسیاری از آنها معتقد به مجعولیت صیرورت هستند، برای مقابله و برخورد با آنها قائل به عدم اتصاف ماهیت به وجود شده است. از این نقطه‌نظر مجعولیت را به وجود نزده بلکه مجعولیت را به ماهیت زده است تااینکه با آنهایی که قائل به مجعولیت صیرورت هستند با آنها بخواهد مقابله کند ولی در اصل خود او قائل به جعل به وجود است یعنی خود وجود مورد جعل و ارادۀ جاعل قرار گرفته است.

  • چکیدۀ دیدگاه قائلین به مسئلۀ اصالت ماهیت

  • حالا قبل از اینکه ما وارد بحث بشویم و اشکالاتی که بر قائلین به مجعولیت ماهیت هست که مرحوم آخوند در همین صفحۀ بعد مطرح می‌کنند بخواهیم بیان کنیم این مسئله را باید تذکر بدهیم که ـ همان‌طوری‌که قبلاً خدمت رفقا عرض شد ـ راجع به تعلق جعل به وجود مطالبی را عرض کردیم و اینکه چرا قائلین به صیرورت، معتقد به مجعولیت صیرورت هستند؛ یعنی قائلین به اصالت ماهیت به جعل ماهیت معتقد هستند و وجود را یک امر اعتباری می‌دانند و او را منتزع از تحول ماهیت از مرتبۀ لا أیسیت و لا لیسیت به مرتبۀ تقرر و ثبوت می‌دانند و جعل را به این ماهیت متعلق می‌کنند که از ناحیۀ حق آنچه که در خارج ظهور پیدا می‌کند ماهیت است و وجود اختصاص به ذات او دارد و چون سنخیتی بین حق و مخلوق وجود ندارد، از این نقطه‌نظر نمی‌تواند چیزی که مختص ذات حق است به سایر مخلوقات تسری پیدا کند. این چکیدۀ دیدگاه آنها و نظر آنها نسبت به مسئلۀ اصالت ماهیت است والاّ نه‌اینکه آنها حالا خدای ناکرده کم دارند و امثال‌ذلک که این‌همه بر آنها تاخته بشود! البته الآن هم بسیاری از افراد هستند که از آن جایی که حقیقت وجود را ادراک نکردند این اعتراضات را وارد می‌کنند.