اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اتحاد حقیقت ذات با عالم اعیان در خارج

تبیین کیفیت علم عنائی حق به موجودات و حوادث عالم

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت علم عنائی حضرت حق نسبت به اعیان خارجی می‌پردازند. بحث با تحلیل چگونگی اتحاد نفس انسان با صور علمیه آغاز می‌شود تا از این طریق، دریچه‌ای برای درک علم الهی گشوده شود. استاد با نقد نگاه‌های محدود به زمان، توضیح می‌دهند که علم الهی نسبت به تمامی حوادث عالم، اعم از گذشته، حال و آینده، علمی تفصیلی و حضوری است و هیچ‌گونه اجمال یا جهلی در آن راه ندارد. در این دیدگاه، علم حق به اشیاء، عینِ وجودِ آن‌هاست و میان علت و معلول جدایی وجود ندارد. در نهایت، این بحث به تبیین معنای دقیق «کان الله و لم یکن معه شیء» و نفی حرکت در مقام ذات الهی منتهی می‌شود تا روشن گردد که عالم هستی، ظهوراتِ علمِ ازلیِ پروردگار است و فنا نیز چیزی جز انکشاف این حقیقت نیست.

اتحاد حقیقت ذات با عالم اعیان در خارج

4
  • برهان دیگر؛ آیا انفصال بین علت و معلول ممکن است یا نه؟ ممکن نیست پس نتیجه [این است که] تمام عالم وجود به‌نحو علمی و عینی در ذات حق بوده است و خواهد بود. تمام عالم وجود! ممکن است شخصی بگوید که چیزهایی که هنوز نیامده است چطور؟! چیزهایی که هنوز نیامده است در دید ما نیامده است! ولی در علم حضرت حق که همه چیز آمده است و همه چیز ثابت است، ما الآن در روز سه‌شنبه قرار داریم و نسبت به چهارشنبه خبر نداریم، آیا روز چهارشنبه فردا می‌آید یا نمی‌آید ولی آیا در نزد آن کسی که جانش با حقیقت عالم مشیت روشن و آشنا شده است هم شک هست یا نه؟! آن کسی که حقایق عالم وجود را می‌بیند و وقایع را می‌بیند، اگر از او بپرسند که فردا چهارشنبه هست، خواهد آمد یا نه؟ می‌گوید که مگر الآن نمی‌بینید؟! همین را که الآن می‌بینید، استدامه‌اش به فردا هم خواهد رسید و دوامش هم به فردا خواهد رسید. نه‌اینکه خبر بدهد که فردا می‌آید، این را بنده هم می‌توانم بگویم! عمۀ من هم می‌تواند بگوید! آنها هم می‌توانند بگویند که بله فردا چهارشنبه هم می‌آید. بر فرض هم که ما مُردیم اما چهارشنبه که سر جایش هست، ولی نه [قضیه این‌طور نیست]! آن را بچه‌های کوچک هم می‌توانند بگویند! آن مطلبی را که او می‌گوید احساسی است که الآن نسبت به وضعیت فعلی دارد! همان احساسی را که نسبت به وضعیت فعلی دارد همان احساس را نسبت به فردا دارد! این منظور ماست. همان احساس را نسبت به هفتۀ دیگر دارد، یعنی چه؟ یعنی دیگر برای او زمان برداشته شده است، دیگر برای او حرکت زمان عوض شده است. او دیگر از زمان گذشته است و دیگر بصیرت او و چشم او و ادراک او برای وصول به حقایق محتاج به زمان نیست. وساطت و وسیلۀ زمان بودن از او دیگر گرفته شده است و به همان کیفیت که الآن دست می‌برد و این لیوان را برمی‌دارد، به همان کیفیت دست می‌برد و شما نمی‌بینید که لیوان هفتۀ بعد را برمی‌دارد! این عجیب است! همین‌طور که الآن این شیشه را در مقابل می‌بیند و این را با دستش جابه‌جا می‌کند، همین‌طور با دست آن قضیه‌ای را که باید هفتۀ دیگر اتفاق بیفتد از الآن جابه‌جا می‌کند، هفتۀ دیگر می‌بینید که این [چیزی که] باید اینجا باشد اینجاست! چه کسی هفتۀ پیش این را اینجا گذاشته است؟! ـ مقداری فکر کنید، این‌قدر چیز نداشته باشید ـ چرا؟ چون تصرفی که الآن می‌کند تصرف در علیت اوست؛ در علیت آن حادثه و عمل و پدیدۀ خارج تصرف می‌کند ولی چون در علیت این مسئله زمان قرار گرفته است لذا از دیدگاه ما این علت در ظرف زمان به معلول اتصال دارد نه‌اینکه علت جدای از معلول است و هفتۀ دیگر کار خودش را می‌کند و آن پدیده و حادثه را در خارج به‌وجود می‌آورد! علت جدای از معلول نیست یعنی الآن اگر چشم باطن و یا مثال و یا از مثال بالاتر که ملکوتی [است] برای شما روشن شود، خواهید دید که تمام آنچه را که بعداً اتفاق خواهد افتاد الآن موجود است! بین موجود و مجهول فرق است. بله، از دیدگاه ما مجهول است و ما این را می‌دانیم، همان‌طوری‌که پشت این دیوار برای شما مجهول است، الآن در این پشت مگر اطاق نیست؟! مگر افراد در اینجا نیستند؟! مگر زندگی نمی‌کنند؟! آیا شما می‌بینید؟! حالا اگر شما نمی‌بینید باید بگویید که نه، نیست؟! چه زمانی هست؟ وقتی که ما در را باز کنیم و برویم آن در را نگاه کنیم و ببینیم که دو نفر در آنجا زندگی می‌کنند. آن‌وقت می‌گویید که هست یا می‌گویید که عالم شده‌اید؟! نمی‌توانیم بگوییم که نیست. هست ولی برای ما مجهول است. تمام مسائل زمان مثل این دیوار می‌ماند؛ برای بعضی‌ها این دیوار لا دیوار است، حائط لا حائط است. این چشم من نمی‌تواند پشت این دیوار را ببیند اما اگر قدرتی در چشم من زیاد شد، می‌تواند از همین دیوار عبور کند و آن کسانی که در این اطاق هستند را ببیند. فقط یک عبور! این عبور فقط برای افراد عادی منوط به زمان است ولی برای افرادی که آن جنبۀ ملکوتی آنها قوی شده است و چشم ملکوتی آنها باز شده دیگر زمان برای آنها معنای ندارد! نه‌اینکه امر معدوم هفتۀ دیگر موجود می‌شود، نه! امری که در هفتۀ دیگر اتفاق می‌افتد، فردا اتفاق می‌افتد، ماه دیگر اتفاق می‌افتد، سال دیگر اتفاق می‌افتد، همۀ این امور موجود است [ولی] بنده اطلاع ندارم. پرونده در اینجا هست. در این پرونده که در اینجا هست به تفصیل تمام وقایعی را که در یک ماه گذشته اتفاق افتاده است، نوشته‌اند. مثل آنها که در سابق بودند؛ واقعه‌نگار بودند و وقایع را می‌نوشتند. از شما سؤال می‌کنند که آقا شما اطلاع بر این پرونده دارید؟ می‌گویید: بالإجمال، هنوز باز نکردیم! بالإجمال می‌دانید که مطالبی در اینجا نوشته شده است ولی وقتی که پرونده را باز کردید، صفحۀ اول روز فلان! صفحۀ دوم روز دوم! صفحۀ سوم روز سوم! یک‌به‌یک تمام مطالب را که در یک ماه گذشته که هر روز در همین قم اتفاق افتاده است در این پرونده نوشته شده است؛ فلان خیابان تصادف شده است، فلان درس داده شده است، فلان شخص فوت کرده است تشییع شده است، فلان جلسه برقرار شده است و تمام مسائل هم نوشته شده است. پس تمام این مسائل به تفصیل در این پرونده هست ولی ما جاهل هستیم. برای رسیدن به این باید یک‌به‌یک ورق را کنار بزنیم؛ روز اول، روز دوم، روز سوم تا به روز آخر برسیم. پس علم عنائی حق نسبت به اشیاء خارجی تصویر نیست جانم! عکس نیست! چیست؟ نَفسُ حضور الأشیاء خارجاً در مقام بسط و مقام شهود در علم عنائی حق موجود است. این معنایی است که تمام اشیاء در علم حق بود.