
تبیین حقیقت جعل و افاضه وجود
تحلیل نسبت میان ذات باری تعالی و تحقق موجودات امکانی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون مسئله جعل و نحوه افاضه وجود از سوی مبدأ اعلی میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که با توجه به بساطت و عدم وجود حد در ذات باری تعالی، چگونه ممکن است موجودات امکانی که دارای حدود و ماهیات گوناگون هستند، از آن حقیقت نوریه صادر شوند. در ادامه، ضمن نقد دیدگاههای قائلان به اصالت ماهیت و بررسی اشکالات وارد بر آن، به تبیین این نکته پرداخته میشود که حقیقت وجودات خارجی، تجلی و افاضه حقیقت وجود بر قوالب امکانی است. استاد با استفاده از مثالهای ملموس، ضمن رد تصورات نادرست درباره توحید افعالی و اختیار انسان، به این نتیجه میرسند که وجودات امکانی در عین استناد به مبدأ هستی، دارای مراتب و احکام خاص خود هستند و این مسئله، کلید فهم رابطه میان واجب و ممکن است.
تبیین حقیقت جعل و افاضه وجود
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون مسئله جعل و نحوه افاضه وجود از سوی مبدأ اعلی میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که با توجه به بساطت و عدم وجود حد در ذات باری تعالی، چگونه ممکن است موجودات امکانی که دارای حدود و ماهیات گوناگون هستند، از آن حقیقت نوریه صادر شوند. در ادامه، ضمن نقد دیدگاههای قائلان به اصالت ماهیت و بررسی اشکالات وارد بر آن، به تبیین این نکته پرداخته میشود که حقیقت وجودات خارجی، تجلی و افاضه حقیقت وجود بر قوالب امکانی است. استاد با استفاده از مثالهای ملموس، ضمن رد تصورات نادرست درباره توحید افعالی و اختیار انسان، به این نتیجه میرسند که وجودات امکانی در عین استناد به مبدأ هستی، دارای مراتب و احکام خاص خود هستند و این مسئله، کلید فهم رابطه میان واجب و ممکن است.
تبیین حقیقت جعل و افاضه وجود
5اشکال دوم اینکه اگر این حدیت در خود ماء باشد چطور ممکن است که این ماء در یک جا تبدیل به کره شود و در یک جای دیگر تبدیل به مکعب شود و در جای دیگر تبدیل به استوانه شود؟! الآن در اینجا تبدیل به استوانه شده و در یک جای دیگر تبدیل به هرم میشود! چطور ممکن است در خارج اَشکال مختلفی را از خودش بهوجود بیاورد درحالیکه آن اَشکال مختلف بهواسطۀ حدود هستند؟!
اشکال سوم اینکه اگر این حدیت همراه خودش باشد، بنابراین ظرف خارج نمیتواند تأثیری در آن حدیت داشته باشد و خود او باید ایجاد کند درحالیکه آن شیء خارجی است که موجب برای تعین حدیت و ماهیت خارجی برای این شکل حجم تعلیمی برای ما شد. بنابراین ذات باری را وقتی که ما تصور کنیم که این ذات باری عبارت از آن وجود بحت و بسیط است آیا میتوان در آن وجود بحت و بسیط ماهیتی را تصور کرد؟! حدی را تصور کرد؟! آیا میتوان میزی در همان وجود تصور کرد که میزی وجود دارد، اختلافی وجود دارد، شدت و ضعف در آن حقیقت نوریه وجود دارد، قوت و ضعف در آنجا وجود دارد؟! میشود؟! رتبۀ مختلف و رتبههای مختلف شما در وجود باری میتواند تصور کنید، تمام اینها همه خلاف فرض است و همۀ اینها مخالف با جنبۀ بساطت و جنبۀ لا حدیت و لا رسمیت و جنبۀ لا انتهائیت اوست. این مسئله از این نقطهنظر مفروغٌ عنه است. بنابراین فاقد شیء نمیتواند معطی باشد. این مسئلۀ اول.
پس حالا که در این اضافۀ اشراقیه و این افاضه از ناحیۀ مفیض حد نمیتواند افاضه شود بنابراین در این وجود خارجی چه چیزی تحقق پیدا کرده؟! در بحثهای گذشته اگر درنظر رفقا باشد عرض کردم که آنچه که در حقیقت ذات باری هست ...
شکی در این مسئله نیست، وقتی که ما نفی ماهیت از ذات باری کردیم که ماهیت افاضه نمیشود چون ماهیت در ذات باری نیست که افاضه بشود، خدا ماهیت و حد را قرار نداده است. علاوه بر او اشکال دیگر این است که ماهیت عبارت از حدود خودش است پس تا شیئی نباشد حدود چه معنایی میتواند داشته باشد؟ وقتی که کاغذ نباشد شما نمیتوانید مستطیلی در اینجا ترسیم کنید، اول باید کاغذ وجود داشته باشد تا مستطیل بودن تحقق پیدا کند و تا کاغذی نباشد مستطیل در اینجا معنا ندارد. پس در مرحلۀ اول کاغذ باید باشد، ماده باید باشد و بهدنبال این ماده عوارض خارجی باید مترتب باشد. این ماهیتی که از ناحیۀ پروردگار افاضه میشود، میخواهد به چه چیز تعلق بگیرد تااینکه تعین خارجی تحقق پیدا بکند؟ آن چیزی که ماهیت به آن تعلق میگیرد چیست؟ وجود که اختصاص به ذات باری دارد و به خارج از آن ذات تراوش نمیکند. برفرض تسلیم به افاضۀ ماهیت معنایش این است که وجود اختصاص به ذات باری دارد و بهاندازۀ ذرةٌمثقالی از ذات باری به غیر از باری تراوش و ترشح و سرایت نمیکند. اگر ما تسلیم این مسئله بشویم ماهیت که عبارت از یک حدود برای شیء است، این حد به چه چیزی تعلق گرفته است؟ آیا ممکن است که حد به امر عدمی تعلق بگیرد و آن امر عدمی دارای حد بشود؟! عدم که حد ندارد.
