
حقیقت علم و حضور در عوالم وجود
تفاوت ادراک عینی و علمی در حوادث گذشته و آینده
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین تفاوتهای بنیادین میان «علم» و «حضور» در نفس انسان میپردازند. بحث با تحلیل کیفیتِ نقش بستن صورتهای علمی در نفس آغاز میشود و این پرسش را مطرح میکند که چرا انسان نسبت به حوادث گذشته یا آینده، گاهی تنها به «اطلاع» دست مییابد و گاهی «حضور فعال» دارد. استاد با تفکیک میان معلوم بالذات و معلوم بالعرض، توضیح میدهند که چگونه اتحاد نفس با یک واقعه، موجب بقای آن در وجود انسان میشود، بهگونهای که زمان نمیتواند آن را محو کند. در ادامه، تفاوتِ ادراکِ فیلم، خواب و شهودِ حضوریِ اولیاء الهی بررسی شده و این نکته تبیین میشود که چگونه امام و عارف کامل، نسبت به حوادثِ هنوز واقعنشده، احساسِ حضورِ عینی دارند. این مباحث در نهایت به حل تعارضاتِ روایی پیرامون علم امام و حالاتِ تربیتیِ پیامبر اکرم (ص) در مسیر کمال و بقاء ختم میشود.
حقیقت علم و حضور در عوالم وجود
3من اطلاع دارم حتی وقتی که آمدم میگویم که این فیلم را بگذارید تا ببینیم از ساعت پنج تابهحال چه کسانی بودند و چه کسانی نبودند، چه کسی کجا نشسته بود و چه کسی ننشسته بود! برای من از آن ساعت پنج تا آن ساعتی که ما آمدیم ـ نمیدانم پنج و سی دقیقه بود، پنج و بیست دقیقه بود، نیم ساعت ـ تصویر رفقا و دوستانی که در این مدرس هستند را میگذارند، من اطلاع پیدا میکنم و هیچ چیزی هم غایب نیست، دقیقاً اطلاع پیدا میکنم که فرض کنید آقای شیخ ... در اینجا نشسته بود، آقای شیخ ... در اینجا نشسته بود، آقای ... در آنجا نشسته بود، یکییکی افرادی را که سر جاهایشان نشستهاند بدون سر سوزنی اختلاف دقیقاً میبینم ولی آیا حضور خودم را هم در آنجا احساس میکنم؟ نه، احساس ندارم. چرا احساس ندارم؟! چون من آن واقعه و آن حادثه را بهصورت علمیِ عینی ادراک نکردم و عکسش را دیدم و تصویرش را دیدم ولی نفس آن واقعه در وجود من نقش نبسته است. نفس آن واقعه در وجود من تصویر نشده است و فقط یک صورتی در [من هست].
بله، اطلاعی پیدا میکنم، اطلاع من هم دقیق است. عیناً مانند اطلاعی که خود افرادی که در مدرس حاضر هستند نسبت به واقعه دارند [من هم اطلاع دارم] و هیچ فرقی ندارد. فقط یک فرق دارد و آن فرقش بین حقیقت و مجاز است. بین واقعیت و غیر واقعیت است. بین احساس و عدم احساس است؛ احساس وجدانی در حضور و عدم احساس است ولی از نقطهنظر صورت علمیه فرق نمیکند یعنی اینطور نیست که فرض کنید افرادی که در اینجا نشستهاند آقای کذا را در اینجا دیدهاند اما تصویری را که من دیدهام یک شخص دیگری است، نه اینطور نیست بلکه همان است، شکلش همان است، قیافهاش همان است، همۀ خصوصیاتش همان است. من که بعد از نیم ساعت میآیم و آن فردی که قبلاً در نیم ساعت در اینجا هست و هردو یک مطلب را بدون سر سوزنی اختلاف احساس کردیم ولی آن فرق بین من و بین آن افرادی که در مدرس هستند چیست؟ شما الآن این مسئله را در وجود خودتان احساس میکنید. آن [فرق] عبارت است از ادراک نفس واقعیت در نفس و در ذهن که انسان با آن واقعیت اتحاد پیدا کرد؛ اتحاد علمی پیدا کرد ولی برای کسی که نیم ساعت بعد میآید و از آن واقعه اطلاع [پیدا میکند] آن اتحاد علمی نمیآید، معرفت پیدا میشود، علم پیدا میشود، به تمام جزئیات و خصوصیات آن مدرس و محفل اطلاع پیدا میشود ولی آن احساس عینیت و آن احساس واقعیت برای افراد که بعد میآیند نیست لذا میگویند که عکس نشان میدهد که تو این [کار را] کردی، نهاینکه من خودم دیدم. تصویر میگوید که تو این کار را کردی ولی اگر فرض کنید شخصی در آنجا باشد و خودش حضور داشته باشد، آن یکی بگوید که من این کار را نکردم، میگوید که تو نکردی؟! آقا من پیش تو نشسته بودم حالا انکار میکنی؟ من کنارت بودم حالا میگویی که نگفتم؟ من کنارت نشسته بودم حالا میگویی که آن کار را نکردی؟ اینکه میگوید: من کنارت نشسته بودم و تو میگویی که نکردی، با آن شخصی که میگوید: عکس هست، آن فرق چیست؟ فرق بین عینیت و عدم عینیت است. این [شخص] عینیت دارد و او ندارد. آن احساس وحدت و اقتران واقعی و حقیقی که باید موجب انعکاس حقیقت علمیه در نفس باشد بهواسطۀ حضور آن واقعه، حضور آن پدیده، حضور آن حادثه، آن احساس نیست.
