
مهار نفس در مسئولیتهای اجتماعی
نقش توحید و ولایت در پیشگیری از استکبار و انانیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین چالشهای درونی انسان هنگام پذیرش مسئولیتهای اجتماعی و ریاسات میپردازند. بحث با تحلیل ریشههای روانیِ استکبار و توحش در جوامع بشری آغاز شده و به این نکته کلیدی میرسد که نفس انسان در مواجهه با قدرت و جایگاه، بهسرعت دچار انانیت و خروج از مرزهای اخلاقی میشود. استاد با تأکید بر اینکه تنها راه مهار این طغیان، پایبندی به توحید و اتکای به ولایت است، راهکارهای عملی برای حفظ سلامت نفس در حین انجام وظایف را ارائه میدهند. در ادامه، اهمیتِ داشتنِ نگاهِ تکلیفمحور بهجای ریاستطلبانه و ضرورتِ آمادگی برای کنار رفتن از مسئولیت در صورتِ احساسِ خطر برای نفس، مورد بررسی قرار میگیرد. در نهایت، این جلسه به مخاطب میآموزد که چگونه با تمرکز بر عبودیت و بیتوجهی به قضاوتهای بیرونی، از آفتهای روانیِ ناشی از مسئولیتپذیری در امان بماند.
مهار نفس در مسئولیتهای اجتماعی
3خصوصیات انسانِ قرن بیستم!
البته در اینجا اینطور است! در سایر جاها مسئله بین کلب و غنم فرقی نمیگذارند! در یک جا هست در همین کرۀ زمین، این آدمهای قرن اتم و 1400 سال بعد از پیغمبر که عرض کردم مغزهایشان دو کیلو وزن دارد و فهمشان به آسمان رسیده و آسمان را سوراخ کرده است، اینها هر چیز جنبندهای را نوش جان میکنند قربةً إلی الله! آن جنبندهای را که شما درنظرتان بیاید اینها میخورند و بعدش هم خیلی کیف میکنند و ازجمله اینکه شخصی بود ـ البته بنده هم او را میشناسم و پزشک معروفی هم هست ـ در یکی از این سفرها که در یک ماه پیش در این ایام تعطیل در این کشورهای خاور دور رفته بود، در این مدت چند کیلو لاغر شده بود! چون میگفت که من با وضعی که در آنجا دیدم دیگر نمیتوانستم هیچ چیزی را بخورم! بهترین غذای آنها و خوشمزهترین غذایشان همان سوسکی بود که شما در خانه با اِمشی و هزارتا اسباب و ادوات دنبالش میکنید و حالت اشمئزاز دارید! این بهترین غذای آنها بود و اینها معاملی داشتند مزارعه تربیت و تولید داشتند! چطور در جوجهکشی، گلهداری، گاوداری، مرغداری و امثالذلک تولید میکنند [همانطور] اینها در آنجا سوسک تولید میکردند!
اینها افراد قرن اتم هستند! اینها همین افرادی هستند که این احکام برای آنها نیست! اینها از قرآن و اینها بالاتر رفتند! اینقدر بالاتر رفتند که بهترین غذایشان کرم خاکی است و سوسکی است که شما در دستشویی آنها را [لِه] میکنید! این [شخص] میگفت که من اصلاً نتوانستم [غذا بخورم] و پنج کیلو لاغر شده بود چون هیچ چیزی نمیتوانست بخورد! معلوم نیست که داخل نان آنها از اینها باشد، خورشتشان معلوم نیست و مسائلی تعریف میکرد که واقعاً انسان از شنیدنش مشمئز میشد و به رأیالعین میدید که این بشر قرن اتم از نظر افکار و سلیقه به مراتب عالیهای نفوذ پیدا کرده است! حالا این برای غذایشان بود! برای چیزهای دیگرشان بماند! اینها تازه برای یک مرتبه بود.
