اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

علم امام به حقایق عالم و غیب

تفاوت ادراک حضوری امام با وسائط ظاهری و حواس بشری

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت علم امام به وقایع عالم و چگونگی آگاهی ایشان از امور غیبی می‌پردازند. بحث با نقد این تصور آغاز می‌شود که علم به اشیاء نیازمند اتحاد زمانی و مکانی با آن‌هاست؛ چنان‌که انسان‌های عادی به‌دلیل حجاب‌های زمانی و مکانی و محدودیت حواس ظاهری، از وقایع دوردست بی‌خبرند. استاد با عبور از این دیدگاه، توضیح می‌دهند که امام علیه‌السّلام با بهره‌گیری از چشم مثالی و اشراف بر حقایق عالم مثال، بدون نیاز به علل و اسباب مادی و حواس ظاهری، بر واقعیات عینی احاطه می‌یابند. در این مسیر، تفاوت میان کشف حقایق مثالی با توهمات و تخیلات ذهنی روشن شده و تأکید می‌شود که ادراک امام، عین واقعیت است. در پایان، ضمن اشاره به مراتب مختلف انکشاف برای افراد، زمینه برای ورود به بحث پیچیده‌ترِ «علم در ظرف زمان» و تبیین علم عنائی حق تعالی فراهم می‌گردد.

علم امام به حقایق عالم و غیب

6
  • معرفت به حقیقت باطنی و غیبی اشیاء توسط امام علیه‌السّلام

  • چشم ما از نایلون هم رد نمی‌شود! یک نایلون مشکی از این کیسه‌هایی که با آن سیب‌زمینی می‌خرید جلوی چشمتان نگه دارید آن‌وقت ببینید می‌بینید یا نه؟! یک کیسۀ نایلونی جلوی چشم شما را می‌گیرد آن‌وقت چطور چشم امام از یک کوهی که این‌طرف و آن‌طرف آن یک فرسخ است رد می‌شود؟! معلوم می‌شود که علل و اسباب ظاهری نیست! چیست؟! وصول به یک حقیقت باطنی و حقیقت غیب است که انکشاف آن حقیقت غیبیه است که امام را به این مرتبۀ از معرفت و ادراک می‌رساند! آن چیست؟! آن صورت مثالی است، در حوادثی که مربوط به عالم مثال و برزخ است، نه بالاتر! آن بالاتر، مراتب خاصّ خودش را دارد.

  • پس امام علیه‌السّلام الآن با چشم مثالی این قضیه و این واقعۀ خارجیه را می‌بیند چون اگر چشم ظاهری بود، چشم ظاهری که نمی‌تواند ببیند! بالأخره نمی‌تواند این مسئله را مشاهده کند. و از آن‌طرف هم امام مشاهده می‌کند نه‌اینکه فقط خبر بدهد که یک هم‌چنین قضیه‌ای اتفاق افتاده است. الآن اگر به ما بگویند: در فلان خیابان یک قضیه اتفاق افتاده است، ما این را برای بقیه هم نقل می‌کنیم ولی خودمان ندیدیم. می‌گویند: رنگ ماشین چطوری بود؟! می‌گوییم: نمی‌دانیم. [می‌گویند] که چند نفر در آن ماشین بودند؟! [می‌گوییم که] خبر نداریم، فقط همین‌قدر به ما گفتند که یک تصادفی شده است و دوتا ماشین به همدیگر زدند. اما اینکه رنگ ماشین چه بود، جنسش چه بود، چندتا مسافر داشت و چه نحوه تصادف انجام گرفت، خصوصیاتش را نمی‌دانیم الاّ اینکه در صحنه حضور داشته باشیم، آن‌وقت می‌توانیم بگوییم: امام علیه‌السّلام طوری بیان می‌کند، عین اینکه در صحنه حضور دارد. پس معلوم می‌شود که بین رؤیت امام و مرئی حاجب نیست درحالی‌که حاجب وجود دارد. آیا امام با آن قدرت ولایی خود حاجب را برداشت یعنی تمام این دیوارها همه صاف شد؟! اینکه معنا ندارد. چطور ممکن است یک هم‌چنین معنایی داشته باشد؟!