
تبیین رابطه وجودی میان عالم مجردات و عالم ماده
نقش صورت مثالی در تحقق عینی و تبیین ربط حادث به قدیم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث پیچیده فلسفی، یعنی کیفیت ارتباط میان عالم مجردات و عالم ماده میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج درباره اصالت ماهیت در عالم ماده آغاز شده و با تبیین این حقیقت که عالم هستی در مراتب مختلف خود، تجلیات گوناگون یک حقیقت واحد است، ادامه مییابد. استاد با بهرهگیری از مبانی عرفانی و فلسفی، توضیح میدهند که چگونه عالم مثال، واسطهای برای تحقق صورتهای مادی است و چرا ادراک این ربط، کلید فهم ارتباط حادث با قدیم محسوب میشود. در ادامه، با تحلیل نمونههایی از تجربیات مثالی و روایات مربوط به عالم برزخ، این نکته تبیین میشود که چگونه حقایق مجرد، بدون از دست دادن ماهیت خود، بر عالم ماده احاطه یافته و قوانین آن را تحتالشعاع قرار میدهند. در نهایت، این جلسه با تأکید بر ضرورت تدبر دقیق و مساعدت ذوق شهودی برای درک این حقایق، به پایان میرسد.
تبیین رابطه وجودی میان عالم مجردات و عالم ماده
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث پیچیده فلسفی، یعنی کیفیت ارتباط میان عالم مجردات و عالم ماده میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج درباره اصالت ماهیت در عالم ماده آغاز شده و با تبیین این حقیقت که عالم هستی در مراتب مختلف خود، تجلیات گوناگون یک حقیقت واحد است، ادامه مییابد. استاد با بهرهگیری از مبانی عرفانی و فلسفی، توضیح میدهند که چگونه عالم مثال، واسطهای برای تحقق صورتهای مادی است و چرا ادراک این ربط، کلید فهم ارتباط حادث با قدیم محسوب میشود. در ادامه، با تحلیل نمونههایی از تجربیات مثالی و روایات مربوط به عالم برزخ، این نکته تبیین میشود که چگونه حقایق مجرد، بدون از دست دادن ماهیت خود، بر عالم ماده احاطه یافته و قوانین آن را تحتالشعاع قرار میدهند. در نهایت، این جلسه با تأکید بر ضرورت تدبر دقیق و مساعدت ذوق شهودی برای درک این حقایق، به پایان میرسد.
تبیین رابطه وجودی میان عالم مجردات و عالم ماده
11تلمیذ: پس مسئله، عبور نشد. مثلاً این دفتر جرم دارد ...
استاد: عبور یعنی همین؛ این از آنجا به اینجا آمد.
تلمیذ: اینجا مانع مادی نداریم، مثلاً این ماده است و این انگشت من هم ماده است و این میخواهد داخل این برود.
استاد: این کسی که میخواهد این عمل را انجام بدهد دو مسئله را درنظر میگیرد؛ اول مثال خودش است که عرض کردم وجود خودش را تحت آن مثال حل میکند و دیگر ماده اثر خودش را در ماده بودن ندارد، نهاینکه ماده نیست! ماده دارای آثار مختلفی است؛ سایه و وزن دارد، همۀ اینها را دارد. یکی از آثار ماده تزاحم است، تزاحم دو جرم در اینجا وجود دارد و فقط آن تزاحم بین دو جرم را برمیدارد! چطور برمیدارد؟! یعنی آن مثال او میآید و با آن قدرتی که در مثال هست و آن قدرت در اینجا اعمال نمیشود ...
آیا در خواب دیدهاید وقتی که ـ خیلیها در خواب دیدهاند و در خواب این مسئله برای خیلیها اتفاق افتاده است و شما هم باید دیده باشید ـ با یک نفر صحبت میکنید، در همان حال که دارید صحبت میکنید یکدفعه آن شخص رفیق دیگرتان شد و صورتش تغییر پیدا کرد؟! همان شخص است و رفیق دیگرتان میشود! بعد یک مدت دیگر میگذرد و دوباره سر جای اول برمیگردد و بعد حالا هردو یکی هستند؛ یعنی هم آن [شخص] است و هم [شخص] دیگری است! خیلی اتفاق افتاده است. همین مثالی که برای این گوی زدم خودش مثال جالبی است. حرکت از نقطۀ چپ مناقض حرکت از نقطۀ سمت راست است! اگر حرکت از ناحیه چپ باشد، امتناع عقلی دارد بر اینکه بخواهد در نقطۀ مقابل بگردد! اگر بخواهد در ناحیۀ مقابل بگردد، امتناع عقلی دارد که بخواهد بر یک حرکت ضد خودش که حرکت به فوق است تعلق پیدا کند ولی درعینحال شما همین مسئله را در عالم مثال میبینید. چرا؟! چون قانون در عالم مثال قانونی است که با خود آن عالم ارتباط دارد و آنچه را که در این عالم هست مربوط به این عالم است! چه موقعی میشود که قانون این عالم تحتتأثیر مثال قرار بگیرد؟! وقتی که مثال از نقطهنظر اراده و اشراف بر ماده، ماده را از شرایط ماده بودن بیرون بیاورد! وقتی از شرایط ماده بودن بیرون آورد در عین اینکه ماده ماده است، دیگر آن تزاحم با ماده را ازدست میدهد و از در بسته و دیوار وارد میشود! خودش و دیوار را لطیف نمیکند بلکه فقط بین این ماده و آن ماده که تصادم در تقابل هست، این تصادم را برمیدارد و هردو را باهم یکسان میکند.
