
تبیین حقیقت جعل و افاضه وجود
تحلیل نسبت میان ذات باری تعالی و تحقق موجودات امکانی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون مسئله جعل و نحوه افاضه وجود از سوی مبدأ اعلی میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که با توجه به بساطت و عدم وجود حد در ذات باری تعالی، چگونه ممکن است موجودات امکانی که دارای حدود و ماهیات گوناگون هستند، از آن حقیقت نوریه صادر شوند. در ادامه، ضمن نقد دیدگاههای قائلان به اصالت ماهیت و بررسی اشکالات وارد بر آن، به تبیین این نکته پرداخته میشود که حقیقت وجودات خارجی، تجلی و افاضه حقیقت وجود بر قوالب امکانی است. استاد با استفاده از مثالهای ملموس، ضمن رد تصورات نادرست درباره توحید افعالی و اختیار انسان، به این نتیجه میرسند که وجودات امکانی در عین استناد به مبدأ هستی، دارای مراتب و احکام خاص خود هستند و این مسئله، کلید فهم رابطه میان واجب و ممکن است.
تبیین حقیقت جعل و افاضه وجود
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون مسئله جعل و نحوه افاضه وجود از سوی مبدأ اعلی میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که با توجه به بساطت و عدم وجود حد در ذات باری تعالی، چگونه ممکن است موجودات امکانی که دارای حدود و ماهیات گوناگون هستند، از آن حقیقت نوریه صادر شوند. در ادامه، ضمن نقد دیدگاههای قائلان به اصالت ماهیت و بررسی اشکالات وارد بر آن، به تبیین این نکته پرداخته میشود که حقیقت وجودات خارجی، تجلی و افاضه حقیقت وجود بر قوالب امکانی است. استاد با استفاده از مثالهای ملموس، ضمن رد تصورات نادرست درباره توحید افعالی و اختیار انسان، به این نتیجه میرسند که وجودات امکانی در عین استناد به مبدأ هستی، دارای مراتب و احکام خاص خود هستند و این مسئله، کلید فهم رابطه میان واجب و ممکن است.
تبیین حقیقت جعل و افاضه وجود
4عدم شرطیت وجود در مسئلۀ امکان
هنوز این پسر وجود خارجی پیدا نکرده آیا شما به این فرزندی که هنوز پدر و مادرش ازدواج نکردهاند میتوانید بگویید: ممکنُ الوجود یا نه؟! این امکان به کجا تعلق دارد درحالیکه هنوز افاضهای نیست و هنوز تکوّن نیافته است.
تلمیذ: چیزی نیست تا اشاره شود!
استاد: احسنت! ولی شما میگویید: اگر این حسن آقا با فاطمه خانم باهم ازدواج کردند ممکن است که بعد از ده ماه دیگر یا نُه ماه دیگر خدا به آنها پسری عنایت کند. این «ممکن است» که شما دارید میگویید به کدام یک از این سه نفر خورده است؟ به حسن آقا خورده که او فعلاً هست! به نام فاطمه خانم خورده که این فعلاً هست! باید به پسری که بعداً میآید بخورد، پسر که هنوز وجود ندارد پس در مسئلۀ امکان وجود شرط نیست و فقط امکان به ماهیت میخورد حالا چه ماهیت ممکنه باشد یا نباشد.
تلمیذ: میتوانیم جعلی را به خدا نسبت دهیم بعد بگوییم که مجعولش امکان نیست؟!
استاد: اگر مجعول امکانی نباشد که دیگر جعل در اینجا معنا ندارد جعل همیشه به امری تعلق میگیرد که مسبوق به عدم باشد. چون این ممکن است جعل به آن تعلق گرفته است. اگر این مثل ذات باری واجب الوجود بود و قدم ذاتی داشت این جعل به چه میخورد؟! ما که چندتا واجب الوجود نداریم! واجب الوجود آن ذاتی است...
تلمیذ: اضافۀ اشراقیه است.
استاد: هرچه هست اضافۀ اشراقیه است اصلاً اضافۀ حقیقه که اینجا معنا ندارد اضافۀ حقیقه یعنی تساوق ممکن با واجب الوجود از حیثیت وجودیه. درحالیکه اضافۀ اشراقیه فقط از یک طرف است.
تلمیذ: در اضافۀ اشراقیه چطور میگوییم که حیثیت امکانی میشود؟!
استاد: حیثیت امکانی نمیشود؛ حیثیت وجوب از ناحیۀ فاعل است حالا چطور به این میخورد جای صحبت دارد که اینکه از ناحیۀ جاعل تعلق گرفته چیست؟ تمام صحبت و بحث راجع به همین است. بنابراین این مثالی که من راجع به آب زدم مثال خوبی میتواند باشد که خود ذات مایع و آن میعانی که در این آب هست در آن میعان حدی وجود ندارد و اگر در آن حد وجود داشته باشد اشکالات عدیدهای لازم میآید؛ اول اینکه خود حدیت اقتضاء اختلاف میکند؛ مکعب بودن با کره بوده دو حد متفاوت است و محال است یک چیز در عین اینکه مکعب باشد در همان حال کروی باشد، خب این جمع بین ضدین است. بنابراین اگر خود نفس ماهیت ماء دارای حد باشد باید سؤال کرد که آیا خود مائیت میتواند با بیش از یک حد مصاحبت داشته باشد؟ آیا این ماهیت میتواند با بیش از یک حد همراه باشد؟ آیا یک امر واحد و یک شیء واحد میتواند بین ماهیات مختلف و بین حدود مختلف جمع کند؟ اغلب ممتنع است. این اشکال اول بود.
