
تبیین کیفیت معجزه و تصرف در عالم ماده
بررسی دیدگاه علامه طباطبائی درباره قانون علیت و خوارق عادات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت وقوع معجزات و خوارق عادات در عالم ماده میپردازند. بحث با پرسشی پیرامون کیفیت سفر پیامبر اکرم (ص) به کربلا در عالم کشف آغاز شده و به تحلیل چگونگی تصرف اولیاء الهی در زمان و مکان میرسد. استاد در ادامه، دیدگاه علامه طباطبائی مبنی بر توجیه معجزه از طریق شتابدهی به قانون علیت را مورد نقد و بررسی قرار میدهند. ایشان با تأکید بر اینکه اراده ولیّ خدا خود یک علت مستقل و حقیقی است، ضرورت حفظ پیوستگی تمام اجزای عالم در نظریه شتابدهی را به چالش میکشند. در نهایت، این جلسه با تبیین جایگاه نفس امام مبین در احاطه بر عوالم و نقد پیچیدگیهای غیرضروری در تحلیلهای فلسفیِ معجزه، به این نتیجه میرسد که تصرفات اولیاء الهی، نه نقض قانون علیت، بلکه تجلی ارادهای است که در طول مشیت الهی عمل میکند.
تبیین کیفیت معجزه و تصرف در عالم ماده
4بسم الله الرحمن الرحیم
و لا یَجدی الفرقُ بَین حَملِ الذّاتیِ و حَملِ الموجودِ بِأنَّ الذّاتیَ لِلشّیءِ ما یَصدقُ عَلیه بِلا مُلاحظةِ حیثیةٍ تَعلیلیةٍ أو تَقییدیةٍ.1
معنی داشت بهتر بود! خیال میکنم بگذاریم برای جلسۀ بعد بهتر باشد حالم را میبینم راستش نمیکشم! البته بی علت هم نیست، آقای دکتر میدانند! همین همکارهای شما کار دست ما دادند! آمدید و گفتید شروع کنیم، نه بابا، حالا باید حیثیت تعلیلیه را [توضیح دهیم] یا الله! إنشاءالله جلسۀ بعد میگوییم.
بیان مفهوم آیۀ شریفۀ ﴿وَكُلَّ شَيءٍ أَحصَينَٰهُ فِي إِمَامٍ مُّبِينٍ﴾
تلمیذ: این مطلبی که مثلاً به پنجاه سال قبل برمیگردد، مادۀ پنجاه سال قبل آن مکان را میآورد دلیل بر این است که آن بهصورت تفصیلی در نفس ولیّ خدا موجود هست و این سلسلۀ معمولی را طی کرده و به آن صورت تفصیلی رسیده و علم حضوری دارد مثل ... و اینکه بخواهد پنجاه سال بعد را بیاورد این سیر باید طی بشود و این صورت تفصیلی در نفس ایشان محقق شود؟
استاد: نه، منافاتی ندارد! در یک لحظه این در آن سلسلۀ علیت قرار میگیرد. همینکه در سلسلۀ علیت قرار میگیرد کار تمام است!
تلمیذ: ولی بعدی هنوز قرار نگرفته است!
استاد: آنهم میشود دیگر!
تلمیذ: آنهم میشود؟
استاد: بله، در یک لحظه! ﴿وَكُلَّ شَيۡءٍ أَحۡصَيۡنَٰهُ فِيٓ إِمَامٖ مُّبِينٖ﴾2 یعنی هر چیزی! ﴿كُلَّ شَيۡءٍ﴾؛ هر چیزی را یعنی چه ماسبق و چه حال و چه ما یقع همه را ما احصاء کردیم یعنی جمع کردیم و در نفس امام قرار دادیم و آن شخصی که ولیّ است یا حتی ممکن است به ولایت هم نرسیده و در مقام حال باشد، نه ملکوت، حتی ممکن است که به طرفة العینی در آن نفس ارادۀ مرید که همان امام حی است در همان واقع بشود و همان انکشاف برای او پیدا بشود.
تلمیذ: نه، از لحاظ فهمشان که آنچه که گذشته با آنچه که در آینده قرار است بیاید بههرحال [متفاوت است]؟
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 407.
- . سوره یس (36) آیه12. امام شناسى، ج 12، ص 322:
«ما هر چیزى را در امام آشکارا به شمارش و حساب آوردیم».
