
تحلیل کیفیت جعل و ترتب آن بر وجود یا ماهیت
بررسی دیدگاههای حکما در تبیین حقیقت جعل و اصالت وجود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث دقیق فلسفی یعنی کیفیت جعل و ترتب آن بر وجود یا ماهیت میپردازند. بحث با تبیین معنای جعل به عنوان حقیقتی مسبوق به عدم آغاز شده و دغدغههای قائلین به مجعولیت ماهیت مورد نقد و بررسی قرار میگیرد. در ادامه، استاد با تفکیک میان ماهیت لابشرط قسمی و مقسمی، به تبیین بساطت و اطلاق ذات حق تعالی میپردازند و این پرسش را مطرح میکنند که آیا اتصاف ذات به اوصافی همچون وحدت و حیات، با مقام اطلاقیت و لایتناهی بودن آن منافات دارد یا خیر. این جلسه با ترسیم نقشه راهی برای فهم توحید علمی و عینی، به تفاوت مراتب ادراک سالک در مواجهه با حقایق وجودی و اسماء و صفات الهی ختم میشود تا مخاطب با عمق و ظرافتهای این مبحث بنیادین آشنا شود.
تحلیل کیفیت جعل و ترتب آن بر وجود یا ماهیت
3تعریف لابشرط قسمی
مسئلهای که در اینجا مطرح هست این است که ـ خدمت رفقا قبلاً عرض کردم ـ در مسئلۀ جعلیت شکی نیست که وجود حقیقت بسیط، مجرد، لاینتاهیٰ و مطلق است و فرض ثانی برای وجود ممتنع است؛ یعنی وقتی که ما به مسئلۀ وجود و حقیقت وجود نگاه بکنیم میبینیم که حقیقت وجود یک حقیقتی است که ثانی برای او متصور نیست و از این حقیقت معنای احدیت انتزاع میشود. این یکتائیت و وحدتی که شما وجود را به او منتسب میکنید این وحدت یک وحدتی است که از ذات وجود انتزاع میشود در مقام بساطت خودش و در مقام ذات خودش و تغییری در این اتصاف بهوجود نمیآید تااینکه مقام احدیت مقام بشرطلائیت بخواهد لحاظ شود. و ما نُقِلَ عن البعض أو عنِ الکل. زیرا در بشرطلائیت نفس آن ذات شیء بدون ملاحظۀ عوارض و خصوصیات خارجیه مدّنظر است مثلاً وقتی شما شخصی را میفرستید که سبزی بخرد، سبزی هم انواعی دارد و هر نوع آن برای یک اکل مناسبت دارد؛ یک وقتی شما میخواهید نفس خود سبزی را در منزل داشته باشید با صرفنظر از نوعیت آن سبزی یعنی آنچه که رنگ سبز داشته باشد مطلوب شماست ولو اینکه کاهو یا جعفری یا تره باشد ایراد ندارد همینقدر که سبزی باشد شما میگویید: برو سبزی بخر و وقتی از شما سؤال میشود که چه نوع سبزی بخرم شما میگویید که برای من نوعیت خاصی مطرح نیست. این میشود: لابشرط؛ این میشود: ماهیت لابشرط؛ ماهیت لابشرط قسمی که لابشرط قسمی عبارت از یک واقعیت خارجیه است بدون لحاظ آن نوعیتی که دارد.
یک وقتی شما نوع خاصش را هم تعیین میکنید و میگویید: برو سبزیخوردن بگیر سایر سبزیها قابل خوردن نیست و باید در غذا طبخ شود ولی سبزیخوردن اینطور نیست لذا برو سبزیخوردن بگیر، این میشود: ماهیت بشرطشیء. یکی هم ماهیت بشرطلا است که نفی نوعیت غیر و اثبات نوعیت خاص را میکند. میگوید: سبزی بگیر که این خصوصیات را نداشته باشد. بنابراین اینهم قسم سوم از ماهیت بشرطلا است.
