اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل کیفیت جعل و ترتب آن بر وجود یا ماهیت

بررسی دیدگاه‌های حکما در تبیین حقیقت جعل و اصالت وجود

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث دقیق فلسفی یعنی کیفیت جعل و ترتب آن بر وجود یا ماهیت می‌پردازند. بحث با تبیین معنای جعل به عنوان حقیقتی مسبوق به عدم آغاز شده و دغدغه‌های قائلین به مجعولیت ماهیت مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد. در ادامه، استاد با تفکیک میان ماهیت لابشرط قسمی و مقسمی، به تبیین بساطت و اطلاق ذات حق تعالی می‌پردازند و این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا اتصاف ذات به اوصافی همچون وحدت و حیات، با مقام اطلاقیت و لایتناهی بودن آن منافات دارد یا خیر. این جلسه با ترسیم نقشه راهی برای فهم توحید علمی و عینی، به تفاوت مراتب ادراک سالک در مواجهه با حقایق وجودی و اسماء و صفات الهی ختم می‌شود تا مخاطب با عمق و ظرافت‌های این مبحث بنیادین آشنا شود.

تحلیل کیفیت جعل و ترتب آن بر وجود یا ماهیت

6
  • چرا؟ به‌واسطۀ اینکه این لفظ بالأخره سه معنا دارد و ذهن شما با این سه معنا آشناست. اگر هر سه معنا در ذهن آمد خب این معانی که باهم متضاد هستند چطور ممکن است که من هر سه معنای متضاد را با استعمال واحد اراده کرده باشم؟! پس این‌هم مستحیل است. یک معنایی در ذهن شما می‌آید که آن معنا جامع بین سه معنای مختلف و متضاد است. آن یک حقیقت جسمیه‌ای است. هر سه‌تا شیر جسم هستند منتها یک جسمیتی که این جسمیت بین این سه مصداق دائر است و خارج از این سه مصداق نیست. آن می‌شود جسم مبهم که این سه‌تا را می‌گیرد. می‌گوییم: حتماً یکی از این سه‌تا در ذهن هست و منتظر هستم ببینم جمله چه موقع تمام می‌شود تا بعد یکی از این سه‌تا منجز بشود. این حقیقت مبهمه می‌شود که آن حقیقت مبهمه وجود خارجی ندارد.

  • پس این جسمی که الآن شما می‌گویید: من زید را دیدم، همراه با این زید خواهی‌نخواهی اوصاف او را هم دیدید. چه بگویید چه نگویید، گفتید: آن زید رنگ داشت حالا یا زرد است یا سفید است یا قرمز است. گفتید: این زیدی که من دیدم وضع داشت، گفتید: این زیدی که من دیدم طول و عرض داشت، گفتید: این زیدی که من دیدم در مکان بود، این زیدی که من دیدم در زمان بود. تمام اینها را در یک جمله که «من زید را دیدم» بیان کردید گرچه تصریح به اوصاف نکردید. بعد از شما سؤال می‌کنیم آن زیدی که شما دید قدش چقدر بود؟ مثلاً 170 سانت. عرضش چقدر بود؟ فرضاً شصت سانت. در چه مکانی بود؟ در مدرسۀ فیضیه بود. در چه زمانی بود؟! عصر بود. در چه وضعی بود؟ نشسته بود. اینها را دارد. آیا می‌توانید بگویید که من زید را دیدم بدون هیچ‌کدام از اوصاف بود؟! ذات زید را دیدم منزّه و مبرّای از وضع، کم، کیف، جده، مکان، زمان و همۀ اینها! پس خدا را دیدی! زید را ندیدی! این که تو داری تعریف می‌کنی خداست!