اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت ذات و مقام احدیت

بررسی تساوی مقام ذات با حقیقت احدیت و بساطت وجود

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم بساطت و صرافت وجود می‌پردازند. بحث با بررسی این پرسش آغاز می‌شود که آیا حقیقت وجود، با وجود تعینات و کثرات در عالم، همچنان بسیط و صرف باقی می‌ماند یا خیر. ایشان با تفکیک میان مقام ذات و مقام احدیت، به این نکته می‌پردازند که چگونه حقیقت واحده وجود، فارغ از هرگونه اعتبار ذهنی، مقتضی وحدت است. در ادامه، تفاوت میان وجودات مجرده که دارای حد و قالب هستند با حقیقتِ مطلقِ وجود که از هرگونه ماهیت و حدی منزه است، تشریح می‌شود. این مباحث که بر پایه براهین فلسفی استوار است، نشان می‌دهد که اتصاف ذات به احدیت، به معنای تنزیل مقام ذات نیست، بلکه بیانگر حقیقتِ یکتایی است که حتی در فرض نبودِ هیچ مخلوقی، همچنان برقرار است. در پایان، این سیر استدلالی به تبیین مقام «هو» و جایگاه آن در عرفان نظری منتهی می‌شود.

حقیقت ذات و مقام احدیت

5
  • اصلاً فرض کنید هیچ شخصی در دنیا نیست و خدا اصلاً مخلوقی را خلق نکرده است. اصلاً از بیخ و دم این مسئله را ببُریم که خیالتان راحت شود. اصلاً فرض کنید این قضیه، منظور از این قضیه مسئلۀ عالم خلق است. اصلاً فرض کنید حقیقت «کانَ ‌الله و لم یَکن مَعه شی‌ءٌ»1 حقیقتی بود که اصلاً نه در عالم خارج و نه در عالم علم عنائی، هیچ تحقق عینی خارجی و هیچ تحقق صوری و علمی در ذات پروردگار نبود. «کان الله» بس! والسّلام! «و لم یَکن مَعه شی‌ءٌ» می‌شود یا نمی‌شود؟! می‌شود. چرا نمی‌شود. آیا یک هم‌چنین ذاتی مقتضی وحدت هست یا نه؟ خب هست دیگر! واحد است دیگر! شکی در آن نیست! این مقام احدیت می‌شود! این مسئله هیچ‌گونه تفاوتی با مسئلۀ هوهویت ندارد یعنی همان حقیقت هوهویتی که ما به آن جنبۀ عماء و جنبۀ اشارۀ بدون مشارٌ إلیه ـ بالأخره هر اشاره‌ای یک مشارٌ إلیه خاص و جهت می‌خواهد دیگر! ـ آن حیثیت اشاره از باب شدت در ابهام و از باب شدت و توغّل در ابهام به «هو» تعبیر شده است و این خیلی مسئلۀ مهمی است و خود لفظ «هو» از اذکار بسیار عجیبی است و ذکر خفی و بسیار خطرناک است. بله، یک وقتی انسان همین‌طوری «هو» می‌گوید ولی یک وقت می‌گویند که باید «هو» را با این شرایط بگویی آن‌وقت یک مسائلی پیش می‌آید.

  • این شدت توغلی که این ذات در آن حقیقت صرافت دارد اصلاً قابل برای اشاره نیست و واقعاً هم همین است. انسان به چه می‌خواهد اشاره کند؟! ذات را به کدام سمت می‌خواهد قرار دهد؟! به کدام نقطۀ از باطن می‌خواهد رجوع کند و ذات را در آن نقطۀ باطن خودش می‌خواهد مورد ارزیابی قرار دهد درحالی‌که در همان مرتبه‌ای که دارد رجوع می‌کند ذات در همان مرتبه پا گذاشته و در همان مرتبه حضور دارد و با همان حضورِ ذات، انسان می‌خواهد به ذات برسد؟! خب اینکه نمی‌شود! پس دیگر نمی‌شود اشاره کرد! دیگر اینجا انسان می‌ماند! از این مسئله تعبیر به «هو» و مقام «هو» می‌شود ولی این «هو» مساوی با احد است! بنابراین مطلبی را که مرحوم علامه طباطبائی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ در محاکمات خودشان با مرحوم سید احمد آمدند و مقام احدیت را جدا کردند، باید به آن مسائل فکر شود. این مسئله مربوط به تساوی مقام ذات با حقیقت احدیت و حقیقت یکتائیت است حالا سراغ دو وصف دیگر می‌آییم که یکی وصف علم و یکی وصف قدرت است که اگر اجازه بدهید در جلسۀ بعد [توضیح دهیم].

    1. جامع الأسرار، سید حیدر آملی، ص ٥٦.