اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مبانی فلسفی شیخ اشراق در اعتباریت وجود

تحلیل تفاوت مراتب ابداعیات و عالم ماده در نگاه فلسفی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبنای شیخ اشراق پیرامون اعتباریت وجود و انحصار آن در ذات باری‌تعالی می‌پردازد. بحث با واکاوی اشکالات مطرح‌شده توسط مرحوم آخوند و دیگران بر کلام شیخ اشراق آغاز می‌شود که ایشان را به تناقض در تبیین عوالم عقول و نفوس در مقایسه با عالم ماده متهم کرده‌اند. استاد با نقد این برداشت، ضمن تأکید بر لزوم حمل کلام بزرگان بر صحت و پرهیز از قضاوت‌های احساسی در مجامع علمی، به تبیین دقیق دیدگاه شیخ اشراق می‌پردازد. محور اصلی این تبیین، تفاوت در نحوه ظهور حقیقت وجود در عوالم تجردی و عالم ماده است؛ به‌گونه‌ای که در عالم ماده، وجود به دلیل کثرت صور و تبدلات، به شکل اعتباریِ ماهیات جلوه‌گر می‌شود. در نهایت، استاد ریشه این بحث را در معمای پیچیده ربط حادث به قدیم دانسته و بر ضرورت دستیابی به انکشافی شهودی یا عقلی برای حل این تناقض ظاهری تأکید می‌کند.

مبانی فلسفی شیخ اشراق در اعتباریت وجود

1
  • درس پانصد و چهلم

  • بررسی مبنای صاحب اشراق در اعتباریت وجود و انحصار وجود در ذات باری و افاضۀ ماهیت(1)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • تَنبیهٌ عَرشیٌ:

  • إنَّ صاحبَ الإشراقِ و مُتابعیهِ حَیثُ ذَهبوا عَلى وفقِ الأقدَمین.1

  • در دنبالۀ بحث جلسۀ گذشته همان‌طوری‌که قبلاً راجع به کیفیت مبنای صاحب اشراق در اعتباریت وجود و انحصار وجود در ذات باری و افاضۀ ماهیت در آنجا صحبت کردیم خدمت رفقا عرض شد که نمی‌توانیم کلام صاحب اشراق را به همین ظهور خودش برداریم گرچه مرحوم آخوند در موارد مختلف همان‌طور که تابه‌حال دیدیم نسبت به ایشان اشکال وارد کردند و تناقضی را در کلام ایشان مطرح کردند که شما از یک طرف نسبت به ذات باری قائل به اصالت وجود در آنها هستید و نسبت به عالم نفوس و عقول هم قائل به إنیّت وجودیه در مسئلۀ عالم ابداعیات هستید چه نفوس و عقول باشند یا انوار قدسیه باشد که آنها مراتب مختلفۀ وجود هستند و ماهیت آنها همان إنیّت آنها است که در رتبه، موجب تحقق خارجی و هویت خارجی آنها شده است. در این موارد شما قائل هستید بر اینکه وجود عارض بر ماهیت نیست اعتباراً بلکه وجود همان حقیقت نوریۀ آنها است که اختلاف آنها فقط به‌واسطۀ اختلاف رتبی است و هیچ چیز زائدی ندارد. مثل اینکه این آب در یک لیوان ریخته بشود فرض کنید دویست گرم وزنش است و اگر همین آب را در یک کاسه بریزید یک کیلو وزنش می‌شود چیز اضافه‌ای ندارد فقط اضافۀ آنها براساس کمیّت است. ولی خود کیفیت و آن حقیقت جوهری‌اش هم همان است هیچ فرقی نمی‌کند یا مثل نور که اختلاف در مراتب نور به‌خاطر شدت و ضعف است ولی حقیقت جوهریۀ او یکی است.

  • بناءًعلیٰ‌هذا شما از این‌طرف قائل به عدم بروز وجود بر ماهیات در عوالم نفوس و عقول هستید و از یک طرف وجود را یک امر اعتباری می‌دانید که عارض بر ماهیت شده و یک مفهوم عامی است که آن مفهوم عام از تحقق ماهیت انتزاع می‌شود و اسم تحقق را هم وجود نمی‌گذاریم بلکه نفس تحقق و تقرر ماهیت فی الخارج موجب برای این عنوان اعتباریت و انتزاع وجود است. مثلاً در مسئلۀ اعتباریت مثل ریاسات و اداره و مسئلۀ اضافه چطور مقولۀ اضافه یک مقولۀ اعتباری است که قائم به طرفین است و این مقولۀ اضافه با تغییر شرایط هم تفاوت پیدا می‌کند مثلاً الآن در این اطاق فوق و تحت مجلس تفاوت دارد از آنجایی که قسمت باب برای غرفه است آنجا پایین تلقی می‌شود و آنجا که قسمت حائط است آنجا بالا تلقی می‌شود و می‌گویند که آقا بفرمایید بالا [بنشینید]. حالا اگر جای در عوض می‌شد و به‌جای [حائط] در به آنجا می‌رفت آنجا تحت مجلس می‌شد و اینجا هم فوق مجلس می‌شد اگر هم یک چیزی هم به آن اضافه می‌شد آن‌هم مسئلۀ دیگری می‌شد!! این بر این مسئلۀ اضافه دائر مدار شرایط محیط و اعتبار معتبر است و همین مسئله هم ممکن است در بعضی از اوقات تفاوت ‌کند؛ می‌گویند: شَرفُ المَکانِ بِالمَکینِ.2 حالا اگر یک شخص بزرگی بیاید در آنجا بنشیند آنجا در نزد [دیگران] فوق می‌شود و می‌گویند که آنجا بالای مجلس شده است چون بالای مجلس به آن حیثیت ارزشی مجلس است که به‌واسطۀ او این مجلس اعتبار پیدا می‌کند. بنابراین ما هم می‌بینیم در مسئلۀ اضافه این اضافه براساس اعتبار معتبر است که تحقق خارجی پیدا می‌کند و ممکن است آن معتبر فرق ‌کند و تفاوت می‌کند.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 411.
    2. . «شرفُ المکانِ بِالمَکین» یک ضرب‌المثل عربی است که به این معناست که شرافت و ارزش مکان به‌واسطۀ کسی است که در آن مکان قرار دارد. به عبارت دیگر، ارزش و اهمیت یک مکان از موجودی که در آن ساکن است ناشی می‌شود، نه از خود مکان. (محقق)