
حقیقت علم الهی و کیفیت صور علمیه
تفاوت علم عنائی حق با علم حصولی انسان
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین تفاوت بنیادین میان علم حصولی انسان و علم عنائی پروردگار میپردازند. بحث با نقد این تصور آغاز میشود که علم الهی همانند ذهن بشر، نیازمند صورتی ذهنی و مسبوق به عدم است. در ادامه، ایشان با تفکیک میان مقام اجمال و مقام بسط در علم الهی، توضیح میدهند که صور علمیه در نزد حقتعالی، عینِ تحقق و نفسِ وجود اشیاء در خارج است، نه صرفِ تصویری ذهنی. در این سیر استدلالی، به آیاتی نظیر «لِیَعْلَمَ اللَّهُ» اشاره شده و تبیین میشود که این علم، به معنای انکشاف خارجی و ظهورِ حقایق در بستر زمان است. در نهایت، با تأکید بر اینکه سلوک چیزی جز ارتقای علمی و اتحاد نفس با حقایق نوریه نیست، این نکته گوشزد میشود که بدون درک مبانی فلسفی و عرفانی، فهمِ حقایقِ ولایت و مقامات ائمه علیهمالسلام برای انسان ممکن نخواهد بود.
حقیقت علم الهی و کیفیت صور علمیه
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین تفاوت بنیادین میان علم حصولی انسان و علم عنائی پروردگار میپردازند. بحث با نقد این تصور آغاز میشود که علم الهی همانند ذهن بشر، نیازمند صورتی ذهنی و مسبوق به عدم است. در ادامه، ایشان با تفکیک میان مقام اجمال و مقام بسط در علم الهی، توضیح میدهند که صور علمیه در نزد حقتعالی، عینِ تحقق و نفسِ وجود اشیاء در خارج است، نه صرفِ تصویری ذهنی. در این سیر استدلالی، به آیاتی نظیر «لِیَعْلَمَ اللَّهُ» اشاره شده و تبیین میشود که این علم، به معنای انکشاف خارجی و ظهورِ حقایق در بستر زمان است. در نهایت، با تأکید بر اینکه سلوک چیزی جز ارتقای علمی و اتحاد نفس با حقایق نوریه نیست، این نکته گوشزد میشود که بدون درک مبانی فلسفی و عرفانی، فهمِ حقایقِ ولایت و مقامات ائمه علیهمالسلام برای انسان ممکن نخواهد بود.
حقیقت علم الهی و کیفیت صور علمیه
9تمام آیات قرآن و روایات راهگشا به یک واقع
تلمیذ: همۀ این حقایق متدلّی در وجود و نفس حضرت امام است چون عبارت علیت یا در واقع عبد بودن نسبت به پیغمبر و نسبت به وجود منحصر بودن....
استاد: همان حقیقت واحدیت است. واحدیت یعنی مقام بروز و ظهور ذات در اسماء، این یعنی ولایت!
تلمیذ: بعد ولیّ خدا هم به این مرتبه میرسد؟ آن اتحادی که پیدا میکند همین حالت نسبت به ولیّ خدا پیدا هست؟
استاد: بله، پیدا میشود.
تلمیذ: اسامی که میگذارند نسبت به حیات یا وجود اینها را قبلش خدا در قرآن گفته است اما اگر در قرآن ذکر از این حیات و قدرت نشده بود ما اینها را از کجا استنباط میکردیم؟
استاد: حالا اگر کسی قرآن نخوانده نمیداند خدا حیات دارد؟
تلمیذ: حیات به معنای استمرار وجود است و این را چون خدا گفته ما اسمش را حیات میگذاریم.
استاد: حالا اگر یک نصرانی قرآن نخوانده نمیفهمد خدا حیات دارد؟! تمام این آیات قرآن و روایات راهگشا به یک واقع هستند نهاینکه اینها مانع هستند. یک وقت من یک عبارتی در مصاحبات مرحوم علامه هست با کُربَن دیدم که راجع به تقدم روح بر ابدان که ایراد کرده بود که محال است که روح مقدم باشد که در این حرف است و اصلاً چه کسی گفته که این محال است؟! بنا بر آن مطلبی که خدمت رفقا گفتیم مسئله همین است نهاینکه... به مرحوم علامه ایراد کرده بود درحالیکه در قرآن یا در روایات روح مقدم ذکر شده است. این مسئله برای من خیلی عجیب بود و تعجب کردم که اولاً در آیات قرآن هست مسئلۀ عالم ذر که در قرآن تصریح هست اینهمه اشاره به عالم ارواح میکند و مسئلۀ سمبلیک نیست بلکه یک حقیقت عینیۀ خارجیه است که آن حقیقت عینیۀ خارجیه هنوز صورت زمانی پیدا نکرده است و روح که منوط به زمان نیست! وانگهی بعد ایشان میفرمایند که این روایات آحاد است و ما روایات آحاد را در این ارتباط قبول نمیکنیم! این مسئله خیلی عجیب میآید! یعنی بهنظر میرسد که عقبنشینی از مواضع باشد. روایات در این زمینه هست و روایات هم درست است و آحاد هم نیست و روایاتی است که راجع به خلقت ابدان و ارواح ائمه اینقدر روایات داریم که متواتر است نهاینکه مستفیض است؛ «فَجَعَلَکُم بِعَرشِهِ مُحدِقینَ» در زیارت جامعه و در زیارات دیگر قبل از اینکه خدا عالم را خلق کند ما در آنجا تسبیح میکردیم و... بهبه! پس اینها کجا رفت و این مسائل چه شد؟! «أوَّلُ ما خَلَق اللهُ نورُ نَبیکَ یا جابِرُ»1 اینها آحاد نیست!
- . غرر الأخبار، ص ١٩٥؛ بحار الأنوار، ج ١٥، ص ٢٤، به نقل از ریاض الجنان. با قدری اختلاف در مصادر.
