
علم ذات پروردگار و کیفیت ظهورات آن
بررسی نسبت علم و اراده در مقام ذات و ظهورات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت علم ذات پروردگار به خود و آثار مادون مرتبه ذات میپردازند. بحث با بررسی علم حضوری ذات به ذات و اوصاف ذاتی آغاز شده و بر این نکته تأکید میشود که در مقام ذات، هیچگونه بینونیت یا اختلاف رتبهای میان ذات و صفاتی همچون علم، قدرت و حیات وجود ندارد. در ادامه، تفاوت میان حدوث ذاتی و حدوث زمانی در ظهورات خارجی و صور علمیه مورد تحلیل قرار میگیرد. استاد با تفکیک میان علم حضوری و علم حصولی، نقش اراده و مشیت الهی را در تحقق صور علمیه و تنوع موجودات تبیین کرده و توضیح میدهند که چگونه اراده، به عنوان مرتبهای متأخر از ذات، در سلسله علل ظهورات نقش ایفا میکند. این مباحث در نهایت به ترسیم نقشه راهی برای درک وحدت میان صورت علمی و صورت عینی در نظام هستی منتهی میشود.
علم ذات پروردگار و کیفیت ظهورات آن
1درس پانصد و شانزدهم
بحث راجع به صفت علم (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
تا آنجایی که یادم هست مثل اینکه مبحث حیثیت علمیه در ذات پروردگار بود که عرض شد جهت علمی به دو معنا در ذات پروردگار قابل تصور است همانطوریکه این مسئله در سایر افراد و اشخاص هم به همین کیفیت است.
عرض شد که مطلب اول مسئلۀ علم حضوری ذات به ذات و علم حضوری ذات به اوصاف و لوازم لا ینفکۀ از هویت ذات است مثل علم حضوری به حیاتِ ذات و علم حضوری به علم ذات که این مقام، مقام علم به علم است و نفس علم با علمِ به علم طبعاً دوتا است و علم حضوری به علم مثل علم حضوری به قدرت و حیات و ذات است. در اینجا مثل حیثیت علم، قدرت، حیات و خود ذات هیچگونه میزی و اختلاف مرتبه و رتبهای در آن عینیت خارجیۀ ذات و حقیقت وجود پروردگار معنا ندارد. چطور نفس ذات هیچگونه بینونیت ولو بینونیت رتبه با قدرت و با حیات ندارد همینطور نسبت به آن حقیقت علمیۀ به ذات و به اوصاف ذاتیۀ ذات هم بینونیتی معنا ندارد. در هر کجا که حقیقت ذات در هر رتبهای که متصور است عیناً در همان رتبه صورت علمیۀ حضوری موجود است و انفکاک بین حضرت علمی با حضرت هوهویت ذات اصلاً نمیتواند در اینجا تصور بشود و تصور اختلاف مساوق با عدم است. اگر ذات، حقیقت علم حضوری نداشته باشد به این معنا است که ذات نیست درست مثل خود حقیقت ذات انسان.
بله، از نقطهنظر مفهومی همانطور که گفتید اختلاف مفهومی مسلم است اگر اختلاف مفهومی نبود اختلاف تعابیر معنا نداشت. شما چطور میتوانید برای یک حقیقت دو مفهوم بیاورید، سه مفهوم بیاورید، چند لفظ بیاورید و یا تعابیر مختلف بیاورید؟! اینجا معنا ندارد. اگر شما در اینجا آن اختلاف را ذکر میکنید به معنای اختلاف مفهوم است ولی این اختلاف مفهوم حکایت از یک حقیقتی میکند که آن حقیقت از نقطهنظر صورت عینی در خارج واحد است.
