
نقد رویکرد قشری در مواجهه با معارف و عرفان
لزوم پرهیز از قضاوتهای سطحی و تعصبات غیرعلمی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با نقد رویکردهای سطحی و قشری در حوزههای علمی و دینی، بر اهمیت شناخت دقیق «منشأ انتزاع» در کلمات و استدلالها تأکید میورزند. ایشان با بررسی نمونههایی از برخوردهای غیرمنصفانه با مفاخر عرفانی همچون مولانا و برخی جریانات فکری، اینگونه قضاوتهای عجولانه را ناشی از جهل یا تجاهل دانسته و آن را عاملی برای تضعیف جایگاه تشیع و مرجعیت در نگاه جهانی میدانند. در ادامه، با اشاره به دخالت مصالح مادی و دنیوی در صدور برخی فتاوا و احکام، بر ضرورت تحقیق و تدقیق علمی پیش از هرگونه اظهارنظر تأکید شده است. این مباحث در نهایت به این نتیجه میرسد که ارزش واقعی تشیع در معارف بلند اهلبیت علیهمالسلام نهفته است و تقلیل دین به مسائل ظاهری و جزئی، مانعی بزرگ در مسیر فهم حقایق و اعتماد عمومی است.
نقد رویکرد قشری در مواجهه با معارف و عرفان
6لزوم تحقیق و تدقیق برای فرد عالم قبل از اظهارنظر
مرحوم پدر ما میگفتند: وقتی که از نجف آمدم یکی از اقوامشان که چند سال پیش هم از دنیا رفت پیش ایشان آمد، خب از حالوهوای ایشان اطلاع داشت و شروع کرد از مولوی بد گفتن که این دیوانه بوده و چه و چه بوده و... مدام گفت و گفت. پدر ما میگفتند که ما رفتیم مثنوی را آوردیم جلویش گذاشتیم و گفتیم که یک صفحهاش را بخوان و معنا کن. در همان خط اول گیر کرد! گفتم: شما چند دفعه تا حالا مثنوی را خواندهاید؟! گفت: من اصلاً نخواندهام. گفتم: تو که اصلاً نخواندهای آن عمامه پس برای چه روی سرت هست؟! پس بین تو و بقیه چه فرقی هست؟!
چهار سال بود یا شش سال بود که میشنیدیم یک آقایی طهران آمده و در همان زمان شاه در حسینیۀ ارشاد حرف میزند و بر علیه چیز کتاب نوشته است و سخنرانی کرده است و بر علیه او مطالب گفتهاند و چه گفتهاند؛ یکی گفت: یزیدی است. یک گفت: عمری است. یکی گفت: دین ندارد. یکی گفت: اصلاً لائیک است و هر کسی برای خودش یک چیزی گفت حتی من از مرحوم پدرمان هم راجع به این مطالب شنیدم. چند سال از این قضیه گذشت هر کسی از من سؤال میکرد میگفتم: نمیدانم. تااینکه خودم رفتم کتابش را خواندم. اولین کتابی که گرفتم کویر بود بعد که خواندم گفتم: این، این است. تا نخواندم، نگفتم و اظهارنظر و قضاوت نکردم حالا هر کسی که میخواهد باشد. راجع به او همه هرچه میخواهند بگویند، بگویند! خب پس بین طلبه و غیر طلبه چه فرقی هست؟! اینکه نمیشود هر کسی هرچه بگوید خب بقیه هم بیایند همان را بگویند. آقا چند صفحه از این را خواندهاید؟! خب جایی که مرحوم قاضی بیاید با آن سعۀ علمی با آن وضعیتش که نمیتوانید انکار کنید و جرئت ندارید انکار کنید و قابلیت مقایسۀ بین خودتان و او را ندارید، او بگوید که هشت بار مثنوی را مطالعه کردهام و هر بار مطلب جدیدی برای من حاصل شد که در قبل نبود، حالا تو درمیآیی میگویی که
