
تبیین رابطه وجودی میان عالم مجردات و عالم ماده
نقش صورت مثالی در تحقق عینی و تبیین ربط حادث به قدیم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث پیچیده فلسفی، یعنی کیفیت ارتباط میان عالم مجردات و عالم ماده میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج درباره اصالت ماهیت در عالم ماده آغاز شده و با تبیین این حقیقت که عالم هستی در مراتب مختلف خود، تجلیات گوناگون یک حقیقت واحد است، ادامه مییابد. استاد با بهرهگیری از مبانی عرفانی و فلسفی، توضیح میدهند که چگونه عالم مثال، واسطهای برای تحقق صورتهای مادی است و چرا ادراک این ربط، کلید فهم ارتباط حادث با قدیم محسوب میشود. در ادامه، با تحلیل نمونههایی از تجربیات مثالی و روایات مربوط به عالم برزخ، این نکته تبیین میشود که چگونه حقایق مجرد، بدون از دست دادن ماهیت خود، بر عالم ماده احاطه یافته و قوانین آن را تحتالشعاع قرار میدهند. در نهایت، این جلسه با تأکید بر ضرورت تدبر دقیق و مساعدت ذوق شهودی برای درک این حقایق، به پایان میرسد.
تبیین رابطه وجودی میان عالم مجردات و عالم ماده
6بنابراین آن روح و آن حقیقت مثالی به آن نفس میرسد و چون آن نفس در عالم ثابتات هست و زمان برای تغییروتحول آن دخالت ندارد بنابراین آن نمازی که انسان میخواند آن حقیقتش ملصق به عالم مثالش میشود و الصاق این حقیقت نماز به مثال او در زمان نیست پس چه قبل بخواند ملصق میشود، چه بعد بخواند ملصق میشود، چه در هنگام دفن بخواند باز ملصق میشود بدون یک ثانیه کموزیاد که آن را که بعداً خوانده دیرتر ملصق میشود از آن نمازی که در شب اول قبر خوانده یا آن که زودتر خوانده زودتر ملصق میشود بهطوریکه اگر کسی چشمش را باز کند و به این سه مرتبه نظر کند نمازی که یک هفته قبل از فوت خوانده شده و نمازی که در هنگام دفن و نمازی که یک هفته بعد از فوت خوانده شده هردو را در یک رتبه میبینید، نه کم و نه زیاد. این برای چیست؟ این بهخاطر همان حقیقت ثابتی است که آن حقیقت ثابت در عالم مثال هست و آن ارتباطی با فعل ندارد. بله آن حقیقت ثابتهای که در عالم مثال هست از نقطهنظر وجود خارجی و از نظر وجود خارجی بسته به شرایط زمان صورت خارجیاش یا زود است یا دیر است یعنی إعمال علیت مشروط به شرایطی است که آن شرایط باید محقق بشود تا این علیت در خارج تحقق پیدا بکند و همان شرایط باز هم مشمول همان صورت مثال در آن عالم است.
نبودن ماده در قبال مجرد
همین مسئله را ما در مورد ارتباط بین ماده و مجرد داریم و اگر این مسئله را ادراک کنیم مطلب کمکم به کیفیت ربط بین ماده و مجرد نزدیک میشود که آنچه در عالم هست آن عبارت از حقائق مجرده است و اصلاً ما چیزی به نام ماده که درقبال مجرد است نداریم. صورت اشیاء خارجی بهنحوی است که ما تصور خلاف و تصور تفاوت را میکنیم چطور اینکه در عالم مثال وقتی که شما خواب میبینید، چطور میتوانید کارهایی را انجام بدهید که آن کارها را در عالم ماده نمیتوانید انجام دهید. چرا؟ چون خصوصیت بدن مثالی از یک جهت با بدن مادی سنخیتی که دارد آن سنخیت عبارت از شکل، قیافه، حرکات، سکنات و تا حدودی کارهایی را که خب انسان در این عالم و با این وضع و با این کیفیت میتواند انجام دهد. همین را شما در عالم مثال هم مشاهده میکنید. وقتی که میبینید یک شخصی فوت کرده ـ برادر، پدر، مادر یا رفیق ـ وقتی میآید با شما صحبت میکند همانطوریکه در این عالم صحبت میکرد قیافهاش همان است حالا یا تغییر کرده و یک مقداری جوان شده یا نه [ولی همان است] میآید صحبت میکند و میخندد همانطوریکه در اینجا میخندید. دندان دارد همانطوریکه در اینجا دندان داشت. دستش را حرکت میدهد همانطوریکه در اینجا و این عالم دستش را حرکت میداد. تمام کارهایی را که در این عالم میکرد شما میبینید در آنجا مشغول انجام دادن است. صحبت میکند و إخبار میدهد که من از فلانی قرض دارم و اینجا گیر هستم برو قرض من را بپرداز. شما هم اصلاً اطلاع ندارید بعد که میروید تحقیق میکنید میبینید بله، یک چکی پیش او داشته یک چیزی قرض کرده بعد حالا میبیند آنجا گیر است خب این یک چیزی است که دیگر چشمبندی نیست. چشمبندی آن چیزی است که واقعیت ندارد. میروید میگوید که قرض دارد، بعد طرف میگوید که حالا بخشیدم یااینکه میگوید: بده. میدهید و او هم آنطرف راحت میشود و مسئلهاش تمام میشود. از این نقطهنظر با آنچه که قبل از فوتش انجام میداد شما میبینید سنخیت دارد ولی از آنطرف میگوید: بیا دستت را بده باهم برویم. دستت را میگیرد یکدفعه میبینید که از یک شهری به شهر دیگر رفتید این دیگر چیزی است که شما میبینید با اینجا سنخیت ندارد.
