
تبیین تفاوت علم حضوری و علم حصولی در ذات
بررسی جایگاه علم الهی نسبت به ذات و اعیان خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت علم و تفاوت بنیادین میان علم حضوری و حصولی میپردازند. بحث با تعریف علم به عنوان تعلق ذات به معلوم آغاز شده و با استناد به مباحث نفس در حکمت متعالیه، بر این نکته تأکید میشود که علم حضوری، ادراکِ بیواسطه و ذاتی است که برای تحقق به هیچ عامل بیرونی نیاز ندارد. در ادامه، سیر بحث به سوی علم الهی سوق داده میشود تا این پرسش پاسخ یابد که آیا علم خداوند به اعیان خارجی، همانند علم حصولیِ انسان، نیازمند تعلق به امری خارج از ذات است یا خیر. استاد با نقد انگارههای نادرست در این زمینه، اثبات میکنند که علم الهی به ظهورات و تجلیات، ممتد به امتداد ذات است و هیچگونه سبق جهل یا نقصی در آن راه ندارد. این جلسه با تبیین معنای «کنز مخفی» و ضرورت ظهور ذات در قالب افعال و تجلیات به پایان میرسد.
تبیین تفاوت علم حضوری و علم حصولی در ذات
2دیدهاید گاهی از اوقات برای انسان حتی برای افراد عادی یک حال [بهت] پیدا میشود که آنها دیگر توجه ندارند و توجه از آنها سلب میشود؟! اگر انسان در جلوی آنها یک حرکتی انجام بدهد، نمیفهمند. حواس یک جای دیگر است! بچهها را دیدهاید؟ گاهی اوقات میبینید به یک جا توجه میکنند، آدم از جلوی آنها رد بشود و دست تکان بدهد بچه نمیفهمد حواسش جای دیگر است. یااینکه برای انسان یک حالت بهتی پیش میآید، آنهایی که بهت زده میشوند یکدفعه آنچنان مصیبتی برای آنها میآید که آنها را مبهوت میکند و از خود و ادراک خود تهی میکند و هرچه با او حرف بزنید نمیفهمد! زنده است و نفس میکشد ولی نمیفهمد! جواب و پاسخ شما را نمیدهد و ادراک نمیکند، او در اینجا علم حضوری ندارد؛ یعنی علمی که خود را بیابد و ادراک کند. لازم نیست انسان علم به علم داشته باشد، نه، نفس حضور علم است. الآن که شما به مطالب توجه دارید الآن یک علم حضوری نهفته در شما هست بدون اینکه علم به علم داشته باشید. اگر علم حضوری نداشته باشید مطالب من را نمیشنوید و ادراک نمیکنید و تعقل نمیکنید و اشکال نمیکنید!
اینکه الآن شما به این مطالب اشکال وارد میکنید بهخاطر این است که بر موقعیت و وجود و وضعیت خودتان علم حضوری دارید. آن علم موجب میشود که این مطالب را ادراک بکنید و اگر خلاف میبینید اشکال وارد کنید. اما اگر نه، فرض بکنید ذهنتان یک جای دیگر باشد و مشغول باشد مثلاً دعوا یا قهری شده یا بالای چشمت ابرو هست و تقّی به توقّی خورد و اینجا آمدید، تمام حواس یک جای دیگر است! هرچه آقا حرف میزند حواس یک جای دیگر است! چهکار کنیم و چطور از دل او دربیاوریم و چطور مسئله را حل کنیم؟ بعد [میگوییم که] آهای! حاج آقا کجایی؟! میگوید: هان! ببخشید آقا، ببخشید. چشم از حالا گوش میدهیم! این بهخاطر این است که علم حضوری وجود ندارد! علم یک جای دیگر است. علم را گذاشتید و در را بستید و در اینجا آمدید. آن که در اینجا آمده یک شخص و شخصیت دیگر و با یک حالات دیگر است! آن علم حضوری که لازمۀ ادراک و فهم است در اینجا فاقد است! خب حالا یک مقداری از آنهم که خب شوخی بود!
