
حقیقت علم و حضور در عوالم وجود
تفاوت ادراک عینی و علمی در حوادث گذشته و آینده
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین تفاوتهای بنیادین میان «علم» و «حضور» در نفس انسان میپردازند. بحث با تحلیل کیفیتِ نقش بستن صورتهای علمی در نفس آغاز میشود و این پرسش را مطرح میکند که چرا انسان نسبت به حوادث گذشته یا آینده، گاهی تنها به «اطلاع» دست مییابد و گاهی «حضور فعال» دارد. استاد با تفکیک میان معلوم بالذات و معلوم بالعرض، توضیح میدهند که چگونه اتحاد نفس با یک واقعه، موجب بقای آن در وجود انسان میشود، بهگونهای که زمان نمیتواند آن را محو کند. در ادامه، تفاوتِ ادراکِ فیلم، خواب و شهودِ حضوریِ اولیاء الهی بررسی شده و این نکته تبیین میشود که چگونه امام و عارف کامل، نسبت به حوادثِ هنوز واقعنشده، احساسِ حضورِ عینی دارند. این مباحث در نهایت به حل تعارضاتِ روایی پیرامون علم امام و حالاتِ تربیتیِ پیامبر اکرم (ص) در مسیر کمال و بقاء ختم میشود.
حقیقت علم و حضور در عوالم وجود
5﴿يَوۡمَ تَشۡهَدُ عَلَيۡهِمۡ أَلۡسِنَتُهُمۡ وَأَيۡدِيهِمۡ وَأَرۡجُلُهُم بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ﴾؛1 اگر روز قیامت زبان بیاید و شهادت بدهد که من در این دنیا چه کردم، آدم چهکار میکند؟! باید خیلی مواظب زبانش باشد. اگر در روز قیامت ید بیاید و بگوید که من چه کردم، و هَلُمَّ جَرّاً ...، اگر در روز قیامت همۀ اجزاء بیایند شهادت بدهند که ما گاهی خطا و اشتباهی [از ما] سر میزد، گاهی شیطان گولمان میزد، خلاصه از این مسائل، اگر بیایند آنوقت دیگر دراینصورت... خیلی روز خوبی است! خیلی! یکییکی اجزا میگویند که آقا اجازه هست ما بگوییم که این شخص چهکار کرده است؟! آنجا آنوقت معلوم میشود صورت عینیهای که ما امروز در روز چهارشنبه بحثش را میخوانیم، روز قیامت خدمت همه میرسیم؛ آنجا کاملاً این مسئله را ادراک میکنیم که چطور بِحقیقتِه آن واقعه و پدیده در روز قیامت انکشاف پیدا میکند و به حقیقت عینیۀ خودش ـ نه به علمیه ـ میآید و نشان میدهد. دیگر کسی نمیتواند بگوید که خدایا مونتاژ کردی! خدایا فیلم برداشتی! قبول ندارم، ملائکه دستکاری کردند، پرونده ما را چهکار کردند و فیلم درست کردند. خدا قشنگ آن واقعه و آن حقیقت عینیۀ علمیۀ ذاتیه را که نفس حضور انسان در آن فعل تحقق دارد را نشان میدهد.
از اینجا به بعد دیگر مطلب میخواهد دقیق شود! به آن شخصی که حضور ندارد کاری نداریم. به من که بعد از ساعت پنج در ساعت پنج و سی دقیقه به این مدرس آمدم کاری نداریم ولی درخصوص آن رفقا و دوستانی که در ساعت پنج در این مدرس بودند و در کنار هم بودند و باهم صحبت میکردند، آن احساسی که این فرد نسبت به امر گذشته دارد آیا یک احساسی عینی است یا نه؟ احساس احساس عینی است بااینکه او ازبین رفته است و دیگر الآن از دیدگاه ما مخفی است. بههیچوجه منالوجوه دیگر این واقعه صورت عینی به خود نمیگیرد. چرا؟ چون این واقعه، واقعهای مشمول زمان است. در تحقق این واقعه زمان دخالت دارد چون تدریجی الحصول است. در عین اینکه این واقعه تدریجی الحصول است و الآن ازبین رفته است ولی شمایی که در ساعت پنج در این مدرس بودید به همان کیفیت و به همان حقیقت، واقعۀ معدومه ـ حالا بهاصطلاح معدومه میگوییم در واقع که در بحث فلسفی معدوم نیست ـ آن واقعهای که ازبین رفته است و دیگر به او دسترسی ندارید، به همان کیفیتی در وجود خودتان احساس میکنید که الآن فرض کنید در این ساعت این واقعه را بدون کمترین فرقی احساس میکنید. همان را الآن احساس میکنید بااینکه الآن یک ساعت و سی دقیقه از آن واقعه گذشته است، الآن ما در ساعت شش و سی دقیقه یا یک ربع به هفت صحبت میکنیم. دو ساعت و ربع کم از آن قضیه گذشته است، باید یک ثانیه که میگذرد بهطورکلی نسیاً منسیاً شود درحالیکه احساس شما نسبت به آن حقیقت علمیۀ در ساعت پنج به بعد إلی زماننا هذا، کاملاً مانند احساس شما نسبت به آن حقیقت علمیۀ فعلیه است، هیچ تفاوتی میکند یا نه؟ فقط چیزی که هست این است که این زمان را داریم، این زمان را احساس میکنیم اما آن نفس حقیقت علمیه تغییر نمیکند، چرا تغییر نمیکند؟ زود جواب دهید! چون آن حقیقت علمیه با شما اتحاد پیدا کرده است، خودتان حضور داشتید، آیا میتوانید آن حقیقت علمیه را از خودتان نفی کنید؟! نمیتوانید! چون نمیتوانید نفی کنید لذا میگویند که در دادگاه هم شهادت بده چون حضور داشتی. قاضی که این حرفها را نمیفهمد، فقط میگوید که شهادت بده، اگر به او بگویند که چرا؟ چرا وقتی فیلم میبینی شهادت قبول نمیکنی اما وقتی که شخص باشد [شهادت را قبول میکنی]؟ خودش که این [مطلب] اتحاد علمی و عینی را نمیفهمد برای اینکه این حرفها سرش نمیشود، او فقط منتظر است که سر ماه حقوقش را بگیرد! آن بهخاطر این است که این معنای ارتکازی در ذهن را میفهمد. همه میفهمند حتی بچهها هم میفهمند که بین انسان و حوادثی که در آن حوادث حضور داشته است اتحادی هست و اگر شیئی با انسان [یا] انسان با یک پدیده علمی اتحاد برقرار کند، دیگر آن اتحاد ثبت هست و دیگر ازبین نمیرود و جدا نمیشود.
- . سوره (24) نور آیه 24. معاد شناسى، ج 7، ص 193:
«روزى است که گواهى میدهند بر علیه آنها زبانهاى آنها و دستها و پاهاى آنها به آن اعمالى که در دنیا انجام دادهاند.»
- . سوره (24) نور آیه 24. معاد شناسى، ج 7، ص 193:
