
تحلیل کیفیت جعل و ترتب آن بر وجود یا ماهیت
بررسی دیدگاههای حکما در تبیین حقیقت جعل و اصالت وجود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث دقیق فلسفی یعنی کیفیت جعل و ترتب آن بر وجود یا ماهیت میپردازند. بحث با تبیین معنای جعل به عنوان حقیقتی مسبوق به عدم آغاز شده و دغدغههای قائلین به مجعولیت ماهیت مورد نقد و بررسی قرار میگیرد. در ادامه، استاد با تفکیک میان ماهیت لابشرط قسمی و مقسمی، به تبیین بساطت و اطلاق ذات حق تعالی میپردازند و این پرسش را مطرح میکنند که آیا اتصاف ذات به اوصافی همچون وحدت و حیات، با مقام اطلاقیت و لایتناهی بودن آن منافات دارد یا خیر. این جلسه با ترسیم نقشه راهی برای فهم توحید علمی و عینی، به تفاوت مراتب ادراک سالک در مواجهه با حقایق وجودی و اسماء و صفات الهی ختم میشود تا مخاطب با عمق و ظرافتهای این مبحث بنیادین آشنا شود.
تحلیل کیفیت جعل و ترتب آن بر وجود یا ماهیت
5پس ذات باری تعالی همراه با لون نیست، ذات باری تعالی متصف به کیف نیست، ذات باری تعالی متصف به کم نیست، آیا میتوانیم اجسام خارجی را از این اوصاف مبرّیٰ کنیم؟! نمیتوانیم! امکان ندارد بگویید که من زید را دیدم و ذات زید را تحلیل و تجزیه کردم و جسم زید را بدون لون، کم، کیف، وضع، جده، کون و بدون زمان و اینها تصور کردم!
این همان قضیۀ شیر بدون یال و دم و شکم است.1 شما یک شیری تصور میکنید و میگویید: این شیری که تصور کردم سر ندارد! خب میگوییم که ممکن است شیری سر نداشته باشد مثلاً سرش را بریده باشند ولی یال، دم، شکم، پا و اینها برایش گذاشت. میگویید: آقا گردن هم ندارد! خب اگر گردن نداشته باشد دست و پا و دم که دارد. میگویید: آقا این شیر اصلاً دم هم ندارد. خب دمش را قطع کرده گذاشته کنار! بعد میگویید که دوتا دست هم ندارد! خب حالا ممکن است بالأخره یک طوری شده است! بعد میگویید: یال و کوپال هم ندارد، شکم و دل و روده هم ندارد! میگوییم که آقا هوا تصور کردی؟! این شیر نیست! بگو هوا را تصور کردم! بگو هواپیما تصور کردم، کشتی تصور کردم، دریا تصور کردم، فیل تصور کردم، دیگر تفاوتی از این نقطهنظر ندارد.
آن ذات باری تعالی در ذاتیت خودش آیا متصف به کیف است؟ نه، ولی جسم نمیشود متصف به کیف نباشد. اگر جسمی تصور کردید که رنگ نداشت آن هوا بوده است جسم نبود. البته هوا هم جسم است ولی منظور جسمِ خاکی است. زید را تصور کنید ـ خوب دقت کنید چه میخواهم بگویم! بیخود این مثالها را نمیزنم! ـ بدون اینکه رنگ زید را تصور کنید. این نمیشود.
تعریف طبیعت مهمله
بله! یک طبیعت مهمله داریم که اگر در نظر شریف رفقا باشد در بحث حقیقت و مجاز و رعایت عنایت در حقیقت و مجاز این را خدمت رفقا گفتیم و اشکالی که بر مخالفین سکاکی در بحث حقیقت و مجاز وارد است این مسئله را بیان کردیم که در طبیعت مهمله اهمال فقط مدّنظر است. اهمال که وجود خارجی ندارد. اهمال یک وجودی است مجرد و جوهری که ظرف وجودش فقط ذهن است. اگر در نظر رفقا باشد من گفتم: همینکه اسم شیر را میآورم، الآن صحبت شیر حیوان مفترس بود ولی همینکه گفتم: شیر، هنوز بقیهاش را نگفتم خب از این شیر که یک لفظی است دارای سه حرف و سه معنا، در زبان فارسی از او استفاده میشود چه معنایی مورد نظر من است؟ شما که علم غیب ندارید تا به مراد برسید لذا نمیتوانید برسید. مراد من یا حیوان مفترس یا شیر مأکول ـ لبنیات ـ یا شیر فلکه شیر آشپزخانه و آب و این چیزها است. تا وقتی من میگویم: آقا این شیر را ... هنوز جملۀ خودم را تمام نکردم آیا معنایی در ذهن شما میآید یا نمیآید؟! اگر نمیآید چون این لفظ دارای سه مصداق مختلفة الحقائق است بنابراین آخرش هم هیچ معنایی نباید بیاید.
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر اول، ص 79: کبودی زدن قزوینی بر شانهگاه صورت شیر و پشیمان شدن به جهت زخم.
