اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

علم امام به حقایق عالم و غیب

تفاوت ادراک حضوری امام با وسائط ظاهری و حواس بشری

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت علم امام به وقایع عالم و چگونگی آگاهی ایشان از امور غیبی می‌پردازند. بحث با نقد این تصور آغاز می‌شود که علم به اشیاء نیازمند اتحاد زمانی و مکانی با آن‌هاست؛ چنان‌که انسان‌های عادی به‌دلیل حجاب‌های زمانی و مکانی و محدودیت حواس ظاهری، از وقایع دوردست بی‌خبرند. استاد با عبور از این دیدگاه، توضیح می‌دهند که امام علیه‌السّلام با بهره‌گیری از چشم مثالی و اشراف بر حقایق عالم مثال، بدون نیاز به علل و اسباب مادی و حواس ظاهری، بر واقعیات عینی احاطه می‌یابند. در این مسیر، تفاوت میان کشف حقایق مثالی با توهمات و تخیلات ذهنی روشن شده و تأکید می‌شود که ادراک امام، عین واقعیت است. در پایان، ضمن اشاره به مراتب مختلف انکشاف برای افراد، زمینه برای ورود به بحث پیچیده‌ترِ «علم در ظرف زمان» و تبیین علم عنائی حق تعالی فراهم می‌گردد.

علم امام به حقایق عالم و غیب

13
  • تلمیذ: مگر علم حضوری نفس واقع نیست؟! مگر نفسُ الشیء می‌تواند خطا بردار باشد؟!

  • استاد: نمی‌شود.

  • تلمیذ: پس چطور کشف مثالی که نفسُ الشیء هست خطا بردارد یعنی فرد فکر می‌کند دارد خواب می‌بیند.

  • استاد: این کشف مثالی نبود، کشف توهمات بود که توهم به‌صورت مثال آمد. آنچه که فعلاً دربارۀ آن صحبت می‌کنیم عبارت از یک واقعیت حقیقت عینیۀ خارجیۀ مثالیه است. این را الآن داریم توضیح می‌دهیم. حالا آیا همۀ افراد به یک هم‌چنین مرتبه‌ای می‌رسند؟ نه، خیلی‌ها این‌طور نیستند و خیلی از مسائل و خیلی از خلافات و این حرف‌هایی که بعضی‌ها می‌زنند و بعد خلاف درمی‌آید، اینها همه برای چیست؟ اینها همه مطالبی است که در وهلۀ اول خیال می‌کنند عین واقع برایشان کشف شده است درحالی‌که این‌طور نبوده است.

  • بنده خودم در یک جا حضور داشتم که شخصی به ضرس قاطع می‌گفت که تا سال فلان حضرت ظهور می‌کند و اصلاً می‌گفت که این برایم مجسم شده است. الآن دوازده سال گذشت و هیچ خبری هم نیست! آقا مگر مجبور هستی بگویی؟! نگو. آن کسی که می‌داند نمی‌گوید و آنهایی هم که می‌گویند خب اطلاع ندارند، لذا من عرض کردم که افراد در مراتب خودشان نسبت به انکشاف حقیقت مثالیه دارای مراتب مختلف هستند. اینجاست که بزرگان فرموده‌اند: به دعاوی هر کسی نباید توجه کرد.

  • تلمیذ: خب شخص صور مثالی را ندیده بلکه توهم و تخیل خودش را به‌صورت مثالی دیده است.

  • استاد: همان؛ آنچه را که در مثال دیده توهم است. بالأخره یک چیزی دیده است نه‌اینکه ندیده است.

  • تلمیذ: تخیل است.

  • استاد: تخیل صورت مثالی پیدا می‌کند. این‌هم خودش یک واقعیت است؛ صورت مثال در عالم خودش یک واقعیت است ولی آن واقعیت خارجیۀ تکوینی هیچ ارتباطی به این ندارد.

  • إن‌شاءالله در جلسۀ بعد راجع به مسئلۀ زمان بحث می‌شود. مسئلۀ مکان روشن شد و عمدۀ این مسائل زمان هست یعنی بزنگاه اشکال در زمان هست. حالا مکان برای ما ملموس است چون خودمان می‌بینیم و افراد را دیدیم دیگر یک‌قدری برای ما از نظر ذهنی، مؤانست و استیناف ذهنی هست.