اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت علم و حضور در عوالم وجود

تفاوت ادراک عینی و علمی در حوادث گذشته و آینده

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین تفاوت‌های بنیادین میان «علم» و «حضور» در نفس انسان می‌پردازند. بحث با تحلیل کیفیتِ نقش بستن صورت‌های علمی در نفس آغاز می‌شود و این پرسش را مطرح می‌کند که چرا انسان نسبت به حوادث گذشته یا آینده، گاهی تنها به «اطلاع» دست می‌یابد و گاهی «حضور فعال» دارد. استاد با تفکیک میان معلوم بالذات و معلوم بالعرض، توضیح می‌دهند که چگونه اتحاد نفس با یک واقعه، موجب بقای آن در وجود انسان می‌شود، به‌گونه‌ای که زمان نمی‌تواند آن را محو کند. در ادامه، تفاوتِ ادراکِ فیلم، خواب و شهودِ حضوریِ اولیاء الهی بررسی شده و این نکته تبیین می‌شود که چگونه امام و عارف کامل، نسبت به حوادثِ هنوز واقع‌نشده، احساسِ حضورِ عینی دارند. این مباحث در نهایت به حل تعارضاتِ روایی پیرامون علم امام و حالاتِ تربیتیِ پیامبر اکرم (ص) در مسیر کمال و بقاء ختم می‌شود.

حقیقت علم و حضور در عوالم وجود

2
  • احساس او احساس وقوع چنین مطلبی است. احساس عکس ندارد بلکه احساس وقوع دارد ولی همراه با این احساس وقوع یک حالت بُعد و انعزال بین خودش و این واقعه هم احساس می‌کند. می‌بیند قضیه‌ای اتفاق افتاده است، آن «دِه» در اتفاق افتاده، همان حالت بُعدی است که انسان بین خود و بین [این واقعه می‌کند]، در عین اینکه می‌داند این واقعه هست ولی حضور و احساسش نسبت به این حادثه یک احساس نزدیک نیست بلکه احساس بعید است که قضیه‌ای در یک ماه پیش اتفاق افتاده است و این‌هم فیلم [آن است] اما اگر به او بگویند که تو شهادت می‌دهی بر اینکه این قضیه اتفاق افتاده است؟! می‌گوید: من که نبودم. [بااینکه] دیده است! می‌گوید که این حتماً اتفاق افتاده است اما می‌گویند که خودت بیا و شهادت بده که خودت این را دیدی. می‌گوید که من نبودم، من فیلمش را دیدم. اینکه می‌گوید که من نبودم و فیلمش را دیدم، من خودم در آن قضیه نبودم یک ماه بعد مطلع شدم، خودم در آن واقعه نبودم و یک ماه بعد فهمیدم، خودم در آن واقعه حضور نداشتم، یک ماه بعد نسبت به آن قضیه اطلاع پیدا کردم، این [مطلب] حکایت از چه واقعیتی در نفس ما می‌کند؟ حکایت از این می‌کند که بین نفس ما و بین این واقعه یک حجابی وجود دارد. آن حجاب نمی‌گذارد که ما در آن واقعه حضور فعال داشته باشیم! به‌اصطلاح امروزی‌ها می‌گویند: «حضور فعال در صحنه»! حضور فعال داشتن در صحنه برای ما نیست چون ما یک ماه فاصله گرفتیم، یک ماه از آن حادثه فاصله داریم، «حضور» وجود ندارد، «اطلاع» وجود دارد، «علم» وجود دارد ولی «حضور» وجود ندارد.

  • چشیدن واقعه برای ما همان‌طوری‌که الآن آن واقعه را با وجودمان می‌چشیم و احساس می‌کنیم، این مسئله برای ما آن‌طور نیست، چرا؟ چون نفس ما با آن قضیه فاصله گرفته است درحالی‌که آن واقعه گذشته است و واقعه‌ای که گذشته است مشمول مرور زمان شده است مانند واقعه‌ای که اتفاق نیفتاده است؛ یعنی در دیدگاه ما بین واقعه‌ای که اتفاق نیفتاده است و واقعه‌ای که اتفاق افتاده است و ما مطلع نبودیم مسئله یکسان است؛ هردو از نقطه‌نظر احساس وجودی دو امر عدمی است. اگر خودمان در این واقعه حضور داشتیم یک احساس دیگری نسبت به این مسئله داشتیم. همان‌طور که شما ساعت پنج در اینجا بودید، [مثلاً] الآن ساعت شش و سی دقیقه است، شما که ساعت پنج در این اطاق و این مدرس بودید الآن حضور خود و ادراک علمی خود را نسبت به این مسئله در وجود خودتان احساس می‌کنید گرچه از آن ساعت پنج الآن یک ساعت و نیم گذشته است ولی الآن آن ادراک را در وجودتان احساس می‌کنید و می‌گویید: آقا من اینجا بودم، من هم اینجا می‌دیدم که چه کسی بود، فلان رفیق، فلان شخص، همۀ اینها اینجا بودند اما من که نبودم من نمی‌توانم [شهادت دهم] گرچه من می‌دانم در ساعت پنج آن افراد و رفقا و دوستان اینجا بودند اما من که نبودم.