
اتحاد حقیقت ذات با عالم اعیان در خارج
تبیین کیفیت علم عنائی حق به موجودات و حوادث عالم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت علم عنائی حضرت حق نسبت به اعیان خارجی میپردازند. بحث با تحلیل چگونگی اتحاد نفس انسان با صور علمیه آغاز میشود تا از این طریق، دریچهای برای درک علم الهی گشوده شود. استاد با نقد نگاههای محدود به زمان، توضیح میدهند که علم الهی نسبت به تمامی حوادث عالم، اعم از گذشته، حال و آینده، علمی تفصیلی و حضوری است و هیچگونه اجمال یا جهلی در آن راه ندارد. در این دیدگاه، علم حق به اشیاء، عینِ وجودِ آنهاست و میان علت و معلول جدایی وجود ندارد. در نهایت، این بحث به تبیین معنای دقیق «کان الله و لم یکن معه شیء» و نفی حرکت در مقام ذات الهی منتهی میشود تا روشن گردد که عالم هستی، ظهوراتِ علمِ ازلیِ پروردگار است و فنا نیز چیزی جز انکشاف این حقیقت نیست.
اتحاد حقیقت ذات با عالم اعیان در خارج
2استاد: تمام صور در نفس انسان وجود تفصیلی دارد؟
کیفیت علم اجمالی و تفصیلی انسان نسبت به معلومات خود
تلمیذ: در مقام استحضار شهودی! الآن که نیست. اگر الآن از شما بپرسم دیشب چهکار کردی، چه میگویید؟ همۀ اینها در نفس هست. منظور از تفصیل یعنی تفصیل در مقام شهود در مقام بیان و مقام معاینه. منظور در آن است نهاینکه بهنحو [عدم]. اجمال دلالت بر عدم نمیکند، اجمال فقط دلالت بر اندماج میکند، اندماج با عدم دوتاست. شما وقتی چیزی را به ذهن میآورید چیزی را خلق نمیکنید و از عدم بهوجود نمیآورید بلکه همانی را که ذخیره و مندمج شده است و آن ملف را باز میکنید؛ لف را به نشر مبدل میکنید. همین نشر دوباره به لف مبدل میشود، وقتی که شما این نشر و صور خارجیۀ ظاهریه را یکبهیک در ذهن عکسبرداری کردید و اتحاد ذهنی و وجود علمی نسبت به اینها پیدا کردید مدام اینها از نشر در پرونده میرود، مدام در ملف میرود، مدام تبدیل به لف میشود، این طومار دائماً پیچیده میشود. افراد در این قضیه متفاوت هستند؛ بعضیها ذهنشان تیز است، بعضیها حاد هستند و بعضیها متفاوت هستند و دارای مراتب مختلفی هستند. بهطورکلی هر کسی هم باشد [حتی] بوعلی با آن ذهن حادش باشد، اگر بگویند که دو ماه پیش چهکار کردی؟ میگوید که باید فکر کنم! این مسئله که الآن تبدیل به لف شده است حالا میخواهد از لف به نشر تبدیل شود. در عالم لف که همان عالم اجمال است، آیا این جهل بر ما حاکم نیست؟ حاکم است، جاهل هستیم دیگر!
تبدل جهل به علم در انسان بهواسطۀ تأمل و تعمل نفسانی
پس ما در ظرفیت لف و اندماجمان، ـ یعنی در همان مرتبۀ تطور وجودی و مقام هوهویت و صور اعیان ثابته که عرفا از آن به حضرت علمی تعبیر میآورند ـ در آن موقعیت خودمان و در آن حضرت علمیۀ اجمالی و در همان حضرت و مرتبه برای ما جهل حاکم است، جهل دلالت بر نقصان میکند بعد بهواسطۀ تأمل نفسانی و تعمّل این لف به نشر تبدیل میشود و جهل به علم تبدیل میشود. آیا در ذات حق هم همینطور است؟! یعنی آیا در ذات حق این صور علمیه از اول خلقت إلیماشاءالله، تمام تطورات وجود، تمام ادوار و اطوار وجود در آن موقعیت اجمال موجب جهل ذات نسبت به صور است؟ پس ذات جاهل است! برای او دو مرتبۀ اجمال و دو مرتبۀ شهود و تفصیل و بسط تفاوت دارد! این که نمیتواند اینطور باشد.
