اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت اتصاف ذات به اوصاف کمالیه

بررسی تفاوت مفاهیم اعتباری با واقعیت‌های تکوینی در فلسفه

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین تفاوت بنیادین میان امور اعتباری و واقعیت‌های حقیقی در فلسفه می‌پردازند. بحث با تفکیک میان اتصاف در عالم اعتبار که تابع ذهن معتبِر است و اتصاف در عالم واقع که مبتنی بر حقیقت خارجی است، آغاز می‌شود. استاد با نقد برخی دیدگاه‌ها در باب تنزل ذات به واسطه اتصاف به اوصافی چون وحدت یا حیات، بر این نکته تأکید می‌کنند که مفاهیم ذهنی اگرچه متعددند، اما این کثرت مفهومی لزوماً به معنای انفکاک مرتبه در ذات باری‌تعالی نیست. در ادامه، سیر بحث به این سمت می‌رود که چگونه ذات باری‌تعالی در مقام بساطت و صرافت، واجد تمامی کمالات است و این اوصاف در مرتبه ذات، عین یکدیگرند. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که اختلاف مراتب در ظهورات، نباید با اختلاف در خودِ حقیقتِ ذات خلط شود و ذات در عین بساطت، منشأ تمامی کمالات است.

حقیقت اتصاف ذات به اوصاف کمالیه

4
  • نفس ذات یعنی نفس وحدت

  • نفس ذات یعنی نفس وحدت؛ گرچه از نظر مفهومی تفاوت دارد.

  • تلمیذ: ...

  • استاد: بحث قابل تصور بودن یک مطلب است ولی بحث انفکاک مطلب دیگر است ما در انفکاک بحث می‌کنیم. بله، مسئلۀ وحدت یک مسئله‌ای جدای از ذات است اصلاً ممکن است یک ماهیت بگویید و ربطی به ‌وجود ندارد. پس وحدت یک بحثی مربوط به کم است؛ وحدت درمقابل اِثنین و ثلاثه یک مبحث جدا دارد. همین‌طور الوان؛ ابیض درقبال اصفر درقبال احمر درقبال اخضر اینها برای خودشان یک مفاهیم جدایی دارند. مکان درقبال زمان درقبال جده درقبال کم برای خودشان یک مفهوم خاص خودشان را دارند. هر ماهیتی برای خودش حساب خاص خودش را دارد. پس ما در مفاهیم بحث نمی‌کنیم. در بحث مفاهیم بین وحدت و وجود دو مطلب مختلف هست؛ وحدت یعنی یک، وجود یعنی وجود، ماهیت یعنی ماهیت.

  • تقاضای وحدت کردن نفس تشخص

  • آیا علم نقطه‌نظر مفهوم با وحدت یکی است؟ شما وقتی که می‌گویید: زیدٌ عالمٌ، هیچ‌وقت إلی یوم القیامة وحدت زید درنظر نمی‌آید مگر اینکه بگویید: زیدٌ واحدٌ. هروقت بگویید: «زیدٌ واحدٌ»، إلی یوم القیامة «زیدٌ عالمٌ» در ذهن نمی‌آید الاّ اینکه اطلاع داشته باشید و عارف باشید به اینکه زید عالم است [یعنی] علاوه بر اینکه «زیدٌ عالمٌ»، «زیدٌ واحدٌ» ولی نفس تصور وحدت اقتضاء علم بر زید را إلی یوم القیامة نمی‌کند و نفس تصور علم اقتضاء وحدت و اِثنینیت را نمی‌کند. انسان از مسائل و خصوصیات دیگر متوجه می‌شود که هر وجودی اگر بخواهد تشخص پیدا کند اقتضاء وحدت می‌کند؛ چه این تشخص در ذات باری تعالی متحقق باشد یا در موضوعات و تعینات خارجی باشد نفس تشخص اقتضاء وحدت می‌کند.

  • من‌باب‌مثال این شیشۀ آبی که در دست من هست این شیشه متشخصٌ أم لا؟ متشخص است. اگر تشخص نداشت که در دست من نبود و شما آن را نمی‌دید. نفس همین تشخص اقتضاء وحدت می‌کند خب این اِثنین است؟! نه، یکی است این لیوانی که در دست من هست قبل از اینکه تشخص داشته باشد چطور بود؟ مایعی در کارخانه بود و ماده‌اش از جنس پلاستیک بود و بر این مایع وحدت صدق نمی‌کرد. بله! خود آن مایع فی‌حدّنفسه واحدٌ، چون در یک مکانی واحدی بود ولی این لیوان در او تشخص نداشت. چه وقتی تشخص پیدا کرد؟ وقتی که آن مایع در قالب ریخته شد و بعد اخراج شد و بعد جناب آقای ... از بازار ـ در جایی که ارزان‌تر است! ـ خریدند آن‌وقت شما می‌گویید: واحدٌ؛ تشخص پیدا کرد، تشخصش آن‌وقت بود. اما اگر خود این را شما می‌بینید، آن‌وقتی که مایع این لیوان در کارخانه داغ شده بود و حرارت به آن داده شده بود و از آن کانال و لوله‌ها می‌رفت و داشت در آن قالب می‌رفت، لیوان بود؟! لیوان کجاست؟! در آن مایع هزاران لیوان وجود دارد! آن‌وقت این را در آنجا به من نشان دهید! اصلاً قابل ارائه نیست و هنوز تشخص، کم، کیف، وضع و جده پیدا نکرده است ولی وقتی که در قالب رفت و از آن دستگاه بیرون آمد شما یک‌دفعه دیدید: متشخصٌ پس حالا که متشخصٌ، پس واحدٌ شد.