اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت ذات و مقام احدیت

بررسی تساوی مقام ذات با حقیقت احدیت و بساطت وجود

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم بساطت و صرافت وجود می‌پردازند. بحث با بررسی این پرسش آغاز می‌شود که آیا حقیقت وجود، با وجود تعینات و کثرات در عالم، همچنان بسیط و صرف باقی می‌ماند یا خیر. ایشان با تفکیک میان مقام ذات و مقام احدیت، به این نکته می‌پردازند که چگونه حقیقت واحده وجود، فارغ از هرگونه اعتبار ذهنی، مقتضی وحدت است. در ادامه، تفاوت میان وجودات مجرده که دارای حد و قالب هستند با حقیقتِ مطلقِ وجود که از هرگونه ماهیت و حدی منزه است، تشریح می‌شود. این مباحث که بر پایه براهین فلسفی استوار است، نشان می‌دهد که اتصاف ذات به احدیت، به معنای تنزیل مقام ذات نیست، بلکه بیانگر حقیقتِ یکتایی است که حتی در فرض نبودِ هیچ مخلوقی، همچنان برقرار است. در پایان، این سیر استدلالی به تبیین مقام «هو» و جایگاه آن در عرفان نظری منتهی می‌شود.

حقیقت ذات و مقام احدیت

1
  • درس پانصد و هشتم

  • تساوی مقام ذات با حقیقت احدیت

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • در مسئلۀ اتصاف ذات به ذات اعم از هر ذاتی؛ چه ذات باری تعالی یا سایر ذوات، این اوصاف ذاتیه، در آن مسئله عرض شد که این قضیه مورد بحث است. حالا ما نسبت به مسئلۀ وجود مطلب را دنبال می‌کنیم تااینکه دربارۀ اوصاف ذاتیه و لاینفک از ذات باری صحبت شود و تکلیف آنها و انفکاک و عدم انفکاک در آنجا روشن شود.

  • معنای بساطت و صرافت

  • عرض شد که در مسئلۀ وجود وقتی که وجود را یک حقیقت صرف و بسیط بدانیم معنای بساطت و معنای صرافت این است که دیگر انسان باید چشم خود را از هر تعین و قید و حدی که طاری و عارض بر وجود می‌شود ببندد زیرا با توجه به این نکته که آنچه که در عالم وجود متحقق است خارج از حقیقت وجود نیست و اگر خارج از حقیقت وجود باشد به معنای این است که وجود حقیقتی است که برای او فرض ثانی و ثالث و رابع جایز است و وقتی که ما از این مسئله فارغ شدیم و بطلان ثانی و ثالث را برای حقیقت وجود معتقد شدیم، آن‌وقت این تعیناتی که در خارج مشاهده می‌شود؛ تعینات، کرات سماوی، عالم ارواح، عالم مجردات، عالم ملائکه و همین‌طور انواع و اقسام شجر، جماد، نبات، انسان و حیوان بِأقسامِها، تمام اینها دیگر از نقطه‌نظر توجه انسان به صرافت وجود در این مرحله نباید مدّنظر قرار بگیرد و اگر مدّنظر قرار بگیرد دیگر باطل خواهد بود. همین‌که شما اثبات صرافت برای وجود کردید و آمدید این مسئله را بدون مکاشفه و بدون شهود و بدون هیچ‌گونه انکشاف باطنی و قلبی قبول کردید بلکه براساس براهین فلسفی...

  • مشکلات بحث بر مبنای شهود

  • آن مسئلۀ انکشاف باطن یک مسئلۀ دیگری است و جای خودش را دارد و عرفا و اولیاء الهی که آمدند در عرفان نظری نسبت به این قضیه اظهارنظر کردند مطالبشان را گفتند همه مشخص است و آن مسائل در کیفیت اطوار وجود در کتب فلاسفه و عرفا مخصوصاً فتوحات این مسئله را خیلی گسترش داده و همین‌طور در مصباح الأنس این مسئله خیلی مبسوط بیان شده و تا حدودی هم صدرالمتألهین این مسئله را با استفاده از مطالب عرفا و استناره از مسائلی که برای خودش پیش آمده این مطالب را کم‌وبیش بیان کرده است. گرچه این مسائل به عمق و دقت مطالبی که آنها بیان کرده‌اند نیست ولی علیٰ‌کلّ‌حال بالأخره باز مطالب صدرالمتألهین بی‌ هیچ چیز هم نیست.