
تبیین تفاوت علم حضوری و علم حصولی در ذات
بررسی جایگاه علم الهی نسبت به ذات و اعیان خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت علم و تفاوت بنیادین میان علم حضوری و حصولی میپردازند. بحث با تعریف علم به عنوان تعلق ذات به معلوم آغاز شده و با استناد به مباحث نفس در حکمت متعالیه، بر این نکته تأکید میشود که علم حضوری، ادراکِ بیواسطه و ذاتی است که برای تحقق به هیچ عامل بیرونی نیاز ندارد. در ادامه، سیر بحث به سوی علم الهی سوق داده میشود تا این پرسش پاسخ یابد که آیا علم خداوند به اعیان خارجی، همانند علم حصولیِ انسان، نیازمند تعلق به امری خارج از ذات است یا خیر. استاد با نقد انگارههای نادرست در این زمینه، اثبات میکنند که علم الهی به ظهورات و تجلیات، ممتد به امتداد ذات است و هیچگونه سبق جهل یا نقصی در آن راه ندارد. این جلسه با تبیین معنای «کنز مخفی» و ضرورت ظهور ذات در قالب افعال و تجلیات به پایان میرسد.
تبیین تفاوت علم حضوری و علم حصولی در ذات
1درس پانصد و پانزدهم
بحث راجع به صفت علم (1)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
... راجع به علم نه، ولی حالا راجع به قدرت همان است. راجع به علم تفاوتش را میبینیم.
تلمیذ: چون استدلالی که فرمودید: تطور ذات را مطرح کردید، ریشۀ این تطور که قدرت باشد، این تطور خارج از ذات نیست و در خود ذات هست ولی ذات که در مقولۀ ذات به خودش نگاه میکند تطور نمیبیند.
استاد: بله، ﴿كُلَّ يَوۡمٍ هُوَ فِي شَأۡنٖ﴾.1
تلمیذ: ... پایینتر از آن است.
استاد: نه، همین اقتداری که ذات دارد و در خود این توان را میبیند این قدرت است. حالا إعمال قدرت یک مسئلۀ دیگر است. شما الآن قدرت دارید، من الآن قدرت دارم که این را بلند کنم ولی نمیکنم. بله، در ظهور قدرت، من چه وقت میدانم که شما قدرت دارید؟! وقتی که از شما ببینم این را بلند کردید! میگویم که آهان! پس این دست سالم است! اگر این دست مفلوج بود نمیتوانست این را بلند کند.
تلمیذ: آنوقت این ادراکی که داریم عمومی است دیگر؟
استاد: ادراک داریم ولی قدرت که هست! ما هم همین را میگوییم که قدرت جدای از ذات نیست! حالا چه ما بفهمیم یا نفهمیم و چه ظهور پیدا بکند یا نکند! حالا مسئلۀ علم فرق میکند.
تصور دو نوع علم و بیان تعریف آنها
بحث در صفات ذاتیه به قدرت ختم شد. جلسۀ قبل بحث علم را شروع کردیم. عرض شد که علم عبارت از یک تعلقی است که ذات به یک شیء پیدا میکند و آن شیء معلوم بالعرض میشود و آن تعلق، علم است و آن صورتی که از آن شیء برای ذات حاصل میشود به آن صورت معلوم بالذات میگویند. روی این جهت دو نوع علم میتوانیم تصور کنیم؛ یکی علم حضوری است البته این بحث علم که بحث مهمی است خودش بعداً در جلد بعد اسفار میآید. در مسئلۀ وجود ذهنی راجع به علم صحبت شد و عرض شد که دو علم در اینجا وجود دارد؛ یکی علم حضوری و آن عبارت از نفس حضور شیء عند الذات است. اینکه ذات خود را درک میکند ـ البته درک غلط است، ادراک درست است، ما درک نداریم ـ اینکه ذات خود را ادراک میکند و مییابد و لحاظ میکند، این خودش علم است. همینکه ذات احساس وجود برای خودش میکند این بِنفسِه علم است. اگر انسان این احساس را نداشته باشد، دیگر در آنجا علم حضوری معنا ندارد.
- . سوره الرحمن (55) آیه 29. معاد شناسى، ج 9، ص 351:
«...هر روز خداوند در ارادۀ خاص و شأن جدیدى است.»
- . سوره الرحمن (55) آیه 29. معاد شناسى، ج 9، ص 351:
