
تبیین حقیقت حیات و وحدت در موجودات
بررسی فلسفی تشخص وجود و نسبت آن با احدیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق معنای حیات و وحدت در فلسفه میپردازند. بحث با تعریف حیات به عنوان نفسِ قوام و بقای موجودیت اشیاء آغاز میشود و با نقد نگاه عامیانه که حیات را منحصر در حرکت وضعی میداند، به این نتیجه میرسد که هر موجودی در عالم، از جماد تا مجردات، به میزان وجود خود از حقیقت حیات بهرهمند است. در ادامه، استاد با تفکیک میان مفهوم عام وجود و تشخصِ جزئی آن، به این نکته ظریف اشاره میکنند که هر موجودی در مرتبه تشخص خود، دارای وحدتی اختصاصی است که به آن احدیت گفته میشود. این مباحث فلسفی در نهایت به تبیین مقام جامعیت اولیاء خدا و نحوه جمع میان تکالیف ظاهری و حقایق عرفانی در سیره معصومین، بهویژه در واقعه عاشورا منتهی میشود تا مخاطب دریابد چگونه فهم این معارف، نگاه انسان را به هستی و سایر موجودات متحول میکند.
تبیین حقیقت حیات و وحدت در موجودات
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق معنای حیات و وحدت در فلسفه میپردازند. بحث با تعریف حیات به عنوان نفسِ قوام و بقای موجودیت اشیاء آغاز میشود و با نقد نگاه عامیانه که حیات را منحصر در حرکت وضعی میداند، به این نتیجه میرسد که هر موجودی در عالم، از جماد تا مجردات، به میزان وجود خود از حقیقت حیات بهرهمند است. در ادامه، استاد با تفکیک میان مفهوم عام وجود و تشخصِ جزئی آن، به این نکته ظریف اشاره میکنند که هر موجودی در مرتبه تشخص خود، دارای وحدتی اختصاصی است که به آن احدیت گفته میشود. این مباحث فلسفی در نهایت به تبیین مقام جامعیت اولیاء خدا و نحوه جمع میان تکالیف ظاهری و حقایق عرفانی در سیره معصومین، بهویژه در واقعه عاشورا منتهی میشود تا مخاطب دریابد چگونه فهم این معارف، نگاه انسان را به هستی و سایر موجودات متحول میکند.
تبیین حقیقت حیات و وحدت در موجودات
10مقام جمع در عاشورا
در قضیۀ امام حسین علیهالسّلام در عاشورا [نگاه کنید] شما دقیقاً این مسئلۀ احساس رحمت واسعه با رعایت تکالیف ظاهری را احساس میکنید. به قدمبهقدم از اعمال و رفتار امام حسین در روز عاشورا نگاه کنید، سیدالشهدا را ببینید، آنجا چه کرد؟ اینجا چه کرد؟ چه عبارتی را گفت؟ چه حرفی را زد؟ ارتباطش با خواهرش چگونه بود؟ با بچههایش چگونه بود؟ ارتباطش با اصحابش چگونه بود؟ حضرت میخواستند قبل از اینکه اصحاب به میدان بروند و شهید بشوند اول بچههایشان بروند، چرا؟ همه که دارید به یک جا میروید؛ هم شما و بچهها و اصحاب یک جا میروید، این دیر و زود شدن برای چیست؟ این دیر و زود شدن برای رعایت چیست؟ رعایت بین دو قضیه است؛ یکی قضیۀ تکلیف، ادب ظاهر، بالأخره اینها بهخاطر امام حسین آمدند و اینکه بهخاطر امام حسین آمد، این بدبخت بیچاره را امام حسین آنجا برد ...، او بهخاطر امام حسین نیامد بلکه بهخاطر خودش آمده است که به عرش برسد، نه بهخاطر امام حسین، امام نیاز ندارد که او بیاید! حالا آن فوتی که با یک ویروس یا با یک شمشیر بیاید خب چه چیزی دارد؟ کسی که آمده در روز عاشورا تا کمک به امام حسین کند، این وسط چه کسی برده است؟! امام حسین که نبرده بلکه او برده است. او که سر جایش هست؛ حضرت فرمودند: چه کمک بکنید چه نکنید ما فردا رفتنی هستیم. خب همه هم رفتند دیگر. گفتند: نه ما بهخاطر دنیا آمدیم و خداحافظ شما! آنها رفتند.
پس این که در روز عاشورا آمد برای تعالی خودش آمد ولی امام حسین چه؟! سیدالشهداء چه فکر میکند؟! میگوید: همین رعایت ادبی ـ گرچه نفعش دارد به خودش میرسد و به من که نمیرسد ـ که کرده متقابلاً اقتضاء میکند از نقطهنظر ظهورات و بروزات، من هم اینطور او را مکافات کنم که حتی در رفتن که شده مقدم کنم آن کسی که از ظاهر به من منتسب است تااینکه اینطور باشد. اصحاب چه؟ آنها میگویند: نه، مسئله این نیست و ما برای امام حسین آمدیم ما برای سیدالشهداء و خانوادۀ سیدالشهداء آمدیم ما اصلاً چه کسی هستیم؟ ما چه هستیم؟ ما همه أعدام هستیم.
