
مبانی فلسفی شیخ اشراق در اعتباریت وجود
تحلیل تفاوت مراتب ابداعیات و عالم ماده در نگاه فلسفی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبنای شیخ اشراق پیرامون اعتباریت وجود و انحصار آن در ذات باریتعالی میپردازد. بحث با واکاوی اشکالات مطرحشده توسط مرحوم آخوند و دیگران بر کلام شیخ اشراق آغاز میشود که ایشان را به تناقض در تبیین عوالم عقول و نفوس در مقایسه با عالم ماده متهم کردهاند. استاد با نقد این برداشت، ضمن تأکید بر لزوم حمل کلام بزرگان بر صحت و پرهیز از قضاوتهای احساسی در مجامع علمی، به تبیین دقیق دیدگاه شیخ اشراق میپردازد. محور اصلی این تبیین، تفاوت در نحوه ظهور حقیقت وجود در عوالم تجردی و عالم ماده است؛ بهگونهای که در عالم ماده، وجود به دلیل کثرت صور و تبدلات، به شکل اعتباریِ ماهیات جلوهگر میشود. در نهایت، استاد ریشه این بحث را در معمای پیچیده ربط حادث به قدیم دانسته و بر ضرورت دستیابی به انکشافی شهودی یا عقلی برای حل این تناقض ظاهری تأکید میکند.
مبانی فلسفی شیخ اشراق در اعتباریت وجود
5ممنوعیت تعبیر کردن کلام افراد بدون حجت عرفیه!
غلط بودن حمل کلام بر غیر از ظهور عرفیۀ آن
تعبیر کردن کلام افراد بدون حجت عرفیه برای او غلط است همانطوریکه حمل کلام بر غیر از ظهور عرفیۀ آن غلط است تعبیر بِما لا یرضی صاحبُه هم غلط است! خودش زبان داشته میگفته، حالا خودش آمده گفته که من منظورم این است حالا بیاییم و این مسئله را توجیه کنیم و بگوییم که مقصود این شخص این نبوده بهخاطر اینکه شینی و عیب و منقصتی بر او مترتب نشود این مسئله مسئلۀ قبیح است و چقدر خوب است که انسان این مسئله و قضیه را داشته باشد و همیشه در صحبت و نوشتنش آن قضاوتی که میخواهد بکند قضاوت صحیحی باشد و حبّ و بغض و مسئلۀ إعمال رویه در کار نباشد.
آفت موجود در مجامع علمی ما
الآن متأسفانه در مجامع علمی ما این آفت وجود دارد که ظهور مطالب در مجامع علمی ما محکوم احساسات و حبّ و بغضها و سلیقههای شخصی و سیاسی است و به این مسئله از این دیدگاه نظر میشود. اگر کسی در مسیر با شخص موافق باشد کفر هم بگوید کفرش قابل توجیه است و از او صرفنظر میشود ولی اگر نه، همراه در مسیر نباشد از بسم الله او هم هزارتا کفر بیرون میکشند و منتظر هستند بگویند که کجای این عبارتش یک «واو» کم دارد و آنجای عبارتش یک «باء» زیاد دارد و چنان مته را در خشخاش میگذارند تااینکه هزارتا غلط بیرون بیاورند و بعد در بوق و کرنا میکنند و منتشر میکنند و این یک آفتی است که متأسفانه ما را گرفته است؛ در مقالات و کتابهایی که میخوانیم و در صحبتهایی میشنویم این مسئله کاملاً مشهود است! خیلی مهم است برای یک طالب علوم دینی اینکه هیچگاه [اینطور نظر نکند]!
لزوم حمل بر صحت کردنِ کلام بزرگان
البته این مسئله هست که انسان باید کلام بزرگان را تا جایی که میتواند حمل بر صحت بکند و در این قضیه شکی نیست! دیدگاه انسان نسبت به افراد نباید یک وقتی دیدگاه منفی باشد که به هر عبارتی برخورد میکند بخواهد بهواسطۀ غلبۀ قوای علمی و نفسی نسبت به آن مطلب و آن شخص، مطالب خود را حاکم کند و او را محکوم کند و خود را برتر کند. نه! دعو انسان باید همیشه به این نحو باشد که تا جایی که امکان دارد انسان باید کلام و مطلب را حمل بر صحت خودش کند ولی اگر یک جا نشد دیگر نباید انسان زور بزند، [بلکه بگوید که] نه آقا اینطور نیست و غلط و اشتباه کرده ـ حالا عاصی که نیست ـ و نظرش این است مثل این افرادی که میآیند و یک غلطی میکنند بعداً که میبینند سروصدا شد شروع به تأویل کردن میکنند! بابا قبل از اینکه سروصدا بشود نمیگفتی! حالا که سروصدا شده [میگویی که] نه، منظور ما این است و منظور ما آن است؟! بعد هم مخفیانه در مجالسشان میگویند که بابا ما دیدیم سروصدا شده یک چیزی گفتیم اما نظرمان همان است. اینها همه غلط است و رعایت رندی علمی است که انسان بخواهد در مسائل علمی این رندیها را خرج کند و انجام بدهد. انسان باید همانطوریکه هست و واضحِ مطلب است، مسئله را به همان کیفیت بیان کند.
