
علم امام به حقایق عالم و غیب
تفاوت ادراک حضوری امام با وسائط ظاهری و حواس بشری
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت علم امام به وقایع عالم و چگونگی آگاهی ایشان از امور غیبی میپردازند. بحث با نقد این تصور آغاز میشود که علم به اشیاء نیازمند اتحاد زمانی و مکانی با آنهاست؛ چنانکه انسانهای عادی بهدلیل حجابهای زمانی و مکانی و محدودیت حواس ظاهری، از وقایع دوردست بیخبرند. استاد با عبور از این دیدگاه، توضیح میدهند که امام علیهالسّلام با بهرهگیری از چشم مثالی و اشراف بر حقایق عالم مثال، بدون نیاز به علل و اسباب مادی و حواس ظاهری، بر واقعیات عینی احاطه مییابند. در این مسیر، تفاوت میان کشف حقایق مثالی با توهمات و تخیلات ذهنی روشن شده و تأکید میشود که ادراک امام، عین واقعیت است. در پایان، ضمن اشاره به مراتب مختلف انکشاف برای افراد، زمینه برای ورود به بحث پیچیدهترِ «علم در ظرف زمان» و تبیین علم عنائی حق تعالی فراهم میگردد.
علم امام به حقایق عالم و غیب
7عدم مانعیت مکان و زمان برای حقیقت علمیۀ واقعیۀ عینیۀ امام علیهالسّلام
این اختلاف مکانی محدود به یک فرسخ و دو فرسخ نیست بلکه امام از آنطرف کرۀ زمین خبر میدهد! کرۀ زمین هم که مدور است، امام که نمیتواند کره را صاف کند! پس در اینجا مکان نمیتواند برای حقیقت علمیۀ واقعیۀ عینیۀ امام مانع بشود! از این نقطهنظر تأکید میکنم بهخاطر اینکه مقداری از این مسائل دور هستیم و از ادراک این مسئله به کنه و واقعیتش دور هستیم و خیلی نمیتوانیم آن حیثیت عینی را تصور کنیم. میگوییم: میداند. ولی میداند، بعینه میداند یا به تصور و توهم میداند؟! نه، بعینه میداند؛ یعنی همینطورکه شما الآن هستید میداند.
من در خدمت یک بزرگی بودم و بعد قرار بود با شخصی به یک جایی برویم و آن شخص یک ساعت یا یک ساعت و نیم پیش رفته بود. بعد وقتی که من خواستم بروم رو کرد به من و گفت: میخواهی به فلانی برسی؟! الآن دارد از فلانجا میرود، برو به او میرسی! یک ساعت و نیم رفته بوده و قرار بوده است که مثلاً در کجا [فلان کار را] انجام بدهد، این در منزل نشسته است و میگوید: الآن از در صحن وارد میشود و یک چند دقیقه مانده است، اگر الآن بروی میرسی که باهم از در صحن هم رد بشوید، به همدیگر میرسید! خب این الآن چه چیزی را میبیند؟! الآن صاف دارد میبیند که این دارد میرود! یعنی همینطوری که من دارم او را میبینم و او هم من را میبیند، همینطور هم او را میبیند!
تلمیذ: حاج هادی ابهری ... ایشان در خیابان بودند فرمودند که الآن یک ماشین آبی یا قرمز میآید و همان ماشینی که گفته بود میآید و آنها را سوار میکند.
استاد: بله، عرض کردم که این قضیه اختصاص به امام ندارد و برای هر کسی انکشاف باشد، هست. از مرحوم حاج هادی هم خیلی مطالب شنیدیم و از این قبیل مسائل زیاد داشت. اینکه الآن این حقیقت عینی را میبیند، اگر از او سؤال کنند که شما چه نحوه میبینید؟ میگوید: همان نحوهای که تو را میبینم؛ الآن تو را چطوری میبینم؟! یک متری من نشستهای و با من حرف میزنی. همینطوری هم این را میبینم منتها فرقش این است که بین من و شما یک متر فاصله هست ولی بین من و او یک کیلومتر یا دو کیلومتر فاصله هست، فقط همین است! فقط فاصله هست و چیز دیگر نیست، هیچ چیز دیگری نیست! یک فاصلۀ مکانی هست ولی این فاصلۀ مکانی هیچ دخلی به معرفت و علم من ندارد! هیچ ضرری به علم و معرفت من وارد نمیکند!
