
تحلیل کیفیت جعل و ترتب آن بر وجود یا ماهیت
بررسی دیدگاههای حکما در تبیین حقیقت جعل و اصالت وجود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث دقیق فلسفی یعنی کیفیت جعل و ترتب آن بر وجود یا ماهیت میپردازند. بحث با تبیین معنای جعل به عنوان حقیقتی مسبوق به عدم آغاز شده و دغدغههای قائلین به مجعولیت ماهیت مورد نقد و بررسی قرار میگیرد. در ادامه، استاد با تفکیک میان ماهیت لابشرط قسمی و مقسمی، به تبیین بساطت و اطلاق ذات حق تعالی میپردازند و این پرسش را مطرح میکنند که آیا اتصاف ذات به اوصافی همچون وحدت و حیات، با مقام اطلاقیت و لایتناهی بودن آن منافات دارد یا خیر. این جلسه با ترسیم نقشه راهی برای فهم توحید علمی و عینی، به تفاوت مراتب ادراک سالک در مواجهه با حقایق وجودی و اسماء و صفات الهی ختم میشود تا مخاطب با عمق و ظرافتهای این مبحث بنیادین آشنا شود.
تحلیل کیفیت جعل و ترتب آن بر وجود یا ماهیت
4حالا در مسئلهای که در اینجا مطرح است و خیلی مسئلۀ مهمی است من هرچه تحقیق و تفحص کردم در این مسئله نتوانستم خودم را قانع کنم که مطالبی که از بزرگان در مسئلۀ لابشرطیت ذات و بشرطلائیت ذات مطرح شده است آیا منطبق با واقع است یا اشتباه از من است. علیٰکلّحال من نتوانستم خود را مقتنع کنم که آنچه که آنها در مسئلۀ بشرطلائیت مطرح کردهاند برای من قابل فهم و قابل ادراک باشد.
مقام جامعیت و جمع وحدت با کثرت
مسئلۀ ذات حق تعالی همان حقیقت وجود بالصرافه و بسیط است و در این مسئله هیچ شکی نیست. این را که میخواهم مطرح کنم این ارتباط با بحث دارد و کیفیت کلام مرحوم صاحب حکمت الإشراق روشن میشود که ایشان چطور مجعولیت را به ماهیت زدند و اشکالی که به صدرالمتألهین در اینجا وارد میشود و هم مطلبی که در اخذ ذات حق تعالی به لابشرطیت و بشرطلائیت و بشرطشیئیت که مقام جامعیت و جمع وحدت با کثرت و کثرت در وحدت است. شکی نیست که ذات حق متعال عبارت از وجود بحت بسیط واحد بالصرافه است؛ بحت و بسیط بودنش از این نظر است که نفس وجود اقتضاء اطلاق میکند این معنای بسیط بودن است یعنی خود ذات وجود را درنظر بگیرد نیاز نیست که شما وجود را در آزمایشگاه و در دستگاه تکهتکه کنید و خلاصه و چکیدۀ او را استخراج کنید بلکه همینکه به ماهیات خارجیه و به موجودات خارجیه نگاه میکنید و مراتب مختلفۀ وجود را احساس میکنید، این معنا در ذهن شما تبادر میکند. چطور ممکن است بین وجودات دارای ماهیات و محکوم به مکان و زمان با موجودات مجرده تلائم و رفاقت ایجاد کرد بدون اینکه ما وجود را بسیط ندانیم؟!
همینکه شما وجود را از بساطت انداختید دیگر حدفاصلی بین مجردات و غیر مجردات برقرار خواهد شد و مانند سدّ اسکندر بین این دو فاصله خواهد افتاد و همینطور بین دو موجود خارجی غیر مجرد هم دیگر هیچگونه تلائمی بهوجود نخواهد آمد. بنابراین ارتباط موجودات خارجیه با مبدأ جاعل منقطع خواهد شد پس وجود حق متعال و ذات باری تعالی وجود بحت و بسیطی است که دارای اطلاق است حد ندارد و لاینتاهیٰ است و دارای صرافت است و حقیقتی است که آن حقیقت، حقیقت لا شک و لا رسم و لا حد است این ذات، ذات باری تعالی است.
