
تبیین کیفیت معجزه و تصرف در عالم ماده
بررسی دیدگاه علامه طباطبائی درباره قانون علیت و خوارق عادات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت وقوع معجزات و خوارق عادات در عالم ماده میپردازند. بحث با پرسشی پیرامون کیفیت سفر پیامبر اکرم (ص) به کربلا در عالم کشف آغاز شده و به تحلیل چگونگی تصرف اولیاء الهی در زمان و مکان میرسد. استاد در ادامه، دیدگاه علامه طباطبائی مبنی بر توجیه معجزه از طریق شتابدهی به قانون علیت را مورد نقد و بررسی قرار میدهند. ایشان با تأکید بر اینکه اراده ولیّ خدا خود یک علت مستقل و حقیقی است، ضرورت حفظ پیوستگی تمام اجزای عالم در نظریه شتابدهی را به چالش میکشند. در نهایت، این جلسه با تبیین جایگاه نفس امام مبین در احاطه بر عوالم و نقد پیچیدگیهای غیرضروری در تحلیلهای فلسفیِ معجزه، به این نتیجه میرسد که تصرفات اولیاء الهی، نه نقض قانون علیت، بلکه تجلی ارادهای است که در طول مشیت الهی عمل میکند.
تبیین کیفیت معجزه و تصرف در عالم ماده
3استاد: بله!
تلمیذ: فقط به آینده نیست به گذشته هم هست؟
استاد: بله! تازه به قبل راحتتر است چون سلسلۀ علیت را طی کرده است.
تلمیذ: راجع به معاد جسمانی آیا نظر شما هم نظر مرحوم علامه طهرانی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ است؟
استاد: بله، البته من راجع به این قضیه با مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ صحبت کردم و ازجمله چیزهایی که با ایشان [بحث] کردیم همین مسئله بود. راجع به مسئلۀ جسمانیت معاد جسمانی به همین کیفیت و با همین عناصری که در این دنیا هست، بر این مسئله دلیلی نیست ولی جسمانیت فیما بینابین که نه صرفاً جنبۀ صوری بدون [اینکه] هیچگونه آثار مادی داشته باشد و نهاینکه این ماده ثقیل با این آثار و خصوصیات باشد؛ تقریباً میشود گفت که ما در اینها آن حالت بینابین را متوجه شدیم.
تلمیذ: بینابین را ما نفهمیدیم!
استاد: حالا إنشاءالله میروید و میفهمید! حالا اگر خدا توفیق دهد بحثهایش میآید.
تلمیذ: ممکن است دیر شود!
استاد: بله، حالا إنشاءالله یک مقدماتی دارد، مثل این مسائلی که اخیر بود. آنهم یکسری مقدمات را تجربی میگوییم تااینکه میرسیم به اینکه روشن بشود! یکی دو هفته کار دارد بهنحویکه یک نوع انس با اذهان پیدا بشود! بالأخره ما در مادهایم دیگر! بالأخره در ماده بودن انس با همین علل و عوامل و پدیدههای ظاهری یک مقداری از آن ادراک مسئله کم میکند. حالا خیلی مانده که پیر شوید! جوان هستید! حالا ما چرا، ما چیزی نمانده پیر شویم! پیر نیستیم ها! خیال نکنید! گاهگاهی نیّت میکنیم فلان کار را انجام بدهیم میگوییم که رهایش کن! ولی خب ما مثلاً بیست سال پیش نمیگفتیم که رهایش کن! حالا یکقدری مثل اینکه تفاوت کرده است! چطور همراه با این حرکت، خواستها هم حرکت میکند مثلاً بیست سال قبل آدم یک نوع خواست و میل و علاقه به بعضی از این چیزها داشت. سی سال پیش یک طور چهل سال همینطور! الآن گاهی بچهها یک کارهایی میخواهند بکنند یک جایی میخواهند بروند من خندهام میگیرد! یعنی خب ما هم همان موقعها همین وضع بودیم شاید از اینها جنبوجوشمان بیشتر بود ولی الآن میگویم که آدم عاقل بلند میشود آنجا میرود و این کار را میکند؟! یعنی همراه با این سیر اصلاً تمایلات و تعلقات و خواستهای خود نفس هم تغییر میکند؛ هرچه انسان جلوتر برود مدام نسبت به مسائل نفسانی و ریاستها قویتر میشود! ریاستها و مسائل نفسانی و گیر و دارهای بندهای نفسانی جوان هرچه هست زودتر میتواند این گیرها را از خودش رفع کند. وقتی که یکی جوان است زودتر میتواند از یک قضیه بگذرد تا یک کسی که سنی از او گذشته و در این مسائل گیر افتاده و دیر میتواند از این مسائل رد شود. آنوقت به موازات این دیگر خدا نیاورد که مسئولیتی هم برای انسان بیاید! آنوقت دیگر ددَم وای! دیگر چه میشود!
