
وحدت و حیات در حقیقت وجود
تبیین عینیت مصداقی صفات ذاتی با حقیقت وجود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق معنای وحدت و حیات در مقام ذات پروردگار میپردازند. بحث با تفکیک میان مفهوم «واحد» و «احد» آغاز میشود تا روشن گردد که چرا حقیقت وجود، ابایی از پذیرش ثانی ندارد و چگونه این حقیقت با مقام احدیت عینیت مصداقی پیدا میکند. در ادامه، استاد با نقد نگاههای اعتباری به هستی و حیات، توضیح میدهند که حیات نه یک صفت عرضی یا متأخر از ذات، بلکه عینِ حقیقت وجود و استمرار آن است. ایشان با اشاره به خطای ذهنی انسان در مواجهه با مرگ و ترسهای ناشی از تخیلات، بر ضرورت باور عقلانی به حقایق هستی تأکید میکنند. در نهایت، با عبور از مباحث متکلمین و فلاسفه، این نتیجه حاصل میشود که صفات ذاتی پروردگار، نه در مرتبهای پایینتر، بلکه در همان مرتبه ذات، با حقیقت وجود متحد هستند و تغایر مفهومی آنها، مانع از عینیت مصداقیشان نخواهد بود.
وحدت و حیات در حقیقت وجود
6بعضیها هستند خوابی میبینند، کسی به آنها میگوید، بلند میشوند میروند بیرون خیمه میزنند! من در احوالات بعضیها خواندم که همین اواخر هم فوت کردند که وقتی که خوابی دیدند رفته بودند در بیابان خیمه زده بودند! بدبخت بنشین در خانهات! چرا میروی خیمه میزنی؟! خیمه زدن و عبادت کردن ندارد! برو بنشین در خانهات کارهایی که میکنی را بکن، برو سبزی بخر، سیبزمینی بخر، گوجهفرنگی بخر، برای زن و بچهات گوشت بخر، در ضمن کارهای دیگرت را هم بکن؛ درس داری برو درست را بخوان، اشتغال داری برو اشتغالت را بکن، این بازیها چیست؟! آدم بلند شود این کارها را بکند! یک عمری سر مردم را کلاه گذاشتی و به یک نحو دیگری با مردم برخورد کردی و هزار نوع مسخرهبازی در کار خدا و خلق و اینها درآوردی حالا یک خوابی دیدی یا یک کسی برایت خواب دیده حالا بلند شدی خیمه زدی که حالا چه بشود؟! بروی آنجا خودت را آماده کنی؟! بنشین سر جایت! ملائکه گول این حرفها را نمیخورند و این بازیها هم نمیتواند آنها را به بازی وا دارد.
علیٰکلّحال انسان باید راه خودش را برود، تکلیف خودش را انجام بدهد و هر اشتغالی که دارد باید انجام بدهد. الآن به شما بگویند که آقا فردا میخواهی بمیری، خب میخواهیم بمیریم. حالا که میخواهیم بمیریم باید امشب بروم بالای کوه خضر بخوابم؟! بلند شو برو به خانهات، پیش زن و بچهات، حمام هم برو و خوب جبران ما فات و ما یأتی را بکن! خیلی خوب کارهایت را بکن و اگر قرار است از بچهات درسی بپرسی برو درسش را بپرس، اگر قرار است که کاری را تصحیح بکنی برو کارت را انجام بده طبق [روال] عادی وظیفهات را انجام بده هروقت هم ملکالموت آمد بگو که بسم الله! این مسیرها همه تخیلات است، اینها همه تصورات است که ما یک تصور دیگری داریم.
