
وحدت و حیات در حقیقت وجود
تبیین عینیت مصداقی صفات ذاتی با حقیقت وجود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق معنای وحدت و حیات در مقام ذات پروردگار میپردازند. بحث با تفکیک میان مفهوم «واحد» و «احد» آغاز میشود تا روشن گردد که چرا حقیقت وجود، ابایی از پذیرش ثانی ندارد و چگونه این حقیقت با مقام احدیت عینیت مصداقی پیدا میکند. در ادامه، استاد با نقد نگاههای اعتباری به هستی و حیات، توضیح میدهند که حیات نه یک صفت عرضی یا متأخر از ذات، بلکه عینِ حقیقت وجود و استمرار آن است. ایشان با اشاره به خطای ذهنی انسان در مواجهه با مرگ و ترسهای ناشی از تخیلات، بر ضرورت باور عقلانی به حقایق هستی تأکید میکنند. در نهایت، با عبور از مباحث متکلمین و فلاسفه، این نتیجه حاصل میشود که صفات ذاتی پروردگار، نه در مرتبهای پایینتر، بلکه در همان مرتبه ذات، با حقیقت وجود متحد هستند و تغایر مفهومی آنها، مانع از عینیت مصداقیشان نخواهد بود.
وحدت و حیات در حقیقت وجود
11حدود دو سال پیش بود وقتی که این توحید علمی و عینی را مطالعه میکردم. یک چیزهایی را هم دور صفحات مینوشتم و بعد دیگر تصمیم گرفتم که کاغذ بین کتاب بگذارم و بیخود صفحه را [خطخطی] نکنم. در همان موقع یک مطالعۀ سلسلهواری راجع به توحید علمی و عینی داشتم در آنجا من یک مسائلی به نظرم رسید که حالا اگر رفقا بروند آنجا را مطالعه کنند، احتمالاً با یک اطلاع بیشتری این مطالب را ما میتوانیم پیگیری بکنیم. عرض کردم مسائلی که ما درصددش هستیم، این دوتا نیست، این دوتا قابل برای ادراک صحیح هست.
آنچه را که در این قضیه باقی میماند مسئلۀ علم است. ما به مسئلۀ قدرت میپردازیم ولی آنچه را که بیشتر مورد نظر هست مسئلۀ علم و حیثیات مختلفۀ علم است؛ علم حضوری و علم عنائی و فرق بین علم حضوری و علم عنائی، صورت عینیه و تعینات خارجیه که به صورت علمیه هست، اینها مسائلی است که بهنظر میرسد که این بزرگان آمدند و افتراق و انفکاک در این مسئله قائل شدند، شاید نظرشان نسبت به بعضی از موارد بود و حالا آنها را به چه نحوی تصور داشتند که آن مراتب مصداقی حقائق علمی را با آن حقیقت ذات منافی دیدند و در همان مرتبه نتوانستند اینها را در کنار هم قرار بدهند و قائل به تفکیک بین مقام هوهویت و مقام احدیت شدند و مقام هوهویت را در یک مرتبۀ اعلیٰ و بطن البطون در کل مراتب وجود از مقام لابشرطی و همینطور مقام بشرطلائی که احدیت است و مقام بشرطشیئی که آن مسئلۀ واحدیت است تصور کردند.
با توجه به مطالبی که تابهحال نسبت به این دو وصف؛ اتصاف به وحدت و اتصاف به حیات عرض شد، دیگر مشکلی نماند و سؤالی دیگر باقی نماند که مسئلۀ ذات باری تعالی عبارت از همان حقیقت وجود و حقیقت بالصرافه است با مسئلۀ وحدت و حیات عینیت مصداقی دارد. گرچه از نقطهنظر مفهوم تغایر مفهومی دارند و اشکال ندارد؛ تغایر مفهومی موجب تغایر مصداقی نخواهد بود. ممکن است دو مفهوم مخالف هردو مصداقِ واحدِ عینی داشته باشند و از این نظر اشکالی ندارد.
