اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل دیدگاه شیخ اشراق درباره وجود و ماهیت

بررسی نسبت میان حقایق نوری و اعتباریت وجود در عالم خارج

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مبانی فلسفی شیخ اشراق در باب اعتباریت وجود و انحصار وجود در ذات باری‌تعالی می‌پردازند. بحث با تحلیل دیدگاه شیخ اشراق در انکار عروض وجود بر ماهیت در عالم ماده آغاز شده و به نقد تأویل‌های ارائه‌شده توسط ملاصدرا و محقق سبزواری در این زمینه می‌رسد. استاد با تبیین تفاوت میان قیام وجود به ماهیت و عروض عرض بر موضوع، به بررسی مراتب نور و تفاوت جوهرهای نوری و غاسق می‌پردازند. در ادامه، با طرح مسئله تمثل حقایق مجرد در قالب صورت‌های مثالی و مادی، این پرسش مطرح می‌شود که چگونه یک حقیقت نوری می‌تواند در مراتب مختلف ظهور یابد. در نهایت، استاد با نقد دیدگاه شیخ اشراق، ریشه اصلی خطای او را در عدم درک صحیح نسبت میان عالم ماده و مجرد دانسته و بر اصالت وجود در تمامی مراتب هستی تأکید می‌کنند.

تحلیل دیدگاه شیخ اشراق درباره وجود و ماهیت

3
  • از این گذشته یک معنای جامع شامل سِعی از این تشخصات جزئیۀ خارجیه انتزاع می‌شود و آن را به معنای مفهوم وجود تلقی می‌کنیم و اسم وجود را بر او می‌گذاریم. حالا هر اسمی می‌خواستیم بگذاریم، حالا آمدیم و گفتیم که وجود، این «واو و جیم و دال» اسمش این سه حرف را تحقق، تقرر، ثبوت یا هرچه می‌خواهید بگذارید ما این سه حرف را در کنار هم قرار دادیم مثلاً وَجدَ، یَجدُ، واجدٌ، موجودٌ، أوجدَ و وجودٌ تمام اینها که برگشت و مشتق به این سه حرف برمی‌گردد همان حقیقت ثبوت و تقرر را برای انسان تداعی می‌کند که رافع و دافع و مناقض عدم است و این معنا را همه می‌فهمند و ادراک می‌کنند. آن معنایی را که همه ادراک می‌کنند طبعاً یک معنای اعتباری و انتزاعی است و هیچ قائل به اصالت ماهیتی قائل به اصالت آن معنا نیست چون مسلّم این است که مفاهیم انتزاعیه وجود خارجی ندارد بلکه وجود خارجی آن مفهوم همان وجودات متشخصه و جزئیۀ آن مفهوم هستند که در خارج هستند.

  • عدم تعلق جعل به مفهوم

  • حالا شیخ اشراق بگوید که نه‌خیر، این مفهومِ وجود مفهوم حقیقی است و جعل به این مفهوم تعلق گرفته است. جعل که به مفهوم تعلق نمی‌گیرد جان من! جعل همیشه به آن حقیقت و هویت خارجیۀ یک مفهوم تعلق می‌گیرد، به آن شیء تعلق می‌گیرد. اگر قرار بر این است که یک فرشی بافته بشود جعل که به آن مفهوم انتزاعی فرشیت تعلق نمی‌گیرد. وقتی که می‌خواهد به کارخانه برود پشم را به کارخانه می‌برند و با آن پشم کارهایی انجام می‌شود و تبدیل به [فرش می‌شود]. وقتی که می‌خواهند یک جنسی را بسازند مثلاً می‌خواهند پلاستیک را بسازند ماده را در کارخانه می‌برند و آن جعل به آن ماده تعلق می‌گیرد، نه به آن مفهوم کائوچویی و پلاستیکی که آن مفهوم یک مفهوم انتزاعی از بین اشیاء مُتحدةُ الصِّنفیة و مُختلفةُ الصوریة است. هیچ‌وقت آن مفهوم را به کارخانه نمی‌برند مثلاً در یک جعبه را باز کنند و داخل این جعبه مفهوم پلاستیک و کائوچو است و آن را در دستگاه بریزند و بعد تبدیل به اشیاء خارجی و اینها بشود دلیلی بر این قضیه نیست و این مسئله معنا ندارد. پس اینکه مرحوم صدرالمتألهین در اینجا آمده تأویل کرده و محقق سبزواری هم این تأویل را پسندیده و [آنچه که] ایشان اینجا می‌فرمایند از تعبیر دیگری که حالا در جلسۀ بعد می‌آییم تأویل‌های دیگر را می‌خوانیم بهتر است این اشکالی که نسبت به این قضیه و تأویل وارد است این است که عالم مفاهیم اولیۀ فلسفیه با انتزاعات ثانیۀ فلسفیه قطعاً از نقطه‌نظر اصالت و اعتبار تفاوت می‌کند. کجا شخصیتی مثل شیخ اشراق بلند ‌شود بیاید و یک معنای سعی انتزاعی وجود را از اعیان خارجیه، حکم به اصالت آن بکند؟! آن مغز و ذهن این کار را کرده به آن شیء خارجی وجود چه معنا دارد؟! و جعل هیچ‌وقت نمی‌تواند به او تعلق بگیرد. این ایرادی است که وارد است.