
تبیین حقیقت جعل و افاضه وجود
تحلیل نسبت میان ذات باری تعالی و تحقق موجودات امکانی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون مسئله جعل و نحوه افاضه وجود از سوی مبدأ اعلی میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که با توجه به بساطت و عدم وجود حد در ذات باری تعالی، چگونه ممکن است موجودات امکانی که دارای حدود و ماهیات گوناگون هستند، از آن حقیقت نوریه صادر شوند. در ادامه، ضمن نقد دیدگاههای قائلان به اصالت ماهیت و بررسی اشکالات وارد بر آن، به تبیین این نکته پرداخته میشود که حقیقت وجودات خارجی، تجلی و افاضه حقیقت وجود بر قوالب امکانی است. استاد با استفاده از مثالهای ملموس، ضمن رد تصورات نادرست درباره توحید افعالی و اختیار انسان، به این نتیجه میرسند که وجودات امکانی در عین استناد به مبدأ هستی، دارای مراتب و احکام خاص خود هستند و این مسئله، کلید فهم رابطه میان واجب و ممکن است.
تبیین حقیقت جعل و افاضه وجود
1درس پانصد و سی و نهم
بیان مطلبی دقیق بهدنبالۀ بحث جعل
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
تنبیهٌ عرشیٌ:
إنَّ صاحبَ الإشراق و متابِعیه حیثُ ذَهَبوا علىٰ وفقِ الأقدَمین مِنَ الفلاسفةِ الأساطین کاغاثاذیمون و أنباذقلس و فیثاغورس و سقراط و أفلاطون إلى أنَّ الواجبَ تعالى و العقولَ و النفوسَ ذواتٌ نوریةٌ لَیسَت نوریتُها و وجودُها زائدةً على ذاتِها فَیمکنُ حملُ ما نَقَلناه عنه فی اعتباریةِ الوجودِ و تنزیلِ ما ذَکَره فی هذا الباب علىٰ أنَّ مرادَه اعتباریةُ الوجودِ العام البدیهی التصور لا الوجوداتُ الخاصةِ الَّتی بِعینِها.1
ایشان در اینجا مطلب دقیقی بهدنبالۀ بحث جعل مطرح میکنند. اگر درنظر رفقا باشد در مباحث جعل عرض شد که مسئله به تقدم و تأخر تعین خارج نسبت به ماهیت و وجود یا انتساب ماهیت به وجود است که مسئلۀ انتساب بحثش گذشت که آن یک مسئلۀ اعتباری است و صرف یک توهم و تعمّل عقلی است و با تعین خارج تفاوت دارد و صحبت روی ماهیت و وجود رفت که نظر مرحوم آخوند و قائلین به اصالت وجود بر تعلق جعل به وجود است و این نکته که افاضه از ناحیۀ مفیض چیست؟!
ما عدمهاییم هستیها نما *** تو وجود مطلق و هستی ما2 این تقدم عدم بر وجود امکانیه به وسیله و واسطۀ چه افاضهای و حادثهای مرتفع میشود و بهجای آن عدم وجود حاکم میشود؟! آن واقعیت و پدیده و حادثه چه چیزی میتواند باشد؟! شکی نیست از آن جایی که این وجودات، وجودات امکانیه هستند، هر حادثهای که بخواهد تحقق پیدا کند باید مستند به جاعل و مبدأ اول باشد و آن مبدأ اعلیٰ علت و واسطۀ برای تحقق این حادثه و پدیده و واسطه در تعین اشیاء است و در این شکی نیست. چه قائل بر اصالت ماهیت و چه قائل بر اصالت وجود [قائل هستند که] بالأخره امکان و لازمۀ ذاتی آن فقر است و فقر احتیاج به غیر است و ممکن متدلّی به غیر است، در این شکی نیست!
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 411.
- . مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر اول، ص 17:
ما عدمهاییم و هستیهای ما *** تو وجود مطلقی فانینما
