
تبیین کیفیت معجزه و تصرف در عالم ماده
بررسی دیدگاه علامه طباطبائی درباره قانون علیت و خوارق عادات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت وقوع معجزات و خوارق عادات در عالم ماده میپردازند. بحث با پرسشی پیرامون کیفیت سفر پیامبر اکرم (ص) به کربلا در عالم کشف آغاز شده و به تحلیل چگونگی تصرف اولیاء الهی در زمان و مکان میرسد. استاد در ادامه، دیدگاه علامه طباطبائی مبنی بر توجیه معجزه از طریق شتابدهی به قانون علیت را مورد نقد و بررسی قرار میدهند. ایشان با تأکید بر اینکه اراده ولیّ خدا خود یک علت مستقل و حقیقی است، ضرورت حفظ پیوستگی تمام اجزای عالم در نظریه شتابدهی را به چالش میکشند. در نهایت، این جلسه با تبیین جایگاه نفس امام مبین در احاطه بر عوالم و نقد پیچیدگیهای غیرضروری در تحلیلهای فلسفیِ معجزه، به این نتیجه میرسد که تصرفات اولیاء الهی، نه نقض قانون علیت، بلکه تجلی ارادهای است که در طول مشیت الهی عمل میکند.
تبیین کیفیت معجزه و تصرف در عالم ماده
1درس پانصد و بیست و چهارم
بحث در کیفیت سفر جسمانی پیامبر به کربلا، و حقیقت معجزه از دیدگاه علامه طباطبائی
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
تلمیذ: راجع به این مسئله فرمودید که ظاهراً در معادشناسی مرحوم علامه طهرانی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ قضیۀ پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم هست که اصحاب گفتند که به کربلا رفتند و برگشتند، گردوغبار روی حضرت بود فرمودند: گردوغبار همان صحنهها است!1 با توجه به مطالبی که فرمودید، چه لزومی داشت حضرت از آن صحنه خارج شوند و بروند و برگردند یعنی زمانی را طی بکنند و اگر تمام این تأثیر و تأثرات آن موقع که حضرت حاضر هست هم برای ایشان وجود دارد همان موقع که حضرت اراده میکند آنها بهوجود میآید یا اینها به ارادۀ خود ولیّ هم هست؟ این به چه معنا است؟ چون لزومی ندارد که پیغمبر از آنجا خارج شود برای پیغمبر اگر اراده بکند هست.
کیفیت سفر پیامبر به کربلا در عالم کشف
استاد: بله، این در اینجا به دو صورت هست؛ صورت اول همان صورت کشفی مسئله هست که انسان بهواسطۀ ارتباط خودش با عالم مثال و ملکوت و صورت علّی در آن عالم میرسد بدون اینکه از نقطهنظر فیزیکی و مادی تغییروتحولی هم پیدا بشود. این یک چیز عادی و طبیعی است مثل خواب! خواب و اینها همینطور است دیگر! در خواب انسان بهواسطۀ انکشاف همان صورت مثالی و صورت برزخی به ملکوت و مثال میرسد. گرچه الآن این مسئله به یک نحو دیگر است و کلاً این موجود هنوز به دنیا نیامده است.
صورت دوم این است که همراه با این یک جنبۀ مادی هم در اینجا إعمال بشود؛ یعنی بهواسطۀ تصرفی که در ماده میشود زمان از این ماده برداشته میشود بهجای این مادهای که الآن هست مادۀ پنجاه سال دیگر میآید و در همینجا قرار میگیرد یعنی آن زمان کنار میرود و بعد آن حوادث و پدیدهها میآید و در جای خودش واقع میشود. در اینجاست که حضور فیزیکی و مادی هم شرط است یعنی صرفاً این نیست که نگاه کند، خودش در آنجا و در یک همچنین وضعیتی حضور پیدا میکند. ممکن است اینطور باشد. البته یک همچنین مطلبی نمیدانم برای پیغمبر به این کیفیت بوده است یا نه!
- . الإرشاد، ج ٢، ص ١٣٠؛ بحار الأنوار، ج ٤٤، ص ٢٣٩.
