
تبیین تفاوت علم حضوری و علم حصولی در ذات
بررسی جایگاه علم الهی نسبت به ذات و اعیان خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت علم و تفاوت بنیادین میان علم حضوری و حصولی میپردازند. بحث با تعریف علم به عنوان تعلق ذات به معلوم آغاز شده و با استناد به مباحث نفس در حکمت متعالیه، بر این نکته تأکید میشود که علم حضوری، ادراکِ بیواسطه و ذاتی است که برای تحقق به هیچ عامل بیرونی نیاز ندارد. در ادامه، سیر بحث به سوی علم الهی سوق داده میشود تا این پرسش پاسخ یابد که آیا علم خداوند به اعیان خارجی، همانند علم حصولیِ انسان، نیازمند تعلق به امری خارج از ذات است یا خیر. استاد با نقد انگارههای نادرست در این زمینه، اثبات میکنند که علم الهی به ظهورات و تجلیات، ممتد به امتداد ذات است و هیچگونه سبق جهل یا نقصی در آن راه ندارد. این جلسه با تبیین معنای «کنز مخفی» و ضرورت ظهور ذات در قالب افعال و تجلیات به پایان میرسد.
تبیین تفاوت علم حضوری و علم حصولی در ذات
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت علم و تفاوت بنیادین میان علم حضوری و حصولی میپردازند. بحث با تعریف علم به عنوان تعلق ذات به معلوم آغاز شده و با استناد به مباحث نفس در حکمت متعالیه، بر این نکته تأکید میشود که علم حضوری، ادراکِ بیواسطه و ذاتی است که برای تحقق به هیچ عامل بیرونی نیاز ندارد. در ادامه، سیر بحث به سوی علم الهی سوق داده میشود تا این پرسش پاسخ یابد که آیا علم خداوند به اعیان خارجی، همانند علم حصولیِ انسان، نیازمند تعلق به امری خارج از ذات است یا خیر. استاد با نقد انگارههای نادرست در این زمینه، اثبات میکنند که علم الهی به ظهورات و تجلیات، ممتد به امتداد ذات است و هیچگونه سبق جهل یا نقصی در آن راه ندارد. این جلسه با تبیین معنای «کنز مخفی» و ضرورت ظهور ذات در قالب افعال و تجلیات به پایان میرسد.
تبیین تفاوت علم حضوری و علم حصولی در ذات
8تلمیذ: «کُنتُ کَنزاً مَخفیاً»1 یعنی چه؟
استاد: یا الله! کجا زدی بابا!! حالا إنشاءالله شاید آن را هم در صحبتم [بیان کنم]. «کُنتُ کَنزاً مَخفیاً» این در مقام بروز و ظهور خارجی است، نه مقام علم! تا بروز و ظهور خارجی نباشد مقام ذات که نمیتواند خودش را نشان بدهد. اشعار مغربی را نخواندهاید؟! حالا امشب بروید بخوانید!
تلمیذ: منزل مرحوم علامه طهرانی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ ... ایشان همۀ سؤالها را جواب داده بودند و خسته بودند و میخواستند بنشینند، یادم هست یکی گفت: آقا «جَفَّ القلم»2 چه میشود؟ گفتیم که آقا ایشان خسته شدهاند و میخواهند بروند تازه وقت «جَفَّ القلم» است؟!
استاد: یک خطاط هر چقدر هم که خطاط ماهری باشد تا ننویسد چه کسی میفهمد که او خطاط است؟ یک نقاش کمالالملک هم باشد تا نقشه نکشد چه کسی میفهمد که او نقاش است؟! این معنای «کَنزاً مَخفیاً» است!
أللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد
- . عوالی اللَئآلی، ج 1، ص 55؛ بحار الأنوار، ج 84، ص 199؛ تفسیر بیان السّعادة، ج 4، ص 116:
«کُنت کنزًا مخفیًّا فأحببتُ أن أُعرَفَ؛ فخلقتُ الخلقَ لِکَی أُعرَف». مطلع انوار، ج 12، ص 71:
«قبل از آفرینش عالم گنجی پنهان بودم که دوست داشتم شناخته شوم؛ پس مخلوقات را آفریدم تا شناخته شوم.» - . معادن الجواهر و نزهة الخواطر، ج 2، ص ٤٢٥:
«قال رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم: جَفَّ القلمُ بما هو کائن، فأنا الذّی أثبتُّ الأشیاءَ فی اللوح المحفوظِ قبلَ خلقِها عن أمر ربّی.»
ترجمه: «رسول خدا صلّی الله علی و آله و سلّم فرمود: قلم خشک شد بر آنچه که هست (یا خواهد بود)، پس من کسی هستم که چیزها را در لوح محفوظ، اشیاء را پیش از آفرینش آنها به فرمان پروردگارم ثبت کردم.» (محقق)
- . عوالی اللَئآلی، ج 1، ص 55؛ بحار الأنوار، ج 84، ص 199؛ تفسیر بیان السّعادة، ج 4، ص 116:
