
مبانی فلسفی شیخ اشراق در اعتباریت وجود
تحلیل تفاوت مراتب ابداعیات و عالم ماده در نگاه فلسفی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبنای شیخ اشراق پیرامون اعتباریت وجود و انحصار آن در ذات باریتعالی میپردازد. بحث با واکاوی اشکالات مطرحشده توسط مرحوم آخوند و دیگران بر کلام شیخ اشراق آغاز میشود که ایشان را به تناقض در تبیین عوالم عقول و نفوس در مقایسه با عالم ماده متهم کردهاند. استاد با نقد این برداشت، ضمن تأکید بر لزوم حمل کلام بزرگان بر صحت و پرهیز از قضاوتهای احساسی در مجامع علمی، به تبیین دقیق دیدگاه شیخ اشراق میپردازد. محور اصلی این تبیین، تفاوت در نحوه ظهور حقیقت وجود در عوالم تجردی و عالم ماده است؛ بهگونهای که در عالم ماده، وجود به دلیل کثرت صور و تبدلات، به شکل اعتباریِ ماهیات جلوهگر میشود. در نهایت، استاد ریشه این بحث را در معمای پیچیده ربط حادث به قدیم دانسته و بر ضرورت دستیابی به انکشافی شهودی یا عقلی برای حل این تناقض ظاهری تأکید میکند.
مبانی فلسفی شیخ اشراق در اعتباریت وجود
2قبح دعوت کردن پسر از پدر به دلیل ولایت داشتن پدر
یک وقتی خدمت مرحوم آقا1 ـ رضوان الله تعالی علیه ـ در مجلس نشسته بودیم ـ چند نفری بودیم ـ صحبت از این شد که اگر یک وقتی در منزل یک کسی را دعوت بکنند، ما به پدرمان چه بگوییم؟ بگوییم که آقا شما دعوت دارید به منزل بیایید؟ طبق عادی و معمول مسئله اینطور است وقتی که انسان بخواهد یک مجلسی بگذارد از افراد دعوت میکند حالا براساس اعتبار و کیفیت ذهن یک شخصی را دعوت میکند و یک شخصی را دعوت نمیکند. مثلاً دو نفر با همدیگر خوب نیستند دعوتشان نمیکند و میگوید: اگر این دوتا با همدیگر اینجا باشند حالا این به او اینطوری نگاه میکند، او هم آنطوری نگاه میکند و مجلس برزخ میشود! یک وقتی نه، دعوت میکند بهخاطر اینکه بین اینها صلح برقرار کند، این اعتبار فرق میکند و این دو نحوه اعتبار است یااینکه یک نفر را دعوت نمیکند از این باب که اگر دعوت کند اصلاً به او برمیخورد! یعنی او همیشه ملازم رکاب است! اگر بخواهد دعوت کند میگوید که مگر ما غریبه بودیم که شما ما را دعوت کردید؟! حتی دعوت کردن برای او به آن برخوردن است! انظار و شرایط مختلف است و انسان خوب است که همیشه شرایط را درنظر بگیرد و ببیند که وضعیت و شرایط به چه نحوی هست و بر طبق همان عمل کند.
صحبت ما این بود که حالا ما بخواهیم به شما بگوییم که بیایید چهکار بکنیم؟ من میگفتم که دعوت از پدر قبیح است و نباید پدر دعوت بشود فقط باید صرف اطلاع باشد. دعوت از پدر معنایش این است که شما شخص غریبهای هستید یعنی خارج هستید و شما را برای این دعوت میکنیم یعنی این دعوت ما موجب میشود که شما بیایید درحالیکه پدر جنبۀ ولایت دارد و وقتی که به منزل فرزند و ولد خودش میرود مثل این است که به منزل خودش میرود و کسی را که به منزل خودش دعوت نمیکنند. بقیه از اخوان ما میگفتند که نه، دعوت بشود و بعضیها هم مردد بودند. خلاصه مرحوم آقا گفتند که نه، این دعوت خوب نیست فقط باید اطلاع داده بشود که فلان روز ما گفتیم که یک افرادی بیایند، دیگر خودتان میدانید مثلاً ببینید حالتان مساعد است و وضعیت و شرایطتان به چه نحوی است. ببینید حالا اینکه دعوت کردن پسر در اینجا قبیح میشود دعوت کردن در یک جا مستحسن میشود. حالا اگر من نبودم و بهجای من شخص دیگری بود یک همچنین حرفی مطرح نبود یا همین قضیه نسبت به اینها اینطوری به این کیفیت نبوده و نمیشد باشد. یک حکم یعنی یک مسئله و یک رفتن و شرکت در یک مجلس با یک خصوصیت است یعنی همان افرادی که در آن مجلس هستند همان افراد هم در همین مجلس هستند و هیچ تفاوت ندارد و صورت قضیه فرقی نمیکند. شرکت در مجلس طعام و اطعام است و افراد هم یکی هستند و مجلس هم مجلس واحد است ولی همینکه انتساب در اینجا اختلاف پیدا میکند شما میبینید حُسن و قبح هم در اینجا اختلاف پیدا میکند. حَسن، قبیح میشود و قبیح در اینجا حَسن میشود. همۀ اینها براساس اعتبار معتبر است و اعتبار معتبر هم براساس شرایط خارجی است.
- . علامه آیة الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی رضوان الله تعالی علیه.
