اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اتحاد حقیقت ذات با عالم اعیان در خارج

تبیین کیفیت علم عنائی حق به موجودات و حوادث عالم

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت علم عنائی حضرت حق نسبت به اعیان خارجی می‌پردازند. بحث با تحلیل چگونگی اتحاد نفس انسان با صور علمیه آغاز می‌شود تا از این طریق، دریچه‌ای برای درک علم الهی گشوده شود. استاد با نقد نگاه‌های محدود به زمان، توضیح می‌دهند که علم الهی نسبت به تمامی حوادث عالم، اعم از گذشته، حال و آینده، علمی تفصیلی و حضوری است و هیچ‌گونه اجمال یا جهلی در آن راه ندارد. در این دیدگاه، علم حق به اشیاء، عینِ وجودِ آن‌هاست و میان علت و معلول جدایی وجود ندارد. در نهایت، این بحث به تبیین معنای دقیق «کان الله و لم یکن معه شیء» و نفی حرکت در مقام ذات الهی منتهی می‌شود تا روشن گردد که عالم هستی، ظهوراتِ علمِ ازلیِ پروردگار است و فنا نیز چیزی جز انکشاف این حقیقت نیست.

اتحاد حقیقت ذات با عالم اعیان در خارج

5
  • عدم فرق بین مطالب فلسفی با دلایل نقلی

  • حالا با توجه به این قضیه آیا ممکن است که انسان تصور کند که این علم حق و این اشیاء لحظه‌ای از ذات حق جدا بوده باشد؟ محال است و دیگر نمی‌شود باشد، پس چه فرقی شد؟ اینجاست که به آن کلام موسی ‌بن ‌جعفر یا امیرالمؤمنین علیهم‌السّلام [می‌رسیم] ـ هردو همین حرف را دارند، ائمه علیهم‌السّلام دارند ـ که «کانَ ‌الله و لم یَکن مَعه شی‌ءٌ و الآن کما کان»1 عبارت «الآن کما کان» در بعضی[از نسخ] نیست ولی در بعضی از روایات هست که «الآن کما کان» تمام سرّ در این «و الآن کما کان» است. این مسئله انسان را به این حقیقت می‌رساند که چطور شما الآن مقام شهود و مقام علم ذات حق را بالوجدان احساس می‌کنید. الآن خودمان می‌بینیم که آن خدایی که بالای ماست، بالای آن ابرها!! این خدایی که الآن هست چطور الآن نسبت به ما اشراف دارد و چطور نسبت به ما قیومیت دارد و چطور نسبت به ما و حوادث جنبۀ علّی دارد، همین‌طور قبل از ما همین‌طور بوده است! با این بیان روشن می‌شود که تمام اشیاء عالم ... .

  • حالا فهمیدید که بین فلسفه و دلایل نقلی فرقی نیست؟ مهم این است که انسان برسد و آنچه را که از نقل و از شرع رسیده است با عقل تطبیق می‌کند. حالا شخصی نمی‌رسد دیگر نقصش از خودش است و همین‌طور در مقام شهود هم همین مطلب را شهادت می‌دهد؛ شهود عرفا و اولیاء الهی ـ که دیگر آنها جای خودش را دارد و حالا وارد نمی‌شویم که از بحث خارج نشویم ـ حکایت از این مسئله دارند. بیاناتی که دارند بر اینکه در یک لحظه خود را با تمام عالم وجود از اول خلق إلی ازل خود را متحد می‌بینند، این حمل بر چه می‌شود؟ نه‌اینکه خود را در یک نقطه ببینند، نه‌اینکه یک مقطع از زمان را اشغال کرده باشند، نه! در کل زمان و غیر زمان! احساس آنها اصلاً احساس مافوق زمان می‌شود.

    1. جامع الأسرار، سیّد حیدر آملى، ص 56.