
علم امام به حقایق عالم و غیب
تفاوت ادراک حضوری امام با وسائط ظاهری و حواس بشری
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت علم امام به وقایع عالم و چگونگی آگاهی ایشان از امور غیبی میپردازند. بحث با نقد این تصور آغاز میشود که علم به اشیاء نیازمند اتحاد زمانی و مکانی با آنهاست؛ چنانکه انسانهای عادی بهدلیل حجابهای زمانی و مکانی و محدودیت حواس ظاهری، از وقایع دوردست بیخبرند. استاد با عبور از این دیدگاه، توضیح میدهند که امام علیهالسّلام با بهرهگیری از چشم مثالی و اشراف بر حقایق عالم مثال، بدون نیاز به علل و اسباب مادی و حواس ظاهری، بر واقعیات عینی احاطه مییابند. در این مسیر، تفاوت میان کشف حقایق مثالی با توهمات و تخیلات ذهنی روشن شده و تأکید میشود که ادراک امام، عین واقعیت است. در پایان، ضمن اشاره به مراتب مختلف انکشاف برای افراد، زمینه برای ورود به بحث پیچیدهترِ «علم در ظرف زمان» و تبیین علم عنائی حق تعالی فراهم میگردد.
علم امام به حقایق عالم و غیب
1درس پانصد و هجدهم
بحث راجع به صفت علم (4)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
راجع به خصوصیت و کیفیت حقیقت علمیۀ صور در علم عنائی عرض شد که مسئلۀ تحقق صور علمی مسبوق به عدم در ذات باری نیست؛ به این عبارت که ذات باری در مرحلهای فاقد صور علمیه باشد و سپس آن صور علمیه بهواسطۀ اراده و مشیت در نزول اسماء و صفات در مراتب مختلفۀ تعینات در ذات باری منعکس شده باشد، مطلب به این کیفیت نیست. [دراینصورت] لازم میآید که باری نسبت به حقایق صور علمیه در برههای از برههها جاهل باشد و هو ممتنعٌ.
اتحاد، شرط ادراک حقیقت شیء به علم حضوری
بنابراین تحقق نفس خصوص خود این صور علمیه عبارت از تحقق اعیان محکیۀ خارجیۀ حقیقۀ عینیه از این صور علمی در ذات باری تعالی است؛ یعنی خود اعیان خارجی همانطوریکه این اعیان در ظرف تطابق بین رائی و مرئی برای سایر افراد مشاهَد ما است. اگر قرار بر این باشد که اشیاء و اعیان خارجی برای ما معلوم باشند، باید ظرف رؤیت بین رائی و مرئی واحد باشد. مسائلی که در یک ساعت بعد اتفاق میافتد درصورتی برای ما قابل معرفت و علم است که ظرف وجودی ما در یک ساعت بعد با آن ظرف انطباق داشته باشد! فرض کنید اگر ما قبل از آن یک ساعت از دنیا برویم، طبعاً این مطالب برای ما منکشف نخواهد شد. یااینکه از نقطهنظر مکان تفاوت داشته باشد، یک حقیقتی در ساعت بعد در یک مکان تحقق پیدا میکند و ما در مکان دیگر هستیم. خود نفس اختلاف امکنه موجب ابتعاد ما از معرفت نسبت به اعیان خارجی خواهد بود.
بنابراین آنچه که موجب حجاب و عدم معرفت و عدم علم به معلومات بالعرض در ظرف زمان و مکان است، خصوصیات زمانی و مکانی نسبت به حوادثی است که آن حوادث در عدم اتحاد و یا اختلاف بین دو رتبۀ زمانی و مکانی تحقق خارجی پیدا میکنند. و اما اگر برای فردی در مسئلۀ زمان و مکان این اختلاف رتبه وجود نداشته باشد، او به همان وضعیت بر اشیاء خارجی اطلاع پیدا میکند که سایر افراد برای اطلاع احتیاج به اتحاد رتبه دارند! یعنی الآن که ما در اینجا نشستهایم گرچه از نقطهنظر زمانی با حوادثی که در خیابان اتفاق میافتد در زمان واحد هستیم ولی از نقطهنظر اختلاف در امکنه و حجابهایی که بین ما و حوادثی که در خیابان انجام میشود و افرادی که در خیابان میروند و اشخاصی که به معاملات و خرید و فروش و اینها مشغول هستند، آنچه که موجب عدم معرفت ما به اشتغالات آنها است حجابهایی است که بین ما و آنها برقرار است! آن حجابها موجب جهل ما به آن تصرفات و اشتغالات خواهد شد. از نقطهنظر زمانی در یک رتبه قرار داریم ولی از نقطهنظر مکانی در دو نقطۀ مختلف قرار داریم لذا از این نقطهنظر نمیتوانیم به آن تصرفاتی که اتفاق میافتد عالم باشیم.
