اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت ادراک نفس و اتحاد با صور علمیه

بررسی چگونگی حضور و احضار وقایع در حافظه و شهود نفسانی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت ادراک نفس و چگونگی اتحاد انسان با صور علمیه می‌پردازد. بحث با این محور آغاز می‌شود که ادراک، امری فراتر از قید زمان است و نفس انسان با آنچه درک می‌کند، نوعی اتحاد برقرار می‌سازد که با گذشت زمان زایل نمی‌شود. استاد با تفکیک میان مقام اجمال و مقام تفصیل در نفس، توضیح می‌دهد که چگونه انسان با احضار صور علمیه از حافظه، آن‌ها را به مقام شهود می‌آورد. در ادامه، این بحث به حوزه وقایع آینده و مکاشفات بسط داده می‌شود تا روشن گردد که اتحاد نفس با صور علمیه، محدود به گذشته و حال نیست و حقایق آینده نیز در مرتبه‌ای از نفس موجودند. این مباحث مقدمه‌ای است برای ورود به مبانی عقلی و تبیین جایگاه این ادراکات در علم عنایی حق، که در نهایت به درک عمیق‌تری از رابطه نفس با وقایع عالم منجر می‌شود.

کیفیت ادراک نفس و اتحاد با صور علمیه

3
  • ما مواردى در مغز داریم که هنوز نفهمیدند که براى چیست و چه اخلالى ایجاد مى‌کند و چه‌کار مى‌کند، فقط همین‌قدر مى‌بینند که نبودش یک اخلالى به‌وجود می‌آورد ولى کیفیت عمل فیزیکى او را تا حالا نفهمیدند و هنوز نتوانستند بفهمند که این سلول‌ها چه جنبۀ وساطتى را بین روح و شهود انسان ایفاء مى‌کنند و چه‌کار مى‌کنند. این مسئله هنوز مسئله‌ای است که مجهول مانده است.

  • این جنبه‌اى که الآن در نفس هست جنبه‌ای است که نفس ما با این صور اتحاد پیدا کرده است ولیکن احضار این صورت علمیه در مقام شهود یعنى در مقام بسط از آن اجمال که این صورت‌ها با نفس اجمال پیدا کرده است، انسان آن را به شهود اظهار و ابراز مى‌کند، انکشاف براى او پیدا می‌شود. همان‌طوری‌که همین الآن این صورى که الآن ما از موقعیت مجلس و از افراد حاضر در مجلس و صحبت‌هایی که می‌شود بلاواسطه و بدون أىّ تأملٍ و تعمّلٍ به مقام شهود رسیده است، به مقام بسط رسیده است و اصلاً مقام اجمالى در کار نبوده است، مطلبى بوده است که از زبان من خارج می‌شود و بعد رفقا این مطلب را مى‌شنوند، خود وجود ما تک‌تک در اینجا واسطۀ بین انعکاس صور علمیه و آن معلوم بالذات در نفس است که به‌واسطۀ ربط بین معلوم بالذات و معلوم بالعرض این حادثه در نفس انسان حاصل می‌شود ولیکن این صورى که نفس مى‌خواهد احضار کند، آیا آن صور در نفس نیست و نفس آن صور را خلق مى‌کند؟! این‌طور نیست [چون] خلق نمى‌کند، کارى که نفس مى‌کند [این] است که احضار مى‌کند. حالا شما اسمش را خلق مى‌گذارید بگذارید. این [کار] خلق جدید می‌شود و بالأخره اصل و حقیقتش در نفس موجود هست.

  • عرض کردیم که خود نفس حادثۀ امروز صبح ازبین رفته است، حوادثى که امروز صبح تا الآن [اتفاق افتاد ازبین رفته است] حتى همین یک ثانیه پیشِ ما هم رفت، اول بحث ما رفت، در وسط بحث زمان گذشت. الآن در این ثانیه و در این لحظه زمان حرکت مى‌کند، لحظۀ قبل رفت و لحظۀ بعد هم هنوز نیامده است. الآن که گفتم، لحظۀ جدید آمد و همین حرفى که الآن زدم که الآن زمان در بستر حرکت است، خود همین هم رفت. فوراً حرکت مى‌کند مى‌رود و دیگر هم ما به‌هیچ‌وجه من الوجوه نمى‌توانیم به او دسترسى پیدا کنیم.