
علم ذات پروردگار و کیفیت ظهورات آن
بررسی نسبت علم و اراده در مقام ذات و ظهورات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت علم ذات پروردگار به خود و آثار مادون مرتبه ذات میپردازند. بحث با بررسی علم حضوری ذات به ذات و اوصاف ذاتی آغاز شده و بر این نکته تأکید میشود که در مقام ذات، هیچگونه بینونیت یا اختلاف رتبهای میان ذات و صفاتی همچون علم، قدرت و حیات وجود ندارد. در ادامه، تفاوت میان حدوث ذاتی و حدوث زمانی در ظهورات خارجی و صور علمیه مورد تحلیل قرار میگیرد. استاد با تفکیک میان علم حضوری و علم حصولی، نقش اراده و مشیت الهی را در تحقق صور علمیه و تنوع موجودات تبیین کرده و توضیح میدهند که چگونه اراده، به عنوان مرتبهای متأخر از ذات، در سلسله علل ظهورات نقش ایفا میکند. این مباحث در نهایت به ترسیم نقشه راهی برای درک وحدت میان صورت علمی و صورت عینی در نظام هستی منتهی میشود.
علم ذات پروردگار و کیفیت ظهورات آن
3تعریف حدوث ذاتی و حدوث زمانی
حدوث ذاتی درمقابل قدم ذاتی هست. قدم ذاتی به آن ذاتی گفته میشود که مسبوق به عدم نیست و حدوث ذاتی به آن ذاتی گفته میشود که آن ذات در هویت خودش مسبوق به عدم است. حدوث زمانی به آن ذاتی و حقیقتی گفته میشود که در بستر زمان، زمان بر او سبقت دارد. ما همه دارای حدوث ذاتی و زمانی هستیم و از نظر ذاتی متدلّی به علت هستیم و از نظر زمانی متأخر از زمانیات هستیم.
من در قبل از 51 یا 52 سالگی موجود نبودم، شما قبل از بیستسالگی موجود نبودید، او قبل از سیسالگی موجود نبوده و او قبل از چهلسالگی موجود نبوده و زمان بر او سبقت گرفته است. بنابراین نسبت به خصوص اعیان خارجی مسلّم این است که مرتبۀ آنها متأخر از مرتبۀ ذات است چون علاوه بر اینکه حدوث ذاتی دارند اصلاً حدوث زمانی هم دارند! و نسبت به مجردات و مبدعات که اینها مافوق زمان هستند آنها هم متأخر از ذات هستند زیرا گرچه آنها حدوث زمانی ندارند ولی حدوث ذاتی که دارند و حدوث ذاتی متأخر از قدم ذاتی است پس مسبوق به عدم است پس ذات بر آنها سبقت دارد. این مربوط به خصوص اعیان خارجی صور علمیه بود.
اما نسبت به خصوص صور علمیه، آیا آنهم دارای حدوث زمانی است؟ معنای حدوث زمانی این است که یک زمانی باید باشد که این صور علمیه نباشند، اینکه در ذات پروردگار معنا ندارد یااینکه نه، علم ذات پروردگار به صور علمیه مسبوق به عدم نیست یعنی ازلاً تا وقتی که حیثیت ذات مستقر بوده صور علمیه هم بوده است. اگر بگوییم که نه، در یک برههای ذات پروردگار بوده و صور علمیه در آنجا نبوده است، [دراینصورت پروردگار] جاهل میشود و جهل هم که در خدا معنا ندارد.
پس این صور علمیه تا ذات پروردگار ذات بوده این صورِ نسبت به اشیاء خارجی هم موجود بوده است، این قدم زمانی و حدوث ذاتی میشود. چرا حدوث، حدوث ذاتی است؟ بهخاطر این است که اینها معلول اسماء و صفات هستند. همانطوریکه عرض کردم ذات پروردگار در حیثیت علم حضوری ـ در اینجا خیلی خوب دقت کنید! ـ و حیثیت قدرت و حیثیت حیات جنبۀ علّی ندارد و اصلاً در آنجا علت و معلول معنا ندارد چون نفس تصور ذات، نفس تصور قدرت است. ذات بدون قدرت نمیشود نهاینکه ذات اول ذات است و بعد آن ذات موجب قدرت است، اول ذات حیثیتش مستقر است و بعد اراده کرده چون معلول با ارادۀ علت صورت خارجی پیدا میکند. اگر آن معلول بدون ارادۀ علت باشد و امکان انفکاک بین این دو نباشد ...، البته منظور ما از علت، علت قهری و علت غیر ارادی نیست مثل حرارت که معلول برای نار است در آنجا معنای اراده و اختیار معنا ندارد. بحث ما در مرید در علیت معلول اراده و مشیت و اختیار است یَختارُ ما یَشاء، فَعال ما یَشاء، و فاعل ما یرید در آیات قرآن نسبت به مقام اراده و مشیت در ذات پروردگار چقدر آیات آمده است؟
