
مبانی فلسفی شیخ اشراق در اعتباریت وجود
تحلیل تفاوت مراتب ابداعیات و عالم ماده در نگاه فلسفی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبنای شیخ اشراق پیرامون اعتباریت وجود و انحصار آن در ذات باریتعالی میپردازد. بحث با واکاوی اشکالات مطرحشده توسط مرحوم آخوند و دیگران بر کلام شیخ اشراق آغاز میشود که ایشان را به تناقض در تبیین عوالم عقول و نفوس در مقایسه با عالم ماده متهم کردهاند. استاد با نقد این برداشت، ضمن تأکید بر لزوم حمل کلام بزرگان بر صحت و پرهیز از قضاوتهای احساسی در مجامع علمی، به تبیین دقیق دیدگاه شیخ اشراق میپردازد. محور اصلی این تبیین، تفاوت در نحوه ظهور حقیقت وجود در عوالم تجردی و عالم ماده است؛ بهگونهای که در عالم ماده، وجود به دلیل کثرت صور و تبدلات، به شکل اعتباریِ ماهیات جلوهگر میشود. در نهایت، استاد ریشه این بحث را در معمای پیچیده ربط حادث به قدیم دانسته و بر ضرورت دستیابی به انکشافی شهودی یا عقلی برای حل این تناقض ظاهری تأکید میکند.
مبانی فلسفی شیخ اشراق در اعتباریت وجود
4رد وجود تناقض در کلام شیخ اشراق
خدمت رفقا عرض شد که علت این مسئله این نیست که شیخ اشراق بخواهد در اینجا قائل به تناقض و عدم تحقق وجود در خارج باشد بلکه امتیازی را که شیخ اشراق بین ابداعیات و غیر ابداعیات قائل است آن امتیاز... آخر این یک مسئلهای است که بالأخره کسی که أدنیٰ تأملی نسبت به حقیقت ماهیت و وجود داشته باشد میتواند به این مسئله برسد فَکیفَ به شخصی مثل شیخ اشراق که ایشان صاحب مقاماتی بوده و از نظر علمی هم بسیار مرد فاضلی بوده و روی کلماتش باید دقت شود اضافه بر اینکه مشرب عرفانی و شهود هم داشته است. او که نمیتواند بیاید و مسئلۀ ماهیت را مطرح بکند. آن ذوق عرفانی شیخ اشراق که عالم بسیط و حقیقت و نور را خالی از حدود میبیند و حقیقت وجود را موجب برای ظهور و بروز این مسئله احساس میکند این مطلب موجب میشود که ایشان در مسئلۀ سایر از ممکنات که اینها دارای حیثیت تبدّل و تغیر هستند بهواسطۀ اختلاف صور که این صور عارض بر ماده است.
لذا ایشان در اینجا مسئلۀ ماده و شهادت را با مسئلۀ عالم عقول و نفوس فرق گذاشتهاند و در اینجا قائل به یک وجود عامی شدند که وجود عام براساس همان تبدل و ظهور ماهیات در خارج از آنها انتزاع میشود اما برگشت اصل و حقیقت این مسئله به عالم نور و وجود است منتها آن اشکالی که بهنظر میرسد، نه براساس کلام مرحوم آخوند که البته تعبیری که ایشان در اینجا میکنند حالا جلسۀ بعد احتمالاً به تعبیر میرسیم و باید ببینیم که آیا این تعبیر جا دارد یا ندارد. تعبیری که دیگران از کلام آنها کردند بالأخره باید تعبیری باشد که بِما یرضی صاحبُه باشد والاّ تعبیر بأیِّنحوٍکان [صحیح نیست] ممکن است تعبیر کند به اینکه این آب نیست و شربت آلبالو است اینکه تعبیر نشد! یااینکه بگوید: این بهجای لیوان، کوزه است و مقصود او از لیوان کوزه است! اینکه معنا ندارد!
