اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد رویکرد قشری در مواجهه با معارف و عرفان

لزوم پرهیز از قضاوت‌های سطحی و تعصبات غیرعلمی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با نقد رویکردهای سطحی و قشری در حوزه‌های علمی و دینی، بر اهمیت شناخت دقیق «منشأ انتزاع» در کلمات و استدلال‌ها تأکید می‌ورزند. ایشان با بررسی نمونه‌هایی از برخوردهای غیرمنصفانه با مفاخر عرفانی همچون مولانا و برخی جریانات فکری، این‌گونه قضاوت‌های عجولانه را ناشی از جهل یا تجاهل دانسته و آن را عاملی برای تضعیف جایگاه تشیع و مرجعیت در نگاه جهانی می‌دانند. در ادامه، با اشاره به دخالت مصالح مادی و دنیوی در صدور برخی فتاوا و احکام، بر ضرورت تحقیق و تدقیق علمی پیش از هرگونه اظهارنظر تأکید شده است. این مباحث در نهایت به این نتیجه می‌رسد که ارزش واقعی تشیع در معارف بلند اهل‌بیت علیهم‌السلام نهفته است و تقلیل دین به مسائل ظاهری و جزئی، مانعی بزرگ در مسیر فهم حقایق و اعتماد عمومی است.

نقد رویکرد قشری در مواجهه با معارف و عرفان

7
  • گفت هر کو را منم مولا و دوست***ابن عمّ من علی مولای اوست
  • منظور از دوست، دوست است دیگر! مثلاً پسرخاله است یا همسایه‌ات یا شریکت است. یعنی پیغمبر سه روز مردم را در آن گرما نگه داشته تا بگوید که مولا و دوست! دوستش داشته باشید! یک وقت به او سنگ نزنید ها! یک وقت بعد از من اهانت نکنید، خدا را خوش نمی‌آید! او داماد من است! یعنی مولانا با این وضعیت مولا را به دوست معنا کرده است؟! به همین دوست؟! حالا بگذریم از شعرهای قبل و بعدش و این چیزها. این است؟! آیا مسئله جهل است یا تجاهل است؟! گمان نمی‌کنم مسئله جهل باشد، شاید برای بعضی‌ها جهل باشد ولی خدایی نکرده اگر تجاهل باشد مسئله مشکل است! خلاصه باید که به خودشان فکر کنند! این‌طور که نمی‌شود! علیٰ‌کلّ‌حال الحمدلله بالأخره وضعیتی هست که مردم و آن کسانی که باید به‌دنبال حق بروند خودشان می‌روند و پیدا می‌کنند و به این حرف‌ها هم ترتیب‌اثر نمی‌دهند.

  • جریاناتِ مانعِ حق!

  • دوستان مطالبی از این‌طرف و آن‌طرف برای من می‌آورند؛ یک وقت یک صفحه‌ای برای من فرستاده بودند که یک شخصی از سایت یکی از همین آقایان ـ الآن فوت کرده است؛ آقای لنکرانی ـ استفتائی کرده بود در آن زمانی که درویش‌ها خراب کرده بودند و ... که آیا رفتن به مجالس اینها اشکال دارد؟ گفت: حرام است و چه هست و اینها همه دارای انحراف هستند و اینها چه هستند. حالا طرف خودش بوده یا کسی دیگر [این کار را کرده بوده بماند]. نویسنده یک دختر 24 یا 25ساله در انگلیس بوده که ایمیلی زده بود و آنها هم به این کیفیت پاسخ داده بودند. بعد هم شروع کرد: ای فرزندان من همۀ شما را نصیحت می‌کنم که از مکتب دور نشوید، از حق دور نشوید، به فقها پناه ببرید و ... .

  • بعد [آن دختر] گفته بود که آیا شما که می‌گویید: اینها منحرف هستند اطلاعی بر عقائدشان دارید؟! شما بفرمایید کدام‌یک از عقائد اینها با عقیدۀ تشیع مخالف است! کدام‌یک از عقائد اینها با عقائد تشیع مخالف است؟! وانگهی اگر یکی از عقائد اینها مخالف بوده است مگر در میان خود شما فقهاء عقائد مخالف وجود ندارد؟! مگر خودتان فتواهای 180 درجه مخالف باهم ندارید؟! خب حالا این دلیل بر این است که این مسئله به این کیفیت است؟! علاوۀ بر آن شما که می‌گویید: همۀ اینها مخالف هستند آیا شما عقائد همۀ اینها را دیده‌اید که الآن این‌طور به ضرس قاطع می‌گویید: همۀ اینها عقائد انحرافی دارند؟!