
حقیقت علم الهی و کیفیت صور علمیه
تفاوت علم عنائی حق با علم حصولی انسان
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین تفاوت بنیادین میان علم حصولی انسان و علم عنائی پروردگار میپردازند. بحث با نقد این تصور آغاز میشود که علم الهی همانند ذهن بشر، نیازمند صورتی ذهنی و مسبوق به عدم است. در ادامه، ایشان با تفکیک میان مقام اجمال و مقام بسط در علم الهی، توضیح میدهند که صور علمیه در نزد حقتعالی، عینِ تحقق و نفسِ وجود اشیاء در خارج است، نه صرفِ تصویری ذهنی. در این سیر استدلالی، به آیاتی نظیر «لِیَعْلَمَ اللَّهُ» اشاره شده و تبیین میشود که این علم، به معنای انکشاف خارجی و ظهورِ حقایق در بستر زمان است. در نهایت، با تأکید بر اینکه سلوک چیزی جز ارتقای علمی و اتحاد نفس با حقایق نوریه نیست، این نکته گوشزد میشود که بدون درک مبانی فلسفی و عرفانی، فهمِ حقایقِ ولایت و مقامات ائمه علیهمالسلام برای انسان ممکن نخواهد بود.
حقیقت علم الهی و کیفیت صور علمیه
2تلمیذ: بقیۀ افراد بله در آنجا مشخص میشود اما مسئله نسبت به ذات...
استاد: من الآن دارم مسئله را به ذات میبرم. پروردگار متعال میداند که این شخص در آینده صادق، ثابتقدم، اهل صدق و اهل خلوص خواهد بود ولکن این علم او صورت خارجی پیدا نکرده و هنوز ظهور و بروز خارجی پیدا نکرده است. اگر خدا بگوید که فلانی آدم خوبی است که تمام اصحاب رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم ازجمله عمر و ابوبکر اعتراض میکنند که پس چرا ما را نگفتی؟! فرض بکنید اگر خدا بگوید که حذیفه آدم خوبی است همین عثمان و عبدالرحمن عوف اعتراض میکنند که چرا ما را نگفتی؟ ما هم آدم خوبی هستیم! این صدق الآن صدق مخفی و مستتر است. یک حکم به جهاد میآید آن گربههایی که باید از جنگ اُحد فرار کنند سه روز میگذارند فرار میکنند1 بیخود فرار نکردند چون باید بعداً وجود اسلام به اینها منیع و عزیز و متین باشد، رفتند که خودشان را از دستبرد و اینها حفظ کنند که بعداً اسلام را تحویل بگیرند و خلافت رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم [ادامه پیدا کند]! اینها قصد خیر داشتند و نمیخواستند یک وقت گزندی به وجود مبارک بیاید! میخواستند همینطور سالم و تر و گل بمانند که بعداً خلافت رسول خدا را حفظ کنند! بالأخره کسی باید اسلام را نگه دارد! آن امیرالمؤمنین علیهالسّلام بود که اصلاً در جنگها تکهتکه شد و نودتا [زخم کاری] در جنگ اُحد برداشت2 و در سر عمر بن عبدود زد3 و حضرت حتماً دیده که خیلی برای اسلام شاید [فایده] ندارد ولی آنهایی که حساب کردند باید بمانند و بعد این میراث پیغمبر را نگه دارند و خلاصه به اهلش برسانند بقاء اینها [مهم است]!
مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ میفرمودند گاهی اوقات که میشنیدند مثلاً کسی از این آقایان برای یک شکستن دست و پا به امریکا رفته و در آنجا معالجه شده یا به لندن و امثالذلک رفته برای اینکه یک ترکی برداشته یا سرش درد گرفته است، میفرمودند: آقا اینها وجودشان برای اسلام عزیز است ما که قابل نیستیم، وجود و عدم ما یکی است! نباید شما نیت بد کنید چون اینها قصد خیر دارند و خلوص نیت دارند و میخواهند وجودشان را برای حفظ اسلام و نظام نگه دارند، برای این است پس ارزش هم دارد. امریکا که سهل است اگر کرور کرور و میلیارد و میلیارد هم خرج بشود ارزش این را دارد که این وجود موجودات نفیسه و محترمه باقی بمانند ولی ما نه، وجود و عدممان یکی است.
- . الإرشاد، ج ١، ص ٨٤؛ تقریب المعارف، ص ٣٢٠؛ کشف الغمّة، ج ١، ص ١٩٣؛ تاریخ الطّبری، ج ٢، ص ٥٢٢.
- . مناقب آل ابیطالب علیهمالسّلام، ج ٢، ص ١١٩؛ عنوان بصری، ج ۲، ص 67.
- . مناقب آل أبیطالب علیهمالسّلام، ج 2، ص 220؛ معاد شناسی، ج 3، ص 252.
