
حقیقت حیات و اتصاف ذات به اوصاف کمالی
بررسی تلازم وجود و حیات در ذات پروردگار
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه اوصاف کمالی ذات پروردگار و نحوه اتصاف ذات به این اوصاف میپردازند. بحث با تحلیل معنای احدیت و واحدیت آغاز شده و با نقد دیدگاههایی که اتصاف ذات به اوصافی نظیر حیات را موجب تنزل مقام هوهویت میدانند، ادامه مییابد. استاد با تأکید بر اینکه در مسائل فلسفی، اجماع جایگاهی ندارد و باید به واقعیت هستی نگریست، حیات را به معنای استمرار بقای ذات دانسته و آن را وصفی لاینفک از حقیقت وجود معرفی میکنند. در ادامه، تلازم میان وجود و حیات تبیین شده و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که سلب حیات از ذات، مستلزم حکم به عدم است. این جلسه با هدف روشنسازی این حقیقت که اوصاف ذاتی، عین ذات بوده و هیچگونه جدایی یا تنزلی در مقام اتصاف آنها رخ نمیدهد، به پایان میرسد.
حقیقت حیات و اتصاف ذات به اوصاف کمالی
1درس پانصد و نهم
بحث راجع به حیات
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
معنای واحدیت در زبان فارسى
راجع به مسئلۀ اتصاف ذات بدون تنزل از مقام هوهویت خودش به وحدت حقۀ حقیقیه که از او تعبیر به احدیت مىشود و در آیات قرآن هم متصف به احدیت است؛ ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾1 راجع به این مسئله صبحت شد و عرض شد که مسئلۀ اتصاف ذات به وصف احدیت موجب تنزل ذات از صقع ذاتیت و وساطت خود نیست بلکه در عین حفظ ذات در همان مرتبۀ هوهویت انتزاع احدیت از همین مسئله مىشود نهاینکه بخواهیم ذات را از آن مسئله و مرتبۀ هوهویت خودش متنازل کنیم و او را در یک مرتبۀ از اعتبار، معتبر بدانیم و آنگاه قابلیت مصداق براى احدیت پیدا کنیم. نه! بهمحض اینکه شما مىگویید که ذات، ذات بارى مثل اینکه شما گفتید: هوَ أحدٌ هذا، الذات أحدٌ هذا، الوجودُ أحدٌ این وجود یک و یگانه و یکتا است بنا بر کیفیت مفهومى که شما از معنای واحدیت در زبان فارسى به یکتائیت یا یگانه مثلاً درّ یگانه یا گوهر یگانه یا یکتا میگویند آن گوهرى که مانند او وجود ندارد و فقط یکى در عالم هست یگانه مىگویند. یکتا به معنای لا ثانىَ لَه در تعبیر زبان فارسى است اما در زبان عربى همان مسئلۀ احدیت و واحدیت است. واحد به معنای یک درمقابل اِثنین و ثلات است و احد به معنای فرد و شخص و ذاتى است که لا ثانىَ لَه است.
مقتضاى حقیقت هوهویت
بنابراین مقتضاى حقیقت هوهویت که همان ذات پروردگار است اتصافش به حقیقت احدیت بدون اعتبار معتبر است. اصلاً نیاز به اعتبار معتبر ندارد ولو خود خدا هم بگوید که من احد نیستم! [مىگوییم که] چه بگویید و چه نگویید این احدیت بر تو هست. مثل اینکه خدا بگوید که من وجود ندارم و بگوییم که خدا هست و باید حرفش را قبول کرد، نه بابا! اگر خدا هم بگوید که من وجود ندارم مىگوییم: نه بابا! مثل اینکه چرتت برده صورتت را آب بزن! یادت رفته که وجود دارى و حىّ و قیوم هستى!! آنوقت ما اینهمه زحمت کشیدیم و اینهمه کتاب اینطرف و آنطرف پخش شده و مسائلى مطرح شده و تازه تو داری زیر کاسۀ همۀ این چیزها مىزنى، آنوقت برنامه چه مىشود؟ چهکار کنیم؟! یک کارى بکن که این مسائل و قضایا و علوم استمرار پیدا کند بالأخره آدم یک چیزی داشته باشد!
- . سوره اخلاص (١١٢) آیه ١. الله شناسی، ج ٣، ص ٢٥٦:
«بگو: داستان از این قرار است که خداوند دارای صفت احدیت است.»
- . سوره اخلاص (١١٢) آیه ١. الله شناسی، ج ٣، ص ٢٥٦:
